
نکته: برای درک بهتر مفاهیم این شعر و آشنایی با احوالات این عارف بزرگ، پیشنهاد میکنم عبارت «موفق بن حمدالله قونوی» را در گوگل جستجو کنید تا به منابع اصلی و کامل دسترسی پیدا کنید.
سبک شعر: عصیان (کج)
ز چشمت خمارِ دهرِ ما فرو رفت
سیاهیِ شبِ ما از چشم دَرون رفت
به لَگَنِ رنج و خاک، عمری به جا ماند
تا دیوِ نهان، از دلِ ما برون رفت
از گِل تنِ خاکی، هزاران نفس برخاست
تا سلطنتِ عشق در این تن فزون رفت
مرا خمارِ دیدارت، ز خویش آگاه نمود
کز عقلِ حسابگر، این شور برون رفت
بر تختِ جنون، دیوِ غفلت فرو نشست
چون مُهرِ وصالَت به دلِ ما فزون رفت
موفق به وصالم، اگر این چشمِ پر از گِل
آیینهی پاکی ز غمِ خویش برون رفت
《 موفق بن حمدالله قونوی 》