ویرگول
ورودثبت نام
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزادهبه نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
خواندن ۱ دقیقه·۲ روز پیش

داستان: «دست‌های گِلی»

«حامد» وقتی دید بازار پر از دروغ و کلاهبرداری است، دکانش را بست و به روستایی دورافتاده رفت تا در انزوا به آرامش برسد. دوستش «نادر» اما معتقد بود دنیا فقط همین پول و ماده است؛ پس در بازار ماند و مثل بقیه شروع به فریبکاری کرد.

اما «امیر» راه سومی را انتخاب کرد. او در همان بازارِ پرهیاهو ماند، با رقابت‌های سخت روبه‌رو شد، اما اصولش را زیر پا نگذاشت.

روزی حامد به شهر برگشت و به امیر گفت: «چطور در این کثیفی ماندی و روحت را نباختی؟ معنویت یعنی دوری از این آلودگی‌ها!»

امیر در حالی که به کارگرِ جوانی برای حل مشکلش کمک می‌کرد، گفت: «معنویتِ واقعی این نیست که در غار بنشینی و با دنیا قهر کنی. از طرفی هم نباید فکر کنی همه‌چیز فقط همین گوشت و استخوان و سودِ مادی است. نهایتِ رشد این است که در همین شلوغی و کثیفیِ دنیا حضور داشته باشی، اما نگذاری تاریکی در وجودت رسوب کند.»

امیر دست‌های خاک‌آلودش را نشان داد و لبخند زد: «هنر این است که دستت در واقعیت گِلی شود، اما خونی نشود.»


درس کوتاه:

معنویتِ اصیل، فرار از جامعه یا تسلیم شدن به تباهی نیست؛ بلکه حفظِ انسانیت و پاکی، درست در میانه‌ی طوفان‌ها و آلودگی‌های زندگی است.

#معنویت #رشد #واقع_بینی #انسانیت #اخلاق


اگر این نوع نوشته‌ها برایت الهام‌بخش است،

در Threads با من همراه شو:

@mehdimdzh_prism

و برای مطالب کامل‌تر، نسخه‌های صوتی و آرشیو نوشته‌ها در روبیکا:

@mindprism

معنویتدنیادرس زندگیآگاهیداستان کوتاه
۱
۰
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
به نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید