𝘐𝘢𝘱𝘦𝘵𝘶𝘴·۱ ماه پیشدر زنجیر مرغامروز پره قاصدکی تنها در دست نسیمم.صبا را می شنوی؟مرا فرا می خواند.امروز پره قاصدکی تنها هستمکه بر روی اختران داغ می نشینم.اخترانی که به جا…
.ABAN.·۵ ماه پیشاین قاصدک ها, اگر قاصدک بودند!آیا دوستم دارد؟تا به حال از خودت پرسیدهای؟!دو سه بار، نه پنج یا شاید بالغ بر دهها بار؟مثل من که در آن روز سرد زمستانی،روی نیمکت منتظر تو…
نسترن پیریان·۱۰ ماه پیشبگو نرسند!قاصدک دیدم و به یاد آرزوهایی که روزی گفته بودم برسانند لبخند زدم.اینبار گفتم خودت را برسان به تمام قاصدکهای قبلی، بگو نرسند، بگو بایستند و…
حبابدرکاریزما·۱ سال پیشقاصِدَک...باد خنک آرامستان به صورتم میوزد و موهای جلویم را از زیر روسری بیرون میکشد. پریشان میشوم. به خودم ناسزا میگویم که چرا در چنین روزی و برا…
رحیم مقدس·۱ سال پیشقاصدک روی آسفالتدخترک با لباس فرم صورتی و کولهای هم قد خودش بر دوش، پایش را روی رکاب موتور گذاشت. جستی زد و پرید روی زین هوندای گوجهای.