
نکته: برای درک بهتر مفاهیم این شعر و آشنایی با احوالات این عارف بزرگ، پیشنهاد میکنم عبارت «موفق بن حمدالله قونوی» را در گوگل جستجو کنید تا به منابع اصلی و کامل دسترسی پیدا کنید.
سبک شعر: عصیان (کج)
ساقی بفشان مست شوم تا بنوازم از عشق
جوشی شود ناب شوم، مستی شود درگه عشق
ای دل، زِ خود برون شو و در خود نگر، بنگر!
کاندر دلِ خاکی توست هفت آسمان، ای یار!
آن دم که زِ جامِ عشق، جامی پر زدیم ما
از قیدِ صد هزار جهان گشتهایم آزاد
بشنو نوایِ نی را که زِ خود رها شده است
او نیز زِ بندِ تن، در آتشِ شوق گداخته است
برخیز و ببین که یار، چون پردهها برانداخت
دیگر چه غم از فنا، چون وصلِ بقا در باخت؟
ما را چه غم از دنیا و از وهمِ وهمِ هستی؟
وقتی که سرایِ دل شد جایگاهِ مستی!
《 موفق بن حمدالله قونوی 》