ویرگول
ورودثبت نام
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزادهبه نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
خواندن ۱ دقیقه·۱۱ روز پیش

داستان: «میدانِ مین»

الهام اولِ آشنایی فکر می‌کرد سامان فقط بدشانس است.

او همیشه از خانواده‌اش می‌نالید، از رئیسش، از دوست‌های قدیمی، از نامزد قبلی.

می‌گفت: «همه با من بد بودن.»

الهام دلش می‌سوخت.

هر بار که بحثی پیش می‌آمد، سامان یک جمله آماده داشت:

«تو هم مثل بقیه‌ای.»

هیچ‌وقت نگفت: «شاید من اشتباه کردم.»

یک روز سرِ یک موضوع ساده دیر رسید.

الهام ناراحت شد.

سامان گفت: «تقصیر ترافیک بود. بعدشم تو زیادی حساسی.»

نه عذرخواهی، نه پذیرش.

آن شب، الهام نشست و فکر کرد.

در تمام داستان‌هایی که سامان تعریف کرده بود، او همیشه قربانیِ بی‌تقصیر بود.

هیچ سهمی از اشتباه‌ها برای خودش قائل نبود.

الهام ناگهان فهمید مشکل فقط غر زدن نیست؛

مشکل این است که کسی که مسئولیت نمی‌پذیرد،

فردا اگر دل تو را هم بشکند، باز می‌گوید: «تقصیر تو بود.»

چند روز بعد، وقتی سامان دوباره دنیا را مقصر دانست،

الهام آرام گفت:

«من با کسی می‌مانم که سهم خودش را هم ببیند.»

رابطه تمام شد.

درد داشت، اما آرامش داشت.

او فهمید رابطه با کسی که همیشه بی‌گناه است،

کم‌کم زندگی را به میدان مین تبدیل می‌کند.


درس کوتاه:

کسی که همیشه خودش را قربانی می‌داند، فردا مسئولیت درد تو را هم نمی‌پذیرد.

رابطه‌ی سالم بدون مسئولیت‌پذیری ممکن نیست.

#مسئولیت_پذیری #رابطه_سالم #مرزهای_شخصی #بلوغ_عاطفی #خط_قرمز


اگر این نوع نوشته‌ها برایت الهام‌بخش است،

در Threads با من همراه شو:

@mehdimdzh_prism

و برای مطالب کامل‌تر، نسخه‌های صوتی و آرشیو نوشته‌ها در روبیکا:

@mindprism

#بلوغ_عاطفی #خط_قرمز #بلوغ_عاطفی #خط_قرمز

مسئولیت پذیریرشد فردیدرس زندگیداستان کوتاهآگاهی
۱
۰
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
به نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید