ویرگول
ورودثبت نام
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزادهبه نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
خواندن ۱ دقیقه·۹ ساعت پیش

داستان «گیتاری که از کوک افتاد»

آرش یک مهندس عمرانِ باسابقه بود، اما همیشه در دلش آرزوی نوازندگی گیتار را داشت. یک شب، بعد از دیدن یک ویدیو انگیزشی که می‌گفت: «پل‌های پشت سرت را خراب کن و فقط دنبال علاقه‌ات برو»، تصمیمی هیجانی گرفت. او فردای آن روز استعفایش را روی میز مدیر گذاشت.

آرش فکر می‌کرد از هفته‌ی بعد، کنسرت‌هایش شلوغ می‌شود. اما واقعیتِ بازار بی‌رحم بود. شش ماه گذشت؛ هیچ‌کس برای شنیدن نوازندگی یک مهندس آماتور پولی پرداخت نمی‌کرد. حالا گیتار زدن برای آرش نه یک لذت، بلکه به یک منبع فشار و اضطراب تبدیل شده بود. او باید اجاره‌خانه‌اش را می‌داد، اما انگشتانش روی سیم‌ها می‌لرزید، چون شکمش خالی بود.

یک شب، سامان، دوست صمیمی‌اش، به خانه‌ی سرد او آمد و گفت: «آرش، تو اشتباه مهلکی کردی. دنبال علاقه رفتن به معنای رها کردن عقلانیت نیست. تو نباید پل مهندسی را می‌سوزاندی. باید روزها مهندس می‌ماندی تا شب‌ها با خیالی آسوده، گیتار بزنی و مهارتت را به سطح حرفه‌ای برسانی. علاقه، وقتی نان شب نشود، زود از دهان می‌افتد.»

آرش مجبور شد با حقوقی بسیار کمتر، دوباره به دنیای مهندسی برگردد، در حالی که دیگر حتی توانِ نگاه کردن به گیتارش را هم نداشت. او فهمید که پل‌سوزی، شجاعت نیست؛ خودکشیِ شغلی است.


درس کوتاه:

علاقه، میوه‌ی درخت «تسلط و انضباط» است، نه یک معجزه‌ی ناگهانی.

برای دنبال کردن رؤیاها، ابتدا باید زیربنای واقع‌بینانه و مالیِ محکمی ساخت.

هوشمندی یعنی تبدیل علاقه به یک «مسیر موازی»، تا زمانی که آن‌قدر تنومند شود که بتواند بار زندگی شما را به دوش بکشد. هرگز به خاطر یک هیجان زودگذر، امنیت زندگی‌تان را قمار نکنید.

#واقع_بینی #هوش_مالی #توسعه_فردی #انتخاب_شغلی #برنامه_ریزی

توسعه فردیدرس زندگیداستان کوتاهآگاهیعقلانیت
۰
۰
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
به نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید