چه کسی تو را کُشت، سپهرِ بابا؟
چه دستی خونت را به خاک سپرد، بابا؟
من هم از این زمانه دلچرکم،
اما با دلِ خونِ مادرت چه کردند، بابا؟
گفتند «امنیت هست»—دروغ است بابا
چون داعش، بر گلو نشسته، بابا.
نامِ خدا به «علی» گفتن نیست،
مانند علی بودن شرط است بابا
آن پادشاهِ مفتخور، در خورِ ما نیست، بابا.
دندانش شبیهِ تمساح،
و خانهاش—نه این خاک، نه ایران، بابا.
اگر مردانگی داشت،
ناموسِ خود را میانِ نامحرمان نمیانداخت بابا
کاش حجّت، میانِ ما قدم بگذارد؛
رهبرِ ما یکیست صاحب الزمان بابا
صاحبالزمان—و بس، بابا