ویرگول
ورودثبت نام
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزادهمهدی | معلم و ورزشکار. علاقه‌مند به فلسفه و فیزیک. اینجا درباره آگاهی، خدا، انسان و تجربه‌های فکری و شخصی می‌نویسم. با نگاه «اومانیسم توحیدی آگاهی‌بنیاد» در استعارهٔ منشور و نور.
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
خواندن ۱ دقیقه·۵ روز پیش

داستان شیشه‌گر و تله‌ی آب‌نبات‌های شور

شیشه‌گری ماهر تصمیم داشت چلچراغی عظیم بسازد؛

چلچراغی که نور خورشید را به هزاران رنگ بشکند

و در معبدِ شهر آویخته شود.

این کار سال‌ها تمرکز، سکوت و ریاضت می‌خواست.

اما در بازار، مردم دنبال زیورآلات شیشه‌ایِ براق بودند

که در یک ساعت ساخته می‌شد.

شیشه‌گر وسوسه شد.

شروع کرد به ساختن خرت‌وپرت‌های رنگی،

برای تشویق فوری و نگاهِ تحسین‌آمیزِ مردم.

تشویق‌ها مثل آب‌نبات‌های شور بودند:

در لحظه خوشمزه،

اما هرچه بیشتر می‌خورد، تشنه‌تر و خالی‌تر می‌شد.

ده سال بعد،

دستانش مهارت ساخت آن چلچراغ را از یاد برده بودند

و روحش در ابتذال بازار غرق شده بود.

درس کوتاه (پرهیز از دوپامینِ ارزان):

تأییدطلبی، اعتیاد به لایک و مصرف لذت‌های زودگذر

اقتصاد ذهن شما را ورشکسته می‌کنند.

برای خلق یک زندگی عمیق،

باید درد «به تعویق‌انداختن لذت» را تحمل کنید.

فضیلت یعنی نه گفتن به ابتذال،

برای رسیدن به معنای پایدار.

آگاهیفلسفهروانشناسیتوسعه فردی
۶
۰
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
مهدی | معلم و ورزشکار. علاقه‌مند به فلسفه و فیزیک. اینجا درباره آگاهی، خدا، انسان و تجربه‌های فکری و شخصی می‌نویسم. با نگاه «اومانیسم توحیدی آگاهی‌بنیاد» در استعارهٔ منشور و نور.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید