ویرگول
ورودثبت نام
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزادهبه نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
خواندن ۱ دقیقه·۴ روز پیش

داستان: «نقطه شروع»

امید سی‌سالگی را رد کرده بود، اما هنوز در مغازه کوچک پدرش کار می‌کرد و درآمد کمی داشت. او هر روز دولت، جامعه خراب و نداشتن سرمایه اولیه را مقصر شکست‌هایش می‌دانست. مدام می‌گفت:

«تو این مملکتِ بی‌قانون با این خانواده معمولی، هر کاری کنی تهش هیچی نیست.»

یک روز دوست قدیمی‌اش، نوید، را دید که با وجود شرایط خانوادگی مشابه، شرکت کوچک طراحی خودش را راه انداخته بود. امید با طعنه گفت: «حتماً شانس آوردی یا پارتی داشتی!»

نوید با آرامش گفت: «نه امید. من هم مثل تو هیچ‌کدام از این‌ها را نداشتم. اما یک روز فهمیدم اگر تا ابد در حال گله کردن بمانم، شرایط من تغییر نمی‌کند. هیچ قهرمانی قرار نیست بیاید مرا نجات دهد. پس خودم شروع کردم.»

این حرف مثل آب یخ روی سر امید بود. او فهمید درست است که شرایط سخت است، اما او از این سختی به عنوان سپرِ بی‌عملیِ خودش استفاده می‌کرد.

او از فردای آن روز، شب‌ها شروع به یادگیری برنامه‌نویسی کرد. سخت بود و خستگی کار روزانه امانش را می‌برید، اما دیگر منتظر معجزه نماند و مسئولیت تغییر زندگی‌اش را خودش به دوش کشید.


درس کوتاه:

شرایط بیرونی و نابرابری‌ها واقعی هستند، اما پذیرفتن مسئولیت انتخاب‌های شخصی و تلاش، تنها راهِ نجات از وضعیتِ موجود است.

#مسئولیت #تغییر #شجاعت #خودباوری #انتخاب


اگر این نوع نوشته‌ها برایت الهام‌بخش است،

در Threads با من همراه شو:

@mehdimdzh_prism

و برای مطالب کامل‌تر، نسخه‌های صوتی و آرشیو نوشته‌ها در روبیکا:

@mindprism

یادگیری برنامه‌نویسیمسئولیتتغییرداستان کوتاهخودباوری
۱
۰
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
به نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید