ویرگول
ورودثبت نام
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزادهبه نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
خواندن ۱ دقیقه·۱۴ روز پیش

داستان: «عکس»

امیر در یک خیریه کار داوطلبانه می‌کرد. یک روز مدیر مؤسسه گفت:

«باید از بچه‌های فقیر چند تا عکس بگیریم. مردم وقتی چهرهٔ ناراحت ببینن، بیشتر کمک می‌کنن.»

امیر با تردید دوربین را برداشت.

در یک کوچهٔ خاکی، پسربچه‌ای را دید که کنار مادرش نشسته بود. لباس‌هایش کهنه بود، اما نگاهش محکم و آرام بود.

مدیر گفت: «عالیه… همین چهرهٔ غمگین رو بگیر.»

امیر دوربین را بالا برد، اما دستش لرزید.

ناگهان فکر کرد: فردا این عکس در شبکه‌ها پخش می‌شود، مردم چند لایک می‌زنند، پولی می‌ریزند…

اما زندگی این بچه همان‌طور می‌ماند.

دوربین را پایین آورد و گفت:

«ما هر سال عکس می‌گیریم و کمک جمع می‌کنیم… ولی چرا این محله هنوز همین‌طور مانده؟»

چند ماه بعد امیر راه دیگری را شروع کرد؛

با چند نفر از همان محله یک کارگاه کوچک راه انداختند، بچه‌ها آموزش دیدند و چند خانواده صاحب درآمد شدند.

آن روز فهمید گاهی کمک کردن فقط تسکینِ وجدان است، نه حلِ مشکل.


درس کوتاه:

ترحم و صدقه ممکن است موقتاً درد را کم کند، اما حل واقعی فقر با ایجاد فرصت برابر و از بین بردن بی‌عدالتی ممکن می‌شود.

#عدالت #فقر #کرامت_انسانی #مسئولیت #فرصت_برابر


اگر این نوع نوشته‌ها برایت الهام‌بخش است،

در Threads با من همراه شو:

@mehdimdzh_prism

و برای مطالب کامل‌تر، نسخه‌های صوتی و آرشیو نوشته‌ها در روبیکا:

@mindprism

کار داوطلبانهفقردرس زندگیداستان کوتاهآگاهی
۸
۱
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
به نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید