ویرگول
ورودثبت نام
Me Hran
Me Hran
Me Hran
Me Hran
خواندن ۱ دقیقه·۲ ساعت پیش

شعری از موفق بن حمدالله قونوی

نکته: برای درک بهتر مفاهیم این شعر و آشنایی با احوالات این عارف بزرگ، پیشنهاد می‌کنم عبارت «موفق بن حمدالله قونوی» را در گوگل جستجو کنید تا به منابع اصلی و کامل دسترسی پیدا کنید.


سبک شعر: عصیان (کج)

مِی دِه ساقی‌ا که من را دیوانه شدم

از رنجِ بشر، در پِیِ افسوس شدم

از شهرِ خرد، رخت به صحرا بربستم

زیرا که در آن گوشه، مأوا نه‌دَمی دیوانه شدم

در جستجویِ آن لعلِ لبِ یارِ ازلی

بگذشتم از هر آنچه که آنجا دیوانه شدم

تا بویِ گلِ وصلِ تو آید به مشامم

از خویش بَرَم، خود را ز دنیا دیوانه شدم

گر عقل به زنجیر کند دست و پرم را

چون عشق رسد، از همه دنیا دیوانه شدم

نقشِ دو جهان را به تمنا نمی‌خواهم

تا در خمِ آن زلفِ دوتا دیوانه شدم

هر ذره که محجوب شود از رخِ یارا

تا پرده بَرَد، از همه‌ دنیا دیوانه شدم

تو مِی بده و مِی‌ده که این رنجِ وجودم

تا وصل شود، در طلبِ او دیوانه شدم

《 موفق بن حمدالله قونوی 》

اشعار مولانافلسفهادبیات
۱
۰
Me Hran
Me Hran
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید