ویرگول
ورودثبت نام
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزادهبه نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
خواندن ۱ دقیقه·۱۶ روز پیش

داستان «کلاس بدون قانون»

اوایل سال تحصیلی بود.

معلم جدیدی به کلاس هفتم آمد.

روز اول با لبخند گفت:

«من نمی‌خواهم مثل بقیه معلم‌ها باشم.

می‌خواهم دوست شما باشم.»

بچه‌ها خوشحال شدند.

چند روز اول همه‌چیز صمیمی بود.

دانش‌آموزها وسط حرف هم صحبت می‌کردند،

گاهی تکلیف نمی‌آوردند،

و هرکس هر وقت دلش می‌خواست حرف می‌زد.

معلم هم چیزی نمی‌گفت.

فقط لبخند می‌زد.

اما بعد از چند هفته، کلاس تبدیل شد به سر و صدا.

هیچ‌کس درست درس نمی‌خواند.

چند نفر قوی‌تر بودند و بقیه عقب افتادند.

یک روز یکی از دانش‌آموزها گفت:

«آقا… ما از درس هیچی نفهمیدیم.»

آن شب معلم خیلی فکر کرد.

روز بعد با چهره‌ای جدی وارد کلاس شد.

روی تخته نوشت:

۱. هنگام درس، فقط یک نفر صحبت می‌کند.

۲. تکلیف باید انجام شود.

۳. بی‌احترامی جریمه دارد.

بعضی بچه‌ها غر زدند.

اما چند هفته بعد، اتفاق عجیبی افتاد.

کلاس آرام شد.

درس‌ها جلو رفت.

نمره‌ها بهتر شد.

آخر سال، همان دانش‌آموزی که شکایت کرده بود گفت:

«آقا… وقتی سخت‌گیر شدید، تازه ما توانستیم یاد بگیریم.»

معلم لبخند زد و گفت:

«گاهی کسی که مسئولیت دارد، باید اول نظم را نگه دارد…

بعد دوستی خودش می‌آید.»

درس کوتاه:

در هر جمعی، وقتی نقش‌ها و قانون‌ها روشن باشد،

کارها بهتر پیش می‌رود.

اقتدار منصفانه کمک می‌کند همه فرصت واقعی برای پیشرفت داشته باشند.


اگر این نوع نوشته‌ها برات الهام‌بخشه،

می‌تونی برای مطالب بیشتر در روبیکا دنبالم کنی:

@mindprism

کلاسمسئولیتقانوندرس زندگینظم
۹
۰
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
به نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید