
انسان، علیرغم موجودیت قدرتمندش نسبت به دیگر جانداران، موجودیست شکننده، ضعیف، عاجز و حتی گاه قابل ترحم.
با اینکه تاریخ مبسوط بشر نشان داده خطراتی که میتوانند انسان را از پای درآورند کم نیستند، باز هم ـ یا به دلیل غرور بیجا، یا فراموشی، یا ناآگاهی، یا هر دلیل دیگر ـ وی قادر به دیدن و پذیرفتن این ضعف بزرگ خود نبوده است؛ اینکه در دنیایی به این وسعت و عظمت، ممکن است دستی بالاتر از دست او وجود داشته باشد.
البته این نگاه، بیش از آنکه علمی باشد، دیدگاهی فلسفی با گرایش معنوی است. اما اگر بخواهیم با عینک منطق و با در نظر گرفتن واقعیات تاریخی به موضوع بنگریم، نتیجه چندان متفاوت نخواهد بود.
اگر نگاهی گذرا به تاریخ بشر بیندازیم، درمییابیم که بهجز خطراتی مانند جنگ ـ که انسان برای همنوع خود میآفریند ـ طبیعت نیز گاه و بیگاه روی دیگر خود را نشان داده و خشونت را جایگزین آرامش کرده است. خشونتی که از ذات طبیعت برمیخیزد و عاری از خصومت است.
سیل، زلزله، یخبندان، آتشفشان، سونامی و در نهایت بیماری، همگی بخشی از همین ذات هوشمند هستند.
درست در همین نقطه است که بشر میتواند ضعف خود را در برابر قدرتهای طبیعی مشاهده کند.
اگر بخواهم تعریفی کلی و در عین حال نسبی از «طبیعت» ارائه دهم، میتوان گفت طبیعت مجموعهایست از فرایندها که بدون دخالت فرد یا افرادی، صرفاً بر اساس ذات هر چیز و رویداد در جریاناند.
اما بشر آموخته است برای حفظ بقا، باهوشتر، قدرتمندتر، سریعتر و در مجموع برتر از سایر موجودات شود؛ گرچه این فراگیری و توانمندی، همیشه هم به نفعش تمام نشده است.
و اما از میان همهی تهدیدها، بیماری پدیدهایست پیچیدهتر و عمیقتر.
به باور من، هرچند مسبب اصلی بیماریها، بهویژه بیماریهای سخت و لاعلاجی مانند سرطان، ایدز و اکنون کووید۱۹، چیزی جز طبیعت نیست، اما نمیتوان نقش انسان را در پیدایش و گسترش آنها نادیده گرفت.

با این دیدگاه، اگر به کووید۱۹ بنگریم، درمییابیم که طبیعت بار دیگر در حال دگرگونی و انقلاب است؛ همانند عصر یخبندان، انقراض دایناسورها، ظهور و نابودی گونههای مختلف انسانی، اپیدمی طاعون یا آنفلوآنزای اسپانیایی.
نمونههایی از این دست، چه در اعصار دور و چه در دوران معاصر، هرچند اندک، اما کوچک و بیاهمیت نبوده و تمام این رویدادها نقطهی عطفی در تاریخ بهشمار آمدهاند.
بیماری کووید۱۹ نیز، به باور بسیاری از صاحبنظران در حوزههای پزشکی، زیستشناسی، جامعهشناسی، روانشناسی و حتی هنر، نقطهی عطفی در تاریخ بشر خواهد بود؛ چرا که منجر به دگرگونیهای بنیادی در زندگی و سرنوشت انسان میشود.
پیشتر تصور میشد چنین نقطهعطفی با شورش و تسلط رباتها و هوش مصنوعی رقم بخورد، اما انسان مدرن، علیرغم خلق روشهای گوناگون ـ و البته غیرارگانیک ـ برای بقا، با سرعتی باورنکردنی بهسوی نابودی خویش گام برمیدارد.
کووید۱۹ با ظهور خود تنها چند راه در برابر بشر قرار میدهد:
یا بهتنهایی عامل نابودی نسل انسان خواهد شد،
یا انسان را به تبعیت از خود وادار میکند تا رفتار و سبک زندگیاش را تغییر دهد؛ تغییری که احتمالاً به بقای او کمک خواهد کرد.
تغییری که ما بهتنهایی قادر به انجامش نبودیم، یا شاید هم اصلاً نمیخواستیم انجامش دهیم.
البته احتمال سومی نیز هست: غلبهی بشر بر این ویروس. اما به گمان من، چندان محتمل نیست.
از همینرو، کووید۱۹ را بسیاری از اندیشمندان نقطهی عطفی مهم در تاریخ بشر میدانند؛
آغازی تازه که شاید تاریخ را به دو بخش جدید تقسیم کند:
پیش از کرونا و پس از کرونا.
حالا باید نشست و تماشا کرد که کدام سوی این نبرد، دیگری را از میدان به در خواهد کرد.
منبع عکسها: اینترنت