
در یک شهر مسابقهای برای دو برگزار شد.
جایزه بزرگی هم برای نفر اول گذاشته بودند.
همه پشت خط شروع ایستادند.
اما یک نفر متوجه چیز عجیبی شد.
نیمی از مسیر کاملاً صاف بود.
اما نیم دیگر سراشیبی تندی رو به بالا داشت.
بعضیها از همان اول روی قسمت صاف قرار گرفته بودند.
بعضیهای دیگر باید از زمین ناهموار و سنگلاخی بالا میرفتند.
مسابقه شروع شد.
آنهایی که مسیر صاف داشتند، خیلی زود به خط پایان رسیدند.
بعد رو به بقیه کردند و گفتند:
«اگر بیشتر تلاش میکردید، شما هم برنده میشدید.»
مردی که هنوز وسط سربالایی نفسنفس میزد، گفت:
«من از تلاش فرار نکردهام.
اما مسابقه وقتی عادلانه است که زمین برای همه یکسان باشد.»
داور به مسیر نگاه کرد.
حق با او بود.
اول زمین را هموار کردند.
سنگها را برداشتند.
شیب را اصلاح کردند.
بعد مسابقه را دوباره آغاز کردند.
این بار باز هم بعضیها سریعتر بودند.
چون تلاش، استعداد و پشتکار با هم فرق ایجاد میکرد.
اما دیگر کسی به خاطر رانت و نابرابری عقب نمانده بود.
آن روز همه فهمیدند:
تلاش فردی مهم است،
اما روی یک زمین کج، تلاش بهتنهایی عدالت نمیآورد.
اول باید موانع ساختاری برداشته شوند، تا تلاش کردن واقعاً نتیجه بدهد.
درس داستان:
عدالت یعنی برابر کردن نتیجهها نیست.
عدالت یعنی برابر کردن فرصتها، تا هرکس بتواند با تلاش خودش پیش برود.
#داستان_کوتاه #عدالت #فرصت_برابر #رانت #فقر #تلاش #مسئولیت_اجتماعی #انصاف #برابری_فرصت #جامعه
اگر این نوع نوشتهها برایت الهامبخش است،
در Threads با من همراه شو:
@mehdimdzh_prism
و برای مطالب کاملتر، نسخههای صوتی و آرشیو نوشتهها در روبیکا:
@mindprism