
حمید تازه به مدرسهٔ جدیدی آمده بود.
چند نفر از همکارها خیلی زود با او گرم گرفتند.
یک روز در اتاق معلمان، یکی از آنها آهسته گفت:
«ببین… فلانی خیلی آدم عجیبیه…»
و شروع کرد پشت سر یکی از معلمها حرف زدن.
چند نفر خندیدند.
فضا صمیمیتر شد.
حمید هم اول فکر کرد:
«شاید این راه نزدیک شدن به بقیه است.»
چند روز گذشت.
یک عصر، وقتی حمید وارد اتاق شد، حرفها ناگهان قطع شد.
همه ساکت شدند.
یکی از همکارها با عجله گفت:
«هیچی… داشتیم معمولی حرف میزدیم.»
حمید همان لحظه فهمید.
همان کسی که دیروز پشت سر دیگران حرف میزد،
امروز احتمالاً دربارهٔ او هم حرف میزد.
آن شب حمید به یک نتیجه ساده رسید:
کسی که برای صمیمیت، آبروی دیگران را خرج میکند
فقط دنبال همدست است، نه دوست.
از آن روز به بعد،
هر وقت صحبت به بدگویی میرسید،
حمید فقط لبخند میزد و موضوع را عوض میکرد.
کمکم فهمید چه کسانی واقعاً اهل احتراماند
و چه کسانی فقط دنبال شریکِ غیبت میگردند.
درس کوتاه:
کسی که پشت سر دیگران حرف میزند،
دیر یا زود پشت سر تو هم حرف خواهد زد.
صمیمیتی که با بدگویی ساخته شود، دوام ندارد.
#اخلاق #دوستی #غیبت #اعتماد #شخصیت

اگر این نوع نوشتهها برات الهامبخشه،
در Threads با من همراه شو:
@mehdimdzh_prism
و برای مطالب کاملتر، نسخههای صوتی و آرشیو نوشتهها در روبیکا:
@mindprism