ویرگول
ورودثبت نام
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزادهبه نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
خواندن ۱ دقیقه·۱۴ ساعت پیش

داستان «فریادِ ناگزیر»

امیر، معلم ورزش مدرسه‌ای در حاشیه شهر بود. ماه‌ها بود که برای تعویض تشک‌های پاره و خطرناک سالن، به اداره نامه‌نگاری می‌کرد. کارمند مسئول، هر بار با خونسردی عصبانی‌کننده‌ای می‌گفت: «بودجه نیست، برو ماه بعد بیا.» امیر با متانت و احترام رفتار می‌کرد، اما می‌دید که بچه‌ها هر روز در معرض آسیب هستند و بودجه‌ی اداره هم صرف موارد غیرضروری می‌شود.

یک روز، وقتی دید کارمند با بی‌خیالی مشغول بازی با گوشی‌اش است و حتی جواب سلام او را نمی‌دهد، امیر تغییر رویه داد. او با صدایی بلند و لحنی قاطع، طوری که تمام ارباب‌رجوع‌ها بشنوند، فریاد زد: «اگر همین امروز حواله‌ی تجهیزات صادر نشود، مستقیم به حراست می‌روم و گزارش می‌دهم که چطور با جانِ بچه‌های مردم بازی می‌کنید!»

کارمند که تا آن لحظه امیر را جدی نمی‌گرفت، با دست‌پاچگی و ترس از آبرو، در کمتر از ده دقیقه حواله را امضا کرد. امیر در راه برگشت فهمید که در ساختارهای معیوب، همیشه «گزینه‌ی تمیز» جواب نمی‌دهد. او آموخت که گاهی برای رسیدن به یک هدف سپید، باید از مسیر خاکستری عبور کرد و فریاد زد تا حقی پایمال نشود.


درس کوتاه:

در دنیای واقعی، اخلاق محض همیشه با سکوت و لبخند همراه نیست.

وقتی با سیستمی مواجه هستید که فقط به «فشار» پاسخ می‌دهد، پافشاری بیش از حد بر «ادبِ منفعلانه» در واقع خیانت به حق خودتان و کسانی است که به شما چشم دوخته‌اند. در نبود گزینه‌ی مطلوب، قاطعیت تند، ابزاری برای اجرای عدالت است.

#حق_گرفتنی_است #هوش_موقعیت #واقع_گرایی #شجاعت_مدنی #عمل_گرایی

واقع گراییعمل گراییدرس زندگیداستان کوتاهآگاهی
۲
۰
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
به نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید