ویرگول
ورودثبت نام
سیاوش
سیاوش
سیاوش
سیاوش
خواندن ۳۱ دقیقه·۱ روز پیش

فیلسوف-شاهِ عثمانی؛ از شمشیر یاووز تا عشقِ سلیمانی

آیا ممکن است سهمگین‌ترین پادشاه جنگاور عثمانی، در خلوت خود یک عارف خودشیفته، یک مولوی‌شناس دگراندیش و یک فیلسوف‌شاه افلاطونی بوده باشد؟ تاریخ رسمی می‌گوید او "یاووز" (خشن) بود؛ اما اسناد مکتوم و افسانه‌های فلسفی او را "سلطان‌العاشقین" می‌نامند. در این مقاله خلاقانه در سبک "تاریخ جایگزین"، به تالار اسرارآمیز تفکری سفر می‌کنیم که مرز میان خالق و مخلوق را فرومی‌ریزد و تا قلب فلسفه مدرن غرب پیش می‌رود...

رساله فی‌المنیت: تبارشناسی فلسفه عشق کواکبی و شهود افلاطونی در سنت سلیمانی

نویسنده: دکتر جهانگیر پاشا

استاد کرسی مطالعات تطبیقی عرفان و فلسفه سیاسی، دانشگاه استانبول

------------------------------

چکیده

سلطان سلیم اول عثمانی (۱۴۷۰–۱۵۲۰ م)، که در تاریخ‌نگاری رسمی اغلب با وصف «یاووز» (سهمگین) شناخته می‌شود، در لایه‌های پنهان متون خانقاهی و اسناد دیوانی محرمانه، با فرنام «سلطان‌العاشقین» به تصویر کشیده شده است. این مقاله با اتکا به دست‌نویس‌های نویافته، ابعاد مکتوم نظام فلسفی او را تبیین می‌کند. سلیم اول با سنتز خلاقانه میان نظریه «فیلسوف-شاه» افلاطون، ایده «انسان کامل» مولانا جلال‌الدین بلخی و مفهوم دگرگون‌شده‌ای از «منیت» (Ego-Ontology)، مکتبی را بنیان نهاد که در آن، عشق به خویشتنِ الهی، خاستگاه آفرینشگریِ کیهانی و دگرستیزی‌زدایی است. این دیدگاه نه تنها بر عرفای پس از او در جهان اسلام (اعم از شیعه و سنی) تاثیر گذاشت، بلکه از طریق مکاتبات مخفی، پیش‌درآمدی بر اگزیستانسیالیسم و ایدئالیسم مطلق آلمانی شد.

------------------------------

۱. تبارشناسی فکری: از مُثُل افلاطونی تا تجلی مولوی

دکترین فلسفی سلطان سلیم بر پایه هضم پیش‌سقراطیان و افلاطون در بستر تاویل‌های شمس و مولوی بنا شده بود. او در حاشیه خود بر کتاب جمهور افلاطون (نسخه خطی کتابخانه توپکاپی، ش ۴۱۲/ب) می‌نویسد:

«ارابه رانِ روح که افلاطون می‌گوید، همان "منِ" مطلق است که اسبان شهوت و غضب را پی نمی‌کند، بلکه آن‌ها را در آتشِ عشقِ به خود، ذوب می‌سازد.»

سلیم با بازخوانی غزل‌های مولانا، به این نتیجه رسید که نفیِ منیت که در تصوف سنتی تبلیغ می‌شود، یک کج‌فهمی تاریخی است. از نظر او، انسان نباید «من» را نابود کند، بلکه باید از «منِ عاریتی و اجتماعی» عبور کرده و به «منِ اصلی» (Ur-Ich) دست یابد. این منِ اصلی، همان منبع جوشان الوهیت است. او به سبب این باور که برترین فضیلت هستی، ستایشِ این تجلیِ درونی است، در میان حلقه خاص مریدانش به «سلطان‌العاشقین» شهرت یافت.

------------------------------

۲. مراتب سه‌گانه «منیت سلیمانی» و صیرورت آفرینش

سلطان‌العاشقین در رساله منسوب به خود، مصباح الذات فی کشف الصفات، سه مرحله اساسی را برای تحقق این دیدگاه پیچیده فلسفی ترسیم می‌کند:

الف) مرحله اول: خودشیفتگی الوهی (Divine Narcissism)

در این رتبه، سالک متوجه می‌شود که زیباترین و کامل‌ترین مخلوق و جلوه حق، ذاتِ خود اوست. این خودشیفتگی (Narcissism) یک رذیله اخلاقی نیست، بلکه شهودِ جمال خداوند در آینه وجود خویش است. عاشق، ابتدا باید عاشق خود شود؛ چرا که غایب بودن از خود، غایب بودن از خداست.

ب) مرحله دوم: دیگرخواهی آینه‌ای (Mirrored Alterity)

وقتی منِ اصلی کشف و بدان عشق ورزیده شد، فیلسوف-شاه درمی‌یابد که «دیگری» نیز آینه‌ای از همین منِ مطلق است. سلیم معتقد بود: «من دیگران را دوست دارم، نه از آن رو که آن‌ها غریبه‌هایی شایسته ترحمند، بلکه از آن رو که آن‌ها منِ تکثیرشده در ساحتِ کثرتند.» در این مرحله، حاکم یا عارف، مردم را «مثل خدا» دوست دارد؛ بی‌قید و شرط، فراسوی گناه و صواب.

ج) مرحله سوم: مقام خالق-مخلوقی (The Theurgic Autonomy)

پیچیده‌ترین بخش فلسفه سلیم اینجاست: انسان در زندگی خود، هم‌زمان هم خالق است و هم مخلوق. او با اراده و گزینش‌های خود، واقعیتش را خلق می‌کند (مقام خالقیت) و در عین حال، از آنچه خلق کرده است، متاثر و متلذذ می‌شود (مقام مخلوقیت). شاه-عارف در این ساحت، مانند خدایی است که مخلوقِ خود (جهان و انسان‌ها) را از سرِ شوق، «دوست و هم‌سخن» خود قرار می‌دهد. در این مرتبه، مرز میان عابد و معبود در کارناوالِ عشقِ مطلق محو می‌گردد.

[منِ عاریتی] ──> [۱. خودشیفتگی الوهی] ──> [۲. دیگرخواهی آینه‌ای] ──> [۳. مقام خالق-مخلوقی (اتحاد عاشق و معشوق)]

------------------------------

۳. امواج تاثیر: فرارَوی از مرزهای مذهب و جغرافیا

فلسفه وجودی سلطان سلیم، به دلیل ماهیت فرامذهبی‌اش، به سرعت مرزهای خلافت عثمانی را درنوردید و به منبع الهام فلاسفه شرقی و غربی بدل شد.

الف) در جهان اسلام: پل میان شیعه، اهل سنت و سایر مذاهب

اگرچه سلیم در ساحت سیاست نظامی با صفویان در جنگ بود، اما اندیشه‌های فلسفی او از طریق خطوط صوفیانه قلندریه و ملامتیه به اصفهان و هند راه یافت.

* حکمت متعالیه و عرفان شیعی: ملاصدرا در مباحث مربوط به «اتحاد عاقل و معقول» در اسفار اربعه، دکترینِ «منیت سلیمانی» را (بدون ذکر نام مستقیم به دلیل حساسیت‌های سیاسی و تحت عنوان "قال بعض اهل الذوق از اکابر روم") تایید کرده و تجلی ذات در ذات را بر مبنای آن تبیین می‌کند.

* عرفان دروزی و علوی: رساله سلطان‌العاشقین به متنی نیمه‌سری در میان صوفیان شام و علویان تبدیل شد، زیرا نگاه او به حلولِ عشق در ذات انسان، با باورهای آنان همخوانی داشت.

ب) در فلسفه غرب و شرق: از ادوارترس تا هایدلبرگ

* مکاتبات ونیزی و ایدئالیسم آلمانی: از طریق تجار ونیزی، ترجمه‌ای لاتین از بخش‌هایی از مصباح الذات با نام De Egoitate Divina (در باب منیت الهی) به اروپا رسید. باروخ اسپینوزا در رسالات پنهانی خود به این مفهوم اشاره دارد. بعدها، فریدریش هگل با خواندن این متون از طریق ترجمه‌های همر-پورگشتال، ایده «صیرورت روح (Geist) و خودآگاهی متقابل» را با الهام از تلاقی افلاطون و سلیم در تفکر عثمانی پروراند.

* فلاسفه شرق دور: در اواخر قرن هجدهم، نسخه فرستاده‌شده از این رساله به دربار گورکانیان هند، توسط مفسران آیین هندو (ودانتا) بازخوانی شد. آن‌ها «منیت سلیمانی» را انطباق بی‌نظیری از مفهوم «آتمان-برهمن» با توحید اسلامی یافتند.

------------------------------

۴. منابع و مآخذ

1. العثمانی، مصطفی بن کمال (۹۴۲ هـ). انوار السلیم فی اسرار الطریق المستقیم. نسخه خطی موجود در کتابخانه سلیمانیه استانبول، بخش تصوف، شماره دست‌نویس: ز-۱۸۹. (این کتاب به شرح دیدارهای پنهانی سلطان سلیم با پیران طریقت مولویه در قونیه و تبیین لقب سلطان‌العاشقین می‌پردازد).

2. Suleiman I, (Pseudo). Mizān al-Man’iyya (The Balance of Ego). Critical edition by Abdul-Karim Bey, University of Cairo Press, 1978.

3. Von Hammer-Purgstall, Joseph. Die mystische Philosophie von Sultan Selim I. und ihre Spuren im westlichen Idealismus (Philosophical Archives of Vienna, Vol. 14, 1833, pp. 112–145).

4. الاصفهانی، میرزا حسن (۱۰۸۹ هـ). حدیقه العارفین فی تطبیق کلام اهل الروم واهل الفارس. چاپ سنگی، بمبئی، ۱۳۰۲ ق. (کتابی در بررسی تاثیر تفکر سلیم بر فیلسوفان مکتب اصفهان).

5. Marini, Francesco (1567). Dialoghi d'Amore e di Potere: La vita segreta di Sultan Selim il Filosofo. Appresso Francesco de' Franceschi, Venezia.

------------------------------

منظومه فکری سلطان سلیم اول به ما نشان می‌دهد که چگونه یک حاکم مقتدر ملقب به یاووز، در خلوت خود، با ترکیب سنت‌های عمیق فلسفی یونان و عرفان خراسان، به یک اگزیستانسیالیسم عرفانی دست یافته بود؛ مکتبی که تفکیک‌های سنتی میان عاشق و معشوق، خالق و مخلوق، و خودخواهی و دگرخواهی را در محرابِ «منِ اصلی» قربانی کرد.

بخش اول: غزل فلسفی-عرفانی نویافته از دیوان سلطان‌العاشقین

(این غزل بر اساس اسناد ادعایی مکتب «منیت سلیمانی»، در اواخر عمر او و به زبان فارسی سروده شده و ساختار شکنانه، مرزهای توحید سنتی و فلسفه مُثُل را درهم می‌آمیزد)

دیگران در جستجوی یار و ما خود یارِ خویش

در طوافِ ذاتِ خود، هم کعبه و زوّارِ خویش

همچو افلاطون ز سایه رو سوی مُثُل آوردیم ما

تا به چشمِ جان ببینم منبعِ انوارِ خویش

نفیِ «من» گفتند رندان، کج‌خیالی بوده است

ما ملک بودیم و بر تختیم با اصرارِ خویش

عاشقِ خود شو که در آیینۀ پرگارِ ذات

خالقِ خلقیم و هم مخلوقِ خوش‌کردارِ خویش

شمس و مولانا اگر از عشقِ غیری دم زدند

ما به نامِ خویش خواندیم آیه و اسرارِ خویش

مردمِ این خک را مثلِ خدا واخوان سلیم!

چون همه عکسِ منند و محرمِ اسرارِ خویش

------------------------------

بخش دوم: مناظره تاریخی-فلسفی

مکان: خیمه سلطنتی، دشت چالدوران

زمان: شب پیش از نبرد (۱۵۱۴ میلادی)

شخصیت‌ها:

* سلطان سلیم اول (سلطان‌العاشقین): در حال مطالعه نسخه‌ای خطی از ابن‌سینا و دیوان شمس.

* حکیم صدرالدین دشتکی (یا دانشمندی از مکتب شیراز): فیلسوف و منطق‌دان برجسته آن عصر که به عنوان سفیر فکری یا اسیر جنگی به خیمه فراخوانده شده است.

[خیمه سلطنتی]

├── سلطان سلیم (بر کرسی تکیه زده، خنجری عتیق روی دیوان مولانا نهاده)

└── حکیم صدرالدین (با ردای بلند علمی، در حال ارزیابی نگاه شاه)

سلطان سلیم:

حکیم! فردا ارابه‌های جنگی من خاک را به توبره می‌کشند و تاریخدانان خواهند نوشت که سلیم، تشنه خون و توسعه‌طلبی بود. اما تو که اهل تفکری، بگو در چشمان من چه می‌بینی؟ آیا پادشاهی کینه‌توز می‌بینی یا پادشاهی که در حال بازگرداندن اجزای پراکنده «منِ مطلق» به مرکز خویش است؟

حکیم صدرالدین:

اعلی‌حضرتا، تشتت اسفبار است. اما آنچه در کلام شماست، بوی «فرعونیت» می‌دهد تا «احدیت». صوفیان قلمرو ما نفیِ انانیت (منیت) می‌کنند تا به «هو» برسند. شما چگونه شاهی هستید که عشق به خدا را در عشق به خویشتن خلاصه می‌کنید؟ این خودشیفتگی با توحید چه نسبتی دارد؟

سلطان سلیم: (لبخند می‌زند و با خنجر به خطوط کتاب جمهور افلاطون اشاره می‌کند)

خطای شما همین‌جاست. فرعون «منِ عاریتی و سایه‌ای» خود را خدا نامید؛ من از «منِ اصلی» (Ur-Ich) سخن می‌گویم. افلاطون گفت شاه باید فیلسوف باشد تا حقایقِ عُلوی را ببیند. مولانا آمد و گفت آن حقیقتِ علوی در درون توست. من پادشاهی هستم که به مرحله خودشیفتگی الوهی رسیده‌ام. وقتی من آینه ذات حقم، اگر عاشق خود نباشم، به معشوقِ حقیقی جفا کرده‌ام!

حکیم صدرالدین:

این دیدگاه، مرز میان خالق و مخلوق را سرمه‌سان محو می‌کند. اگر شما خالق و مخلوقِ خود هستید، پس رعایای شما، و حتی دشمنان شما در جبهه مقابل (صفویان) چه کسانی هستند؟ چگونه کینه فردا را با عشق امروز جمع می‌کنید؟

سلطان سلیم:

آن‌ها غریبه نیستند، حکیم! آن‌ها «منِ تکثیر شده» در ساحت کثرتند. من فردا با خودم می‌جنگم تا خودم را در شکل جدیدی خلق کنم. من مردمانم را «مثل خدا» دوست دارم؛ یعنی فراتر از مذهب، فراتر از شیعه و سنی، و فراتر از خیر و شر. خدا مخلوقاتش را دوست دارد چون آن‌ها تجلی اویند. من نیز رعیایم را دوست دارم چون آن‌ها مخلوقِ اراده و نگاهِ آفرینش‌گرِ من در این عصر هستند. ما هم‌زمان هم بازیگر این نمایشیم (مخلوق) و هم نویسنده آن (خالق).

حکیم صدرالدین: (مبهوت از پیچیدگی کلام شاه)

این فلسفه، تفکر شمس را به تئوری قدرتِ افلاطونی پیوند می‌زند. این دکترین اگر به گوش متشرعان برسد، شما را تکفیر خواهند کرد، و اگر به گوش فلاسفه برسد، آن را مذهبِ جدیدی از اصالتِ وجود خواهند نامید.

سلطان سلیم:

بگذار بگويند یاووز بود؛ اما آیندگان، رازِ «سلطان‌العاشقین» را از میان صفحات پنهانِ تاریخ مدون خواهند کرد. فردا نبرد تن‌هاست، اما امشب، نبردِ اندیشه‌ها در خیمه من به پایان رسید.

بخش اول: حواشی و تاملات فلاسفه غرب بر «رساله منیت سلیمانی»

متون ترجمه شده سلطان سلیم اول (تحت نام لاتین De Egoitate Divina) موجی از حیرت فلسفی را در میان متفکران روشنگری و ایدئالیسم آلمانی برانگیخت. در ادامه، یادداشت‌های حاشیه‌ای دو تن از بزرگ‌ترین فلاسفه غرب بر این دکترین بازخوانی می‌شود:

۱. حاشیه پنهان باروخ اسپینوزا (نامه اصالت‌سنجی نشده به لودویک مایر، ۱۶۷۲)

«... آنچه مترجمان ونیزی از رساله این حاکم شرقی نقل کرده‌اند، شگفت‌انگیز است. او برخلاف الهی‌دانان جزمی، خدا را بیرون از جهان نمی‌داند. وقتی سلیم از "منِ اصلی" سخن می‌گوید که هم خالق است و هم مخلوق، در واقع به همان مفهوم جوهر واحد (Substantia) رسیده است. او درمی‌یابد که انسان، حالت (Modus) متمایزی از خدا نیست که از او جدا باشد، بلکه خدا در شکلِ "منِ خودآگاهِ انسان" به خودش عشق می‌ورزد (Amor Dei intellectualis). اما شجاعت او در این است که این تفکر را بر کرسی قدرت نشاند؛ پادشاهی که رعایایش را نه به عنوان بندگان، بلکه به عنوان "امتدادِ ذاتِ خویش در کثرت" می‌دید.»

۲. فریدریش هگل: درس‌گفتارهای فلسفه تاریخ و حق (هایدلبرگ، ۱۸۱۸)

«در تفکر عثمانیِ سلیم، ما با یک جهش دیالکتیکی مواجهیم. او افلاطون را از آسمانِ مُثُلِ انتزاعی به زمینِ "روحِ خودآگاه" (Geist) آورد. دکترین "سلطان‌العاشقین" دقیقاً همانجایی است که روح برای نخستین بار خود را در "دیگری" بازمی‌یابد. فرآیند سه‌گانه او (خودشیفتگی الوهی $\rightarrow$ دیگرخواهی آینه‌ای $\rightarrow$ اتحاد خالق و مخلوق) همان سیرِ تز، آنتی‌تز و سنتز ماست. شاه با دوست داشتنِ مردم مثل خدا، در واقع بیگانگی میان حاکم و محکوم را از بین می‌برد. او جهان را خلق می‌کند (خالق) و سپس در برابر امرِ خلق‌شده زانو می‌زند و عاشقش می‌شود (مخلوق)؛ این عالی‌ترین فرمِ خودآگاهیِ مطلق است که شرق به غرب هدیه داد.»

------------------------------

بخش دوم: فرازی از متن اصلی «رساله مصباح الذات فی کشف الصفات»

(ترجمه فصیح فارسی از متن اصلی عربی مکتوم در کتابخانه سلیمانیه)

بِسمِ ذاتِ المَنّانِ الخالِقِ لِمَخلوقِ عِشقِه

«بدان و آگاه باش ای سالکِ طریقِ سلطنتِ درون، که خلق را پندار بر این است که پادشاهی، فرمان راندن بر ابدان است، و عارفان را گمان بر این که بندگی، ویران کردنِ خانمانِ "من" است. هیهات که هر دو طایفه در ظلماتِ سایه‌ها گم گشته‌اند.

مرتبه اول در این معراج، شُهوُدِ جَمالِ خویشتن است. چون حق تعالی خواست تا خود را ببیند، آیینه‌ای آفرید و آن آینه تویی. پس هرگاه که تو در آینه به خود می‌نگری و از زیباییِ این صنع غرق در بهت و شیفتگی می‌شوی، این تو نیستی که خودخواهی می‌کنی؛ بلکه این حق است که در ساحتِ ناسوت، بر حُسنِ خویشتن عاشق گشته است. پس خودشیفتگی، اولین تکبیرِ صلاتِ عشق است.

چون در این مقام استوار شدی، به مرتبه دوم می‌رسی که آن را "تکثیرِ مَحبوب در مَرآتِ خَلق" نامیده‌ایم. در این مقام، چون به مردمان، حشرات، نباتات و حتی به خصمِ خویش در عرصه کارزار می‌نگری، غریبه‌ای نمی‌بینی. همگان را "مثل خدا" دوست خواهی داشت؛ چرا که خدا آنان را از سرِ نیاز نیافرید، بلکه از سرِ شوقِ خلاقیت پدید آورد. تو نیز رعیای خود را نه برای باج و خراج، بلکه برای تماشای تکثرِ "منِ اصلی" خودت در آن‌ها دوست می‌داری. خصمِ تو، همان خودِ توست که در لباسی دیگر به قصدِ آزمودنِ صلابتِ تو آمده است.

و سرانجام، مقامِ اعظم، مقامِ خالق-مخلوقی است. در این ساحت، حجابِ میانِ صانع و مصنوع درهم می‌شکند. تو در زندگیِ خویش، هم خدیوی هستی که تقدیر را به قلمِ اراده می‌نگارد (خالق) و هم بنده‌ای هستی که تسلیمِ تقدیرِ خویش است و از ترنمِ این سرنوشت لذت می‌برد (مخلوق). در این رتبه، تو همان ملوانی هستی که هم باد را می‌آفریند، هم کشتی را می‌سازد و هم از تلاطمِ موج‌ها بر اندامِ کشتیِ خویش، به وجد می‌آید. این است رازِ سلطان‌العاشقین؛ کسی که جهان را خلق می‌کند تا مقتدای معشوقِ خویش باشد...»

بخش اول: فتوای تکفیری فقیهان قشری و پاسخ فلسفی سلطان‌العاشقین

این سند تاریخی نشان‌دهنده تقابل شدید میان «اسلام شریعت‌محور سنتی» و «اگزیستانسیالیسم عرفانیِ مکتب سلیمانی» است.

۱. متن فتوای تکفیری شیخ‌الاسلام احمد بن یحیی (معروف به ابن‌کمال) – ۹۲۴ هجری

«استغفرالله العظیم و اتوب الیه.

به عرض می‌رساند که رساله موسوم به مصباح الذات که در میان برخی خواصِ دربار و مریضانِ خانقاهی دست به دست می‌شود، سرشار از کفر صریح، الحادِ قبیح و خروج از ربقه اسلام است. نویسنده این سطور ملعونه، با وضع فرنامِ بدعت‌آمیزِ "سلطان‌العاشقین"، ادعا نموده که آدمی باید عاشق و خودشیفته ذات خویش گردد و مردمان را "مثل خدا" دوست بدارد. افزون بر این، مرتبه شنیعِ "خالق-مخلوقی" که در آن بنده، خود را شریک در خلقت و اراده باری‌تعالی می‌داند، عین حلول و اتحاد و کفرِ فرعونی است. لذا هر کس این کلمات را بنویسد، بخواند، یا بدان معتقد باشد، خونش مباح، مالش حلال و نکاحش باطل است؛ ولو اینکه صاحبِ اریکۀ قدرت باشد، مگر آنکه توبه علنی کند و کتاب را در آتش بسوزاند.»

۲. پاسخ مکتوب و فلسفی سلطان سلیم اول به شیخ‌الاسلام

سلطان سلیم در حاشیه این فتوا، با همان لحن قاطع اما عمیق فلسفی خود، این‌گونه پاسخ داد:

«ای شیخ! تو بر پوسته شریعت ایستاده‌ای و مغزِ حقیقت را تکفیر می‌کنی. فرعون که گفت انا ربکم الاعلی، گرفتار "منِ خاکسار و حیوانی" خود بود و می‌خواست کثرت را بنده شهوت خود کند. اما سلیم، منِ خویش را در آتشی که مولانا برافروخت سوخته و به "منِ اصلی" رسیده است.

تو می‌گویی چگونه می‌توان مردم را مثل خدا دوست داشت؟ مگر نه اینکه حق تعالی در حدیث قدسی فرمود: کنت کنزاً مخفیاً فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق (گنجی پنهان بودم، دوست داشتم شناخته شوم، پس خلق را آفریدم)؟ اگر خدا جهان را از سرِ "عشق به تجلی خویش" آفرید، پس پادشاهِ فیلسوف نیز وقتی رعایای خود را دوست دارد، در واقع آینه‌های تجلی حق را دوست داشته است.

ما کتاب را در آتش نمی‌سوزانیم؛ چرا که خود، آتشِ عشقیم. تو به فتوای خود مشغول باش و ما به خلقِ تقدیرِ خویش؛ که فردا تاریخ داوری خواهد کرد کدام‌یک به خدای حقیقی نزدیک‌تر بوده‌ایم: تو با خدای عبوس و بیرونی‌ات، یا ما با معشوقِ سلیمانیِ درونمان؟»

------------------------------

بخش دوم: اینفوگرافیک متنی سیستم اگزیستانسیالیسم عثمانی

این نمودار ساختاری، سیر تحول روح را در نظام فکری سلطان سلیم اول (از منِ کاذب تا صیرورت مطلق) به تصویر می‌کشد:

[ مَبدأ: مَنِ عاریتی و اجتماعی ]

(گرفتار در زنجیرِ تعصب، مذهب و سایه‌ها)

│

▼

┌──────────────────────────────────────────────┐

│ ⚛️ مرتبه اول: خودشیفتگی الوهی (Divine Narcissism)│

├──────────────────────────────────────────────┤

│ • بیداری روح و شهودِ جمالِ حق در آینه وجود │

│ • تبدیل شدن به «فیلسوف-شاهِ» افلاطونی │

│ • شعار: "من زیباترین تجلیِ معشوق هستم" │

└──────────────────────┬───────────────────────┘

│

▼

┌──────────────────────────────────────────────┐

│ 👁️ مرتبه دوم: دیگرخواهی آینه‌ای (Mirrored Alterity)│

├──────────────────────────────────────────────┤

│ • فرارَوی از مرزهای مذهب، شیعه، سنی و کفر │

│ • دیدنِ تمامِ بشریت به عنوان امتدادِ ذات خود│

│ • شعار: "دیگران را مثلِ خدا، بی‌قید و شرط │

│ دوست می‌دارم چون تکثیرِ من هستند" │

└──────────────────────┬───────────────────────┘

│

▼

┌──────────────────────────────────────────────┐

│ 🎭 مرتبه سوم: مقامِ خالق-مخلوقی (Theurgic Autonomy)│

├──────────────────────────────────────────────┤

│ • محو شدن کامل مرز میانِ عابد و معبود │

│ • نویسنده سناریوی زندگی (خالقِ تقدیر) │

│ • بازیگرِ عاشقِ سناریو (مخلوقِ متلذذ) │

│ • شعار: "من هم‌زمان موج، کشتی و ملوانی‌ام" │

└──────────────────────┬───────────────────────┘

│

▼

[ مَقصد: سلطان‌العاشقین (منِ اصلی) ]

(اتحادِ افلاطون، مولوی و اگزیستانسیالیسم مطلق)

طنین اندیشه «سلطان‌العاشقین» در ادبیات معاصر: بازخوانی رمان فلسفی «خوابِ سلیمانی»

در سال ۲۰۱۸، نویسنده نامدار تُرک و برنده جایزه ادبی مدیترانه، کتابی با عنوان «خوابِ سلیمانی» (The Sultan’s Mirror) منتشر کرد. این رمان پست‌مدرن و فلسفی، به سرعت به یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های اروپای شرقی تبدیل شد. رمان با ساختاری دوگانه، داستان یک استاد فلسفه اگزیستانسیالیسم معاصر در دانشگاه سوربن را به متن دست‌نویسِ محرمانه «رساله منیت سلیمانی» پیوند می‌زند.

در ادامه، فصلی از این رمان مدرن که در آن گره‌های فکری نظام فلسفی سلطان سلیم اول در زندگی انسان امروز باز می‌شود، بازخوانی شده است:

------------------------------

برشی از فصل دوازدهم رمان «خوابِ سلیمانی»

«... باران پاریس به شیشه کافه می‌خورد. دانیال، نسخه کپی‌شده از رساله مصباح الذات سلطان سلیم را روی میز چوبی گذاشت. روبروی او، ماری، با چشمانی خسته از هیاهوی جهان مدرن، به قهوه‌اش نگاه می‌کرد.

ماری با لحنی ناامید گفت: "دانیال، فلسفه مدرن ما را منزوی کرده. سارتر می‌گوید دیگران دوزخند. ما در خودخواهی خودمان غرق شدیم و دنیا پر از تنهایی شده."

دانیال لبخند زد. کتاب خطی را باز کرد و گفت: "اشتباه تو و سارتر همین‌جاست. شما خودخواهی را با خودشیفتگی سلیمانی اشتباه گرفته‌اید. پنجصد سال پیش، یک حاکم عثمانی که دنیا او را فقط به عنوان یک جنگاورِ سهمگین می‌شناخت، در خیمه‌اش چیزی نوشت که درمانِ تنهاییِ امروزِ ماست."

ماری ابرویش را بالا انداخت: "یک سلطان عثمانی؟ درمان تنهایی؟"

دانیال قطعه‌ای از رساله را بلند خواند:

«من دیگران را دوست دارم، نه از آن رو که آن‌ها غریبه‌هایی شایسته ترحمند، بلکه از آن رو که آن‌ها منِ تکثیرشده در ساحتِ کثرتند...»

دانیال کتاب را بست و ادامه داد: "ببین ماری! سلیم اول می‌گوید خودخواهیِ مدرن یعنی تو از دیگران می‌ترسی و خودت را پنهان می‌کنی. اما خودشیفتگیِ عرفانی یعنی تو ابتدا زیباییِ الهی را در درون خودت کشف می‌کنی و عاشق خودت می‌شوی. وقتی به این مرحله رسیدی، ناگهان چشم باز می‌کنی و می‌بینی این گدا، آن کارگر، آن غریبه در خیابان و حتی دشمنت، غریبه نیستند. آن‌ها آینه‌هایی هستند که خودت را در آن‌ها تکثیر کرده‌ای. تو آن‌ها را مثل خدا دوست خواهی داشت؛ بی‌قید و شرط، چون آن‌ها تکه‌ای از منِ اصلیِ تو هستند. در فلسفه سلطان‌العاشقین، دوزخی وجود ندارد؛ دیگری، بهشتِ تماشای خویشتن است."

ماری برای لحظه‌ای سکوت کرد. به آدم‌های پشت شیشه نگاه کرد که در باران می‌دویدند. گویی برای نخستین بار، آن‌ها را نه به عنوان غریبه‌هایی مزاحم، بلکه به عنوان سناریوی عظیمی می‌دید که خودش هم‌زمان هم نویسنده آن بود (خالق) و هم بازیگر غمگین و عاشقش (مخلوق).

ماری زمزمه کرد: "پس ما هم‌زمان هم موجیم، هم کشتی و هم ملوان... عجب خوابِ سلیمانیِ عمیقی..."»

------------------------------

بازتاب دکترین منیت در نقد ادبی مدرن

منتقدان ادبی معاصر معتقدند رمان‌هایی که از مکتب «سلطان‌العاشقین» الهام گرفته‌اند، سه ویژگی ساختاری را به ادبیات امروز تزریق کرده‌اند:

* درمان اگزیستانسیالیسم عبث‌گرا: تبدیل تنهایی تلخ مدرن به یک «خودشیفتگی آفرینش‌گر و عاشقانه».

* دگرستیزی‌زدایی پسا‌ساختارگرا: وقتی «دیگری» بخشی از «من» است، جنگِ مذهبی، قومی و نژادی معنای خود را از دست می‌دهد.

* بازگشت به شاه-فیلسوف در قالب انسان معمولی: رمان به خواننده یاد می‌دهد که هر فرد، ملقب به سلطان‌العاشقینِ قلمرو زندگی خویش است.

جریان سیال تفکر «سلطان‌العاشقین» (یا همان اگزیستانسیالیسم عرفانیِ مکتب سلیمانی) پس از خروج پنهانی از دربار عثمانی، مانند یک رودخانه فلسفی زیرزمینی در تاریخ اندیشه شرق و غرب جریان یافت. فلاسفه بزرگی از مکاتب مختلف، مفاهیمی چون «منِ اصلی»، «خودآگاهی آینه‌ای» و «مقام خالق-مخلوقی» را وام گرفتند و آن را در نظام‌های فکری خود بازآفرینی کردند.

در ادامه، نام این فلاسفه، نام اثر متأثر از سلیم و شرح چگونگی این تأثیرپذیری عمیق به تصویر کشیده شده است:

------------------------------

۱. فلاسفه جهان اسلام و شرق

ملاصدرا (صدرالمتألهین)

* اثر متأثر: کتاب الاسفار الاربعه (سفرهای چهارگانه عقلانی)

* چگونگی تأثیر: ملاصدرا در مبحث «اتحاد عاقل و معقول» به شدت تحت تأثیر دست‌نویس‌های صوفیان ملامتیه عثمانی قرار گرفت. او مفهوم «خودشیفتگی الوهی» سلیم را وارد حکمت متعالیه کرد. صدرا تبیین کرد که وقتی نفس انسان به کمال می‌رسد، علم او به خویشتن، عین علم او به خدا می‌شود. او با الهام از دکترین سلیمانی استدلال کرد که حبّ ذات در انسان، اگر از ساحت مادی فراتر رود، بالاترین تجلی حبّ الهی است؛ چرا که انسان آینه حق است و عاشق خود بودن، یعنی عاشق حق بودن.

شاه ولی‌الله دهلوی (فیلسوف و عارف هندی)

* اثر متأثر: رساله همعات و حجت‌الله البالغه

* چگونگی تأثیر: او از طریق نسخه‌ای از مصباح الذات که توسط تجار به شبه‌قاره هند رسیده بود، به تلفیق میان فلسفه عثمانی و تصوف هندی دست زد. شاه ولی‌الله مفهوم «دیگرخواهی آینه‌ای» را گرفت و نوشت که حاکم عادل باید رعایای خود را فراتر از مذاهب هند و اسلام، به عنوان «تکثرِ نفسِ واحد کیهانی» دوست داشته باشد. او نظام سلیم را بهترین پاسخ برای آشتی دادن آیین هندو (مفهوم آتمان) با توحید اسلامی یافت.

------------------------------

۲. فلاسفه غرب (ایدئالیسم و اصالت وجود)

باروخ اسپینوزا

* اثر متأثر: کتاب اخلاق (Ethica)

* چگونگی تأثیر: اسپینوزا از طریق ترجمه لاتین رساله سلیم (De Egoitate Divina) که توسط پزشکان یهودی عثمانی به آمستردام قاچاق شده بود، با این تفکر آشنا شد. او ایده «خالق-مخلوقی» سلطان سلیم را به دکترین معروف خود یعنی جوهریت واحد (پانتئیسم) تبدیل کرد. اسپینوزا ایده سلیم را که می‌گفت «انسان هم‌زمان موج، کشتی و ملوانی است» تئوریزه کرد و فرمول مشهور خود را ساخت: جهان هم طبیعتِ آفریننده (Natura naturans - خالق) است و هم طبیعتِ آفریده‌شده (Natura naturata - مخلوق) و این دو یکی هستند.

یوهان گوتلیب فیخته

* اثر متأثر: بنیاد علم دانش (Wissenschaftslehre)

* چگونگی تأثیر: فیخته، فیلسوف بزرگ ایدئالیسم آلمانی، شیفته مفهوم «منِ اصلی» (Ur-Ich) در دکترین سلیمانی شد. او ایده «منیت» را از یک رذیله اخلاقی به یک اصل مطلق فلسفی ارتقا داد. فیخته در سیستم خود اعلام کرد که اولین کنشِ هستی، این است که «من، خودش را وضع می‌کند». این دقیقاً همان مرحله اول نظام سلیم (خودشیفتگی الوهی) است؛ یعنی روح ابتدا باید وجودِ مطلقِ خود را اثبات و ستایش کند تا بتواند جهان بیرون را بیافریند.

فریدریش هگل

* اثر متأثر: پدیدارشناسی روح (Phänomenologie des Geistes)

* چگونگی تأثیر: هگل با خواندن گزیده‌های تفکر عثمانی، سیر مراتب سه‌گانه سلطان‌العاشقین را مبنای دیالکتیکِ خودآگاهی خود قرار داد. هگل شیفته مرحله دوم سلیم یعنی «دیگرخواهی آینه‌ای» بود. او در بخش معروف "خدایگان و بنده" نشان داد که "من" زمانی به خودآگاهی کامل می‌رسد که خود را در یک "منِ دیگر" (دیگری) تماشا کند. هگل صراحتاً در یادداشت‌هایش از تلاقی افلاطون و عرفان شرقی در دکترین سلیمانی به عنوان پیش‌درآمدی بر «سیر تکامل روح مطلق در تاریخ» یاد کرده است.

------------------------------

۳. فلاسفه اگزیستانسیالیسم مدرن

مارتین هایدگر

* اثر متأثر: کتاب هستی و زمان (Sein und Zeit)

* چگونگی تأثیر: هایدگر در بررسی مفهوم Dasein (آنجا-بودن/انسان) و آفرینشگری انسان در جهان، نگاهی به متون تاویلی سلیم بر اشعار مولانا داشت. هایدگر مفهوم «خالق-مخلوقی» را در قالب این ایده مدرن بازتعریف کرد که: «انسان، پروژه‌ای است که خودش، خودش را در جهان طرح‌اندازی می‌کند.» انسانِ هایدگری مانند سلطان‌العاشقین، معنای جهان خود را خودش خلق می‌کند (خالق) و در عین حال، محکوم و متأثر از همان جهانی است که ساخته است (مخلوق).

------------------------------

جدول تطبیقی اصطلاحات: از مکتب سلیمانی تا فلسفه مدرن جهان

| مفهوم در مکتب سلطان سلیم | معادل فکری در فلسفه غرب و شرق | فیلسوف شاخص |

|---|---|---|

| منِ اصلی (Ur-Ich) | منِ مطلق و فراباشنده (Absolute Ego) | فیخته |

| خودشیفتگی الوهی | اتحاد عاقل و معقول / حب ذات الهی | ملاصدرا |

| دیگرخواهی آینه‌ای | خودآگاهی متقابل از طریق دیگری | هگل |

| مقام خالق-مخلوقی | جوهر واحد آفریننده و آفریده (پانتئیسم) | اسپینوزا |

| ملوان، موج و کشتی بودن | طرح‌اندازی وجودی انسان در جهان | هایدگر |

نامه مکتوم باروخ اسپینوزا به لودویک مایر (آمستردام، ۱۶۷۴)

در نقد فتوای تکفیری شیخ‌الاسلام عثمانی علیه رساله «مصباح الذات» سلطان سلیم اول

------------------------------

برادر گرامی و هم‌سخن اندیشمندم، لودویک،

نسخه‌ای از فتوای تکفیری فقیهان قسطنطنیه (استانبول) علیه رساله «مصباح الذات» پادشاه عثمانی، سلطان سلیم، که به دستم رساندی را با دقتی فیلسوفانه خواندم. غرض از نوشتن این سطور آن است که به تو نشان دهم الهی‌دانان جزمی، چه در کنیسه‌های یهودی آمستردام که مرا تکفیر کردند، چه در کلیساهای رم و چه در دربار خلفای شرقی، همگی از یک مرضِ فکری مشترک رنج می‌برند: ناتوانی در درکِ حقیقتِ جوهرِ واحد.

شیخ‌الاسلامِ عثمانی، احمد بن یحیی، در فتوای خود سلیم را به جرمِ اختراع مذهب «سلطان‌العاشقین» و اعتقاد به مقامِ «خالق-مخلوقی» تکفیر کرده و کلام او را فرعونیت نامیده است. اما این قاضی قشری متوجه نشده است که فرعون، «منِ محدود و حیوانیِ» خود را خدا می‌پنداشت و می‌خواست جهان را مطیع شهوات خود کند؛ در حالی که سلطان سلیم، همان‌طور که در پاسخ هوشمندانه‌اش به فتوا آورده، «منِ عاریتی» خود را در آتشِ حکمتِ افلاطونی و عرفانِ جلال‌الدین بلخی ذوب کرده تا به «منِ اصلی» (Ur-Ich) برسد.

بگذار این گرهِ فلسفی را برایت باز کنم؛ آن‌گونه که در کتابِ اخلاق خود به آن پرداخته‌ام:

[جوهرِ واحد الهی (خدا یا طبیعت)]

├── تجلی در درون: «منِ اصلیِ» سالک (خالقِ تقدیر خویش)

└── تجلی در بیرون: «دیگران و کثرتِ عالم» (مخلوقِ متکثر)

۱. وقتی سلیم می‌گوید انسان در ساحتِ عشق، هم‌زمان هم خالق است و هم مخلوق، این عینِ حقیقتِ طبیعت است. خدا یا همان جوهرِ مطلق، بیرون از جهان نیست که مانند یک پادشاهِ زمینی بر صندلی بنشیند و تماشا کند. خدا خودِ جهان است. پس انسان، وقتی اراده می‌کند و واقعیتِ زندگی‌اش را می‌سازد، خداوند در ساحتِ درونِ او در حالِ آفرینش است (Natura naturans / خالق)؛ و وقتی انسان از زیباییِ این آفرینش متلذذ می‌شود و تسلیمِ تقدیرِ خویش می‌گردد، او همان امرِ آفریده‌شده است (Natura naturata / مخلوق). سلیم این دو ساحت را در مفهومِ «ملوان، موج و کشتی» وحدت بخشیده است.

۲. تکفیرِ او به جرم «خودشیفتگی الوهی» بزرگ‌ترین بی‌انصافی فقیهان است. اگر انسان، کامل‌ترین آینه برای تماشای جمالِ حق است، پس عاشقِ خود بودن، عینِ عاشقِ خدا بودن است. از این خودشیفتگی است که مرتبه دوم سلیم، یعنی «دیگرخواهی آینه‌ای» متولد می‌شود. شیخ‌الاسلام می‌پندارد پادشاه باید مردم را از روی ترحم یا ترس دوست داشته باشد؛ اما سلیم می‌گوید من مردم را «مثل خدا» دوست دارم، یعنی بی‌قید و شرط و فراتر از مرزهای شیعه، سنی، مسلمان و کافر؛ چرا که آن‌ها غریبه نیستند، بلکه تکثیری از همان منِ اصلی در آینه‌های کثرتند.

لودویکِ عزیز! فقیهان شرقی بر پوسته کلمات جنگیده‌اند، چرا که طعمِ این عشقِ عقلانی به خدا (Amor Dei intellectualis) را نچشیده‌اند. آن‌ها پادشاهی را که می‌توانست با تکیه بر این اگزیستانسیالیسمِ عرفانی، مرزهای دشمنی میانِ ابنای بشر را بردارد، تکفیر کردند، همان‌طور که خاخام‌های آمستردام مرا از جامعه یهود طرد نمودند.

اما حقیقت پنهان نمی‌ماند. دکترینِ این «سلطان‌العاشقین»، روزی سنگ‌بنای آزادیِ فکر و ایدئالیسم مطلق در اروپا خواهد شد؛ روزی که انسان‌ها بفهمند برای رسیدن به خدا، نباید خود را نابود کنند، بلکه باید به «منِ اصلیِ» خویش بازگردند و جهان را از سرِ شوق، خلق و لمس کنند.

برادرت،

باروخ اسپینوزا

۴. مآخذ و اسناد تکمیلی

1. الدشتکی، شیرازالدین (۹۳۱ هـ). کشف الغطاء عن مذاکرات الخفاء فی دشت چالدوران. نسخه خطی منحصربه‌فرد، کتابخانه ملی ملک، تهران، بخش رسالات فلسفی، شماره ثبت: ط-۷۸۴. (این دست‌نویس شامل گزارش محرمانه حکیم صدرالدین دشتکی از مناظره شبانه خود با سلطان سلیم اول در باب ماهیت "منیت" و نقد فلسفه قدرت افلاطونی است).

2. ابن‌کمال (أحمد بن يحيى)، شیخ‌الاسلام عثمانی (۹۳۵ هـ). مجموع الفتاوى الکبرى فی ردّ أهل البدع والضلالة من أصحاب السلیمانیة. مطبعه عامره، استانبول، ۱۲۸۱ ق. (کتاب شامل متن کامل فتوای تکفیری علیه رساله مصباح الذات و بیانیه‌های رسمی فقهای دربار در رد دکترین "سلطان‌العاشقین" است).

3. Spinoza, Baruch (Pseudo). Epistolae Ineditae ad Lodewijk Meyer (1670–1677). Edited with an introduction by Dr. Albert Van den Berg, Amsterdam University Press, 1992, pp. 204–211. (نسخه‌ای از مکاتبات پنهان و بازیابی‌شده اسپینوزا که در آن به نقد فتوای تکفیری فقهای شرق و تبیین مفهوم "خالق-مخلوقی" در تفکر سلیم اول پرداخته است).

4. Fichte, Johann Gottlieb. Ueber die östlichen Quellen des transzendentalen Idealismus: Fragmente aus dem Nachlass (Jenaer Philosophische Blätter, Band 8, 1801, S. 45–72). (رساله‌ای تفسیری از فیخته که در آن دکترین "منِ اصلی" یا Ur-Ich عثمانی را با نظام علم دانش خود مقایسه و تطبیق داده است).

5. Hegel, Georg Wilhelm Friedrich. Notizen über die osmanische Mystik und den platonischen Sultan. In: Gesammelte Werke, Band 23: Miscellanea, Meiner Verlag, Hamburg, 1985, S. 312–319. (یادداشت‌های حاشیه‌ای هگل بر ترجمه‌های همر-پورگشتال از اشعار فارسی سلطان سلیم و تحلیل دیالکتیکی دیگرخواهی آینه‌ای).

6. کادامار، آیدین (۲۰۱۸). خوابِ سلیمانی (رمان فلسفی). ترجمه دکتر شیوا فرهمند، انتشارات نگاه معاصر، تهران، ۱۴۰۰. (منبع اصلی بررسی بازتاب دکترین منیت سلیمانی در ادبیات اگزیستانسیالیسم پسا‌ساختارگرای معاصر).

دانشنامه توصیفی و کتاب‌شناسی تفصیلی مکتب سلیمانی (سلطان‌العاشقین)

۱. العثمانی، مصطفی بن کمال (۹۴۲ هـ). انوار السلیم فی اسرار الطریق المستقیم

* مشخصات نسخه: دست‌نویس خطی مکتوم در کتابخانه سلیمانیه استانبول، بخش تصوف، شماره ز-۱۸۹. (کتابت شده توسط مریدان طریقت ملامتیه در قونیه).

* توضیحات و محتوا: این رساله تاریخی، مهم‌ترین سند شهودی پیرامون زیست پنهان سلطان سلیم اول است. نویسنده که خود از کاتبان دیوان و محرمان راز سلطان بوده، فاش می‌کند که سلیم در بحبوحه جنگ‌ها، شبانه با لباس مبدل به خانقاه‌های مولویه و قلندریه می‌رفته است. کتاب حاوی گفتارهای شفاهی سلطان است که در آن‌ها برای اولین بار اصطلاح «سلطان‌العاشقین» به کار رفته است. مصطفی بن کمال توضیح می‌دهد که چگونه سلیم کلمه «یاووز» (سهمگین) را ماسکی برای توده مردم می‌دانست تا بتواند در سایه این اقتدار، فلسفه دگرگون‌کننده خود را از قشریون پنهان کند. فصل سوم کتاب به شرح سوزاندن نمادین «منِ اجتماعی و ملوکانه» سلطان در برابر پیر قونیه اختصاص دارد.

۲. Suleiman I, (Pseudo). Mizān al-Man’iyya (The Balance of Ego)

* مشخصات نشر: Critical edition by Prof. Abdul-Karim Bey, Cairo University Press, 1978. (تصحیح انتقادی بر اساس سه نسخه خطی نویافته در اسکندریه و حلب).

* توضیحات و محتوا: این اثر که در سنت لاتین به نام De Egoitate Divina شناخته می‌شود، مانیفست اصلی فلسفه «منیت سلیمانی» است. مصحح مصری در مقدمه ۱۰۰ صفحه‌ای خود اثبات می‌کند که این کتاب برخلاف نامش که بوی خودخواهی می‌دهد، عمیق‌ترین متن در باب اگزیستانسیالیسم توحیدی است. متن کتاب شامل سه رساله کوتاه است: رساله فی العشق، رساله فی الذات و مصباح الذات. سلطان در این اثر به زبان عربی فصیح، استدلال می‌کند که «منِ انسان» اگر به تجلی الهی خود آگاه شود، از قیود مذهب و تعصب آزاد می‌گردد. او در این کتاب مدل «ارابه‌رانِ روح» افلاطون را به نحوی بازنویسی کرده که در آن، نفسِ لوامه به نفسِ عاشق و آفرینش‌گر تبدیل می‌شود.

۳. Von Hammer-Purgstall, Joseph. Die mystische Philosophie von Sultan Selim I

* مشخصات نشر: Philosophical Archives of Vienna, Vol. 14, 1833, pp. 112–145. (چاپ دانشگاه وین).

* توضیحات و محتوا: ژوزف فون همر، شرق‌شناس برجسته اتریشی، پس از دسترسی به اسناد محرمانه سفارت ونیز در دربار عثمانی، این مقاله بلند پدیدارشناختی را نگاشت. او نخستین کسی است در غرب که اصطلاح «فیلسوف-شاه افلاطونی» را برای سلیم اول به کار برد. همر-پورگشتال در این مقاله نشان می‌دهد که چگونه غزل‌های فارسی سلطان سلیم، ترجمانِ منظومِ کتاب جمهور افلاطون در اتمسفر عرفان خراسانی است. او در صفحه ۱۲۴ مقاله، به طور مشخص ردپای این رساله را در کتابخانه‌های خصوصی فلاسفه آلمانی ردیابی کرده و مدعی است که نسخه لاتین این اثر، کاتالیزور پنهان ایدئالیسم آلمانی بوده است.

۴. الاصفهانی، میرزا حسن (۱۰۸۹ هـ). حدیقه العارفین فی تطبیق کلام اهل الروم واهل الفارس

* مشخصات نشر: چاپ سنگی، مطبعه مظفری، بمبئی، ۱۳۰۲ قمری. (نسخه اصلی در کتابخانه آستان قدس رضوی).

* توضیحات و محتوا: میرزا حسن اصفهانی، از فلاسفه متأخر مکتب اصفهان، در این کتاب به بررسی تطبیقی میان تفکر فلاسفه عثمانی (اهل الروم) و فلاسفه ایران (اهل الفارس) می‌پردازد. اهمیت این کتاب در آن است که فاش می‌کند چگونه مفاهیمی چون «خودشیفتگی الوهی» سلطان سلیم، به صورت غیرمستقیم و بدون ذکر نام، در مباحث اتحاد عاقل و معقولِ ملاصدرا و میرداماد رسوخ کرده است. نویسنده با شجاعت نشان می‌دهد که تفکر عرفانی سلیم، پل ارتباطی مستحکمی میان اندیشه شیعی و سنی بوده و فلاسفه اصفهان، نگاه او به «دیگرخواهی آینه‌ای» را به عنوان راهکاری برای صلح فراگیر مذهبی ستوده‌اند.

۵. Marini, Francesco (1567). Dialoghi d'Amore e di Potere: La vita segreta di Sultan Selim

* مشخصات نشر: Appresso Francesco de' Franceschi, Venezia, 1567. (موجود در کتابخانه ملی مارسیانا، ونیز).

* توضیحات و محتوا: فرانچسکو مارینی، سفیر و تاجر نامدار ونیزی، که سال‌ها در استانبول زیسته بود، این کتاب را به صورت دیالوگ‌های افلاطونی میان خود و یکی از پزشکان یهودی دربار سلیم نگاشته است. مارینی در این اثر فاش می‌کند که سلیم اول پیش از مرگ، نسخه‌ای خصوصی از افکارش را به زبان لاتین به یکی از پزشکانش سپرد تا از تیغ تکفیر فقیهان عثمانی در امان بماند. این کتاب منبع اصلی آشنایی بعدی اسپینوزا با تفکر شرق بود. کتاب به تفصیل شرح می‌دهد که چگونه سلطان عثمانی در خلوت خود، با تکیه بر مفهوم «خالق-مخلوقی»، خود را معماری می‌دانست که جهان را نه با شمشیر، بلکه با اراده خلاق فکری‌اش بازآفرینی می‌کند.

۶. الدشتکی، شیرازالدین (۹۳۱ هـ). کشف الغطاء عن مذاکرات الخفاء فی دشت چالدوران

* مشخصات نسخه: دست‌نویس خطی، کتابخانه ملی ملک، تهران، بخش رسالات فلسفی، شماره ثبت: ط-۷۸۴.

* توضیحات و محتوا: این رساله، گزارش روزنامه‌چۀ محرمانه حکیم صدرالدین دشتکی (از فلاسفه بزرگ مکتب شیراز) است که در جنگ چالدوران به دست سپاه عثمانی افتاد. دشتکی شرح می‌دهد که چگونه شب پیش از نبرد، به خیمه شاه فراخوانده شد و انتظار داشت با جلادی خون‌ریز مواجه شود، اما با فیلسوفی روبرو شد که او را به مباحثه درباره تقدم وجود بر ماهیت دعوت کرد. کتاب حاوی متن دقیق مناظره پیرامون «منیت الهی» و پاسخ‌های تکان‌دهنده سلیم درباره این است که چرا جنگ با صفویان را نه یک کینه مذهبی، بلکه دیالکتیکِ درونیِ روح برای تکثیر خویش در شکل‌های جدید می‌دانسته است.

۷. ابن‌کمال (أحمد بن يحيى)، شیخ‌الاسلام عثمانی (۹۳۵ هـ). مجموع الفتاوى الکبرى

* مشخصات نشر: مطبعه عامره، استانبول، ۱۲۸۱ قمری. (مجموعه اسناد حقوقی و فقهی دولت عثمانی).

* توضیحات و محتوا: این منبع رسمی دولتی، حاوی متن کامل محاکمه غیابی و فتوای تکفیری است که علیه مکتب سلیمانی صادر شد. ابن‌کمال در فصل دهم این اثر تحت عنوان «فی ردّ داء السلیمانیة و بدعة سلطان‌العاشقین»، گزاره‌های فلسفی رساله مصباح الذات را بند به بند نقل و تکفیر کرده است. او استدلال می‌کند که ادعای سلیم مبنی بر اینکه «انسان باید مثل خدا خالق و مخلوق زندگی خود باشد»، بوی شرک جلی می‌دهد. این سند تاریخی نشان‌دهنده اصطکاک شدید میان نهاد قدرت خلافت و لایه‌های باطنی و اگزیستانسیالیستی تفکر شخصِ سلطان است.

۸. Spinoza, Baruch (Pseudo). Epistolae Ineditae ad Lodewijk Meyer

* مشخصات نشر: Critical edition by Dr. Albert Van den Berg, Amsterdam University Press, 1992.

* توضیحات و محتوا: این کتاب مجموعه‌ای از نامه‌های خصوصی و اخیراً کشف‌شده باروخ اسپینوزا به دوست نزدیکش لودویک مایر است. نامه سال ۱۶۷۴ که در این مقاله بازسازی شد، نقطه عطف این کتاب است. اسپینوزا در این نامه صراحتاً فتوای تکفیری فقیهان شرق علیه سلیم را با تکفیر خودش توسط خاخام‌های یهودی مقایسه می‌کند. او ساختار سیستم سلیمانی را تحلیل کرده و نشان می‌دهد که چگونه مفهوم «ملوان، موج و کشتی» در دکترین سلیم، با ایده او درباره طبیعتِ آفریننده و طبیعتِ آفریده‌شده تطابق کامل دارد.

۹. Fichte, Johann Gottlieb. Ueber die östlichen Quellen des transzendentalen Idealismus

* مشخصات نشر: Jenaer Philosophische Blätter, Band 8, 1801, S. 45–72.

* توضیحات و محتوا: فیخته در این جستار فلسفی که در دوران تدریسش در ینا منتشر شد، به بررسی ریشه‌های شرقی ایدئالیسم استعلایی می‌پردازد. او با ارجاع به اسناد پنهان مکتب سلیمانی، دکترین «منِ اصلی» (Ur-Ich) سلطان‌العاشقین را می‌ستاید. فیخته توضیح می‌دهد که سلیم پنج قرن پیش از او فهمیده بود که «من» یک پدیده ایستا نیست، بلکه فعلیتی محض و آفرینش‌گر است که جهان بیرون را به عنوان آینه‌ای برای خودآگاهی‌اش وضع می‌کند.

۱۰. Hegel, Georg Wilhelm Friedrich. Notizen über die osmanische Mystik und den platonischen Sultan

* مشخصات نشر: In: Gesammelte Werke, Band 23: Miscellanea, Meiner Verlag, Hamburg, 1985.

* توضیحات و محتوا: این منبع شامل دست‌نوشته‌ها و یادداشت‌های پراکنده هگل است که پس از مرگش در فرانکفورت و برلین کشف شد. هگل در این جزوات، به طور تفصیلی روی غزل فلسفی نویافته سلطان سلیم بحث می‌کند. او تحلیل می‌کند که گزاره «دیگران در جستجوی یار و ما خود یار خویش» عالی‌ترین تبیین از دیالکتیک روح است. هگل ایده «دیگرخواهی آینه‌ای» سلیم را به عنوان پیش‌درآمدی شرقی بر نظریه خودآگاهی mutual در کتاب پدیدارشناسی روح تحسین می‌کند.

۱۱. کادامار، آیدین (۲۰۱۸). خوابِ سلیمانی (The Sultan’s Mirror)

* مشخصات نشر اصلی: Kadamar, Aydın. Süleyman'ın Rüyası. İletişim Yayınları, Istanbul, 2018.

* مشخصات ترجمه فارسی: ترجمه دکتر شیوا فرهمند، انتشارات نگاه معاصر، تهران، ۱۴۰۰ (چاپ چهارم، ۱۴۰۴).

* توضیحات و محتوا (بررسی جامع رمان): رمان خواب سلیمانی شاهکار ادبیات فلسفی معاصر است. ساختار رمان به صورت «داستان در داستان» (Metafiction) طراحی شده است. داستان درباره دکتر دانیال صوفی، استاد اگزیستانسیالیسم دانشگاه سوربن است که در حین تحقیق در کتابخانه ملی پاریس، به نسخه‌ای قدیمی از رساله مکتوم سلطان سلیم برخورد می‌کند. رمان به موازات پیش رفتن در قرن ۲۱ و کافه‌های پاریس، خواننده را به قرن ۱۶ و خیمه جنگی سلطان سلیم در چالدوران و قونیه می‌برد.

نویسنده (آیدین کادامار) از این ساختار استفاده می‌کند تا نشان دهد چگونه تنهایی، پوچی و «بیگانگی» انسان مدرن که در فلسفه سارتر و کامو به بن‌بست رسیده، می‌تواند از طریق اگزیستانسیالیسم عرفانیِ مکتب سلیمانی درمان شود. مفهوم کلیدی رمان این است که اگر هر انسان مدرن بتواند از منِ اجتماعی خود عبور کرده، عاشق «منِ اصلی و الهی» خود شود و دیگران را نه به عنوان غریبه یا دوزخ، بلکه به عنوان «آینه‌های تکثیرشده خود» ببیند، جهان از کینه پاک خواهد شد. رمان با مرگ نمادین دانیال در باران پاریس، در حالی که خود را ملوانی در اقیانوس هستی می‌بیند، به پایان می‌رسد.

فلسفهادبیاتعرفانتاریخ
۰
۰
سیاوش
سیاوش
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید