ویرگول
ورودثبت نام
منِ نویسنده .
منِ نویسنده .جستجوگر ، نویسنده ، گوینده و دوبلور بین المملی ،مشاور
منِ نویسنده .
منِ نویسنده .
خواندن ۱ دقیقه·۳ روز پیش

این قاصدک ها, اگر قاصدک بودند!

آیا دوستم دارد؟

تا به حال از خودت پرسیده‌ای؟!

دو سه بار، نه پنج یا شاید بالغ بر ده‌ها بار؟

مثل من که در آن روز سرد زمستانی،

روی نیمکت منتظر تو نشسته بودم؟

یا وقتی که قبل خواب سعی می‌کردم

به یاد بیاورم موقع بوسیدنم،

چشم‌هایت بسته بود یا نه...

وقتی که می‌شمردم چند بار زیر قول‌هایت زدی

و می‌دانی انگشت‌های آدم اینجور موقع‌ها کم می‌آید.

تقصیر تو نیست، من احمق بودم که،

سوالی را از خودم می‌پرسیدم که،

جوابش را بارها به من داده بودی..اما تو بعد من، طولی نمی‌کشد

که تو از روی این صندلی بلند می‌شوی

و تمام دشت را دنبال صدای خنده‌هایم میدوی.

دیوانه‌وار میان این چمن‌ها، به دنیا قاصدکی می‌گردی

که آرزوی بازگشتم را برآورده‌ کند.

وقت ارزشمندت را هدر نده.

این قاصدک‌ها، اگر قاصدک بودند؛

آرزوی من برآورده میشد

و تو دیر نمی‌کردی‌.هر بار که به آنجا نگاه می‌کنم،

یاد آن نگاه آخرت مقابل چشمم زنده می‌شود.

قامت تو را هنوز در پاگرد خانه می‌بینم،

با چشم‌های بغض‌آلودی، که "دوستت دارم" را فریاد می‌زند

و انگشتان سرکشی که دور دسته‌ی چمدان کش آمده‌اند.

انگار هنوز صدایم می‌کنی و طنین صدایت مثل پرهای یک قاصدکِ زیبا در هوا پراکنده می‌شود و از دستم می‌رود.

قاصدکی که، تنها آرزویم را هم بر باد می‌دهد‌.

با جمله‌ی پیشنهادی یکی از شما.♡

قاصدک
۲
۰
منِ نویسنده .
منِ نویسنده .
جستجوگر ، نویسنده ، گوینده و دوبلور بین المملی ،مشاور
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید