
نکته: برای درک بهتر مفاهیم این شعر و آشنایی با احوالات این عارف بزرگ، پیشنهاد میکنم عبارت «موفق بن حمدالله قونوی» را در گوگل جستجو کنید تا به منابع اصلی و کامل دسترسی پیدا کنید.
سبک شعر: عصیان (کج)
از رنجِ بشر مرا شفا بخش ساقی
کز عمرِ نمانده است برایم تَرَکی باقی
ای ساقیِ ازلی، بده جامی ز شراب
تا رنجِ تن از جانِ من گردد خلاقی باقی
این بزمِ جهان، جز گذر و سایهی وهم
در حیرتِ او نیست به جز یک نشان باقی
تا کی به سرِ خاک و خَس و خاشاک بسازم
جز شوقِ رُخَت، در دلِ من نیست جهانی باقی
از بندِ خرد، چون به جنون وادی گشتم
جز شورِ تو در سینه، نشد آرمانی باقی
عمری به سَرِ آه و فغان و حسرت بگذشت
در یادِ لبات، نیست به جز نالهای باقی
تا کی غزل از سوز و گدازِ غمِ هجرت
در مجلسِ وصلِ تو، نگرد غمها باقی
《 موفق بن حمدالله قونوی 》