ویرگول
ورودثبت نام
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزادهبه نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
خواندن ۱ دقیقه·۱۱ روز پیش

داستان «روزهایی که حال نداشت»

آرش تصمیم گرفت بدنش را بسازد.

روز اول با انگیزهٔ زیاد به باشگاه رفت.

دو ساعت تمرین کرد.

به همه گفت:

«از فردا زندگی جدید شروع می‌کنم.»

چند روز اول عالی بود.

اما یک هفته بعد…

هوا سرد بود.

بدنش درد می‌کرد.

حوصله نداشت.

با خودش گفت:

«امروز نروم… فردا می‌روم.»

همان موقع مرد میانسالی را دید که آرام وارد باشگاه شد.

نه هیجان داشت،

نه حرفی می‌زد.

آرش پرسید:

«شما همیشه اینقدر منظم می‌آیید؟»

مرد لبخند زد و گفت:

«خیلی روزها اصلاً انگیزه ندارم…

اما می‌آیم، چون قرار گذاشته‌ام که بیایم.»

چند ماه بعد آرش فهمید فرق آدم‌ها کجاست.

کسانی که فقط با انگیزه شروع می‌کنند،

زود هم رها می‌کنند.

اما کسانی که به برنامه پایبند می‌مانند،

حتی در روزهایی که حال ندارند، جلو می‌روند.

درس کوتاه

انگیزه شروع می‌کند، اما انضباط است که مسیر را تا آخر ادامه می‌دهد.

#انضباط #موفقیت #پشتکار #تمرین #رشد

اگر این نوع نوشته‌ها برات الهام‌بخشه،

در Threads با من همراه شو:

@mehdimdzh_prism

و برای مطالب کامل‌تر، نسخه‌های صوتی و آرشیو نوشته‌ها در روبیکا:

@mindprism

انضباطرشدداستان کوتاهدرس زندگیآگاهی
۱۸
۰
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
به نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید