ویرگول
ورودثبت نام
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزادهبه نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
خواندن ۱ دقیقه·۱ روز پیش

داستان: «نیمکت خالی»

آرمان همیشه می‌گفت:

«آدم نباید خودش را به یک نفر محدود کند. تنوع حق هر کسی است.»

او همزمان با چند دختر در ارتباط بود.

به هر کدام می‌گفت:

«فقط تو برایم خاصی.»

هیچ‌کدام خبر نداشتند که تنها نیستند.

آرمان اسم این کار را آزادی گذاشته بود.

تا اینکه یک روز، یکی از آن دخترها حقیقت را فهمید.

چند ساعت بعد، همه‌چیز برای بقیه هم روشن شد.

هیچ دعوایی نشد.

هیچ فریادی هم نبود.

فقط اعتماد، آرام‌آرام از بین رفت.

چند هفته بعد آرمان روی نیمکتی در پارک نشسته بود.

به دوستش گفت:

«نمی‌فهمم چرا هیچ‌کس دیگر به من اعتماد نمی‌کند.»

دوستش نگاهی به او کرد و گفت:

«تو دل هیچ‌کس را نشکستی چون تنوع‌طلب بودی.

دل‌ها را شکستی چون هر آدم را وسیله‌ای برای خواسته‌های خودت دیدی.

آزادی یعنی همه با آگاهی و اختیار انتخاب کنند؛ نه اینکه یکی حقیقت را پنهان کند و دیگری با دروغ تصمیم بگیرد.»

آرمان سکوت کرد.

برای اولین بار فهمید مشکل از تعداد رابطه‌هایش نبود.

مشکل از این بود که حق انتخاب واقعی را از دیگران گرفته بود.

آن روز یاد گرفت که یک رابطه سالم، با هیجان شروع نمی‌شود؛

با صداقت، احترام و مسئولیت ساخته می‌شود.

و فهمید تعهد، زندان نیست؛ انتخابی آگاهانه برای ساختن اعتمادی است که هیچ لذتی جای آن را نمی‌گیرد.


درس کوتاه:

رابطه‌ای که بر پایه پنهان‌کاری و نابرابری باشد، عشق نیست. تعهد یعنی احترام گذاشتن به اختیار، اعتماد و کرامت طرف مقابل.

#داستان_کوتاه #تعهد #اعتماد #احترام #روابط_سالم


اگر این نوع نوشته‌ها برایت الهام‌بخش است،

در Threads با من همراه شو:

@mehdimdzh_prism

و برای مطالب کامل‌تر، نسخه‌های صوتی و آرشیو نوشته‌ها در روبیکا:

@mindprism

داستان کوتاهتعهداعتماداحترامآگاهی
۶
۰
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
به نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید