مهدی محمدزاده·۱ روز پیشداستان «توهمِ تو، دروغِ من»لیلا و رضا ده سال بود زندگی مشترک داشتند. زندگیشان مثل خیلیها؛ نه رویایی، نه جهنمی. چند ماهی بود که رضا عوض شده بود؛ بیشتر با گوشی...
مهدی محمدزاده·۶ روز پیشداستان: «گوشیِ خاموش»لیلا و آرمان سه سال با هم در رابطه بودند. از آن رابطههایی که آدم فکر میکند «دیگر همین است، آخر خط...
مهدی محمدزاده·۱۱ روز پیشداستان «چراغ آشپزخانه»مهدی، یکی از همکاران علی، همیشه میگفت: «اگه زندگی هیجان نداشته باشه، عشق میمیره.» برای همین مدام دنبال تنوع و هیجان بود؛
مهدی محمدزاده·۱۵ روز پیشداستان «وقتی حرفها کافی نبود»نگار همیشه از همسرش آرش یک چیز زیاد میشنید: «دوستت دارم.» تقریباً هر روز این جمله را میگفت. گاهی هم برایش گل یا هدیه میخرید...
مهدی محمدزاده·۲۰ روز پیشداستان «قراردادی که شبیه زندگی نبود»سارا و نیما چند سال با هم دوست بودند. یک شب نیما گفت: «بیایید بدون ثبت رسمی با هم زندگی کنیم. یک قرارداد خصوصی مینویسیم؛ اگر روزی نخواست..…
بنیامین نوری دفرازی·۲۰ روز پیشBENTECHسلام. من بنیامین نوری دفرازی هستم، بنیانگذار برند BENTECH.جهان با شتاب به سمت تحول دیجیتال پیش میرود و در این میان، ما تصمیم گرفتهایم فق…
Sistan·۲۳ روز پیشپایِ من و دستِ تو❣️وقتی نتونی پای خودت وایسی نمیتونی دست هیچکس رو بگیری؛ چه برسه به این که بخوای دستش رو توی دستت نگه داری. وقتی از ترسِ دیگران خودت رو فر…
Ivy·۱ ماه پیشصبر .هوف .کلی نوشته بودم ک پاک شد یهو .نوشته بودم ، من فهمیدم ادم رابطه های امروزی و ادمای امروزی نیستم،مگر یکی مثل خودم.فهمیدم ک از رابطه های د…
زهره نایبیدردنیای تخیلات من·۳ ماه پیشپیمان آینه|فصل۲|قسمت۸وقتی کسی بیاجازه از یک دیوار نامرئی عبور میکند، صلح فرو میریزد… و احساسی متولد میشود که هیچ نامی نداشت...
Peyman Mahmoudi·۳ ماه پیشنتیجه درد ؛ زمانی که عشق به تعهد ؛ روح انسان را شفا می دهد و یا او را تُهی، پوچ و بی معنا کند..!انسانِ تهی ، در نهایت با همان چیزی روبهرو میشود که از آن فرار میکرد: تعهدمند بودن_آغاز فروپاشی و تجربه زندگیِ نرسیدن؛بله