ویرگول
ورودثبت نام
نادیا هدایت #ن_هدایت
نادیا هدایت #ن_هدایتآدم های امن زندگی هم باشیم
نادیا هدایت #ن_هدایت
نادیا هدایت #ن_هدایت
خواندن ۱ دقیقه·۳ ماه پیش

پارت دوم قتل غیر قابل قبول

هاردی اومد داخل

_: هاردی لیا کجایین چه خبره چرا جیغ میز

دید ؛من و هاردی دید نتونست ادامه بده مثل همیشه برامون نون تازه گرفته بود

من ی ملافه دورم پیچیدم نمیتونستم صحبت کنم فقط با دستم میگفتم کار من نیست پدر هاردی دستش گذاشت رو قلبش

_: تو با پسرم چیکار کردی

هرکار کردم انگار زبونم قفل کرده بود فقط سرم تکون دادم

مادر هاردی از سر و صدا به طبقه بالا اومد

-:هنری چیشده چرا نیومدی بچه ها خوبن

_:نیا مانلی زنگ بزن پلیس

-:هنری چرا گریه میکنی چیشده ؟

هنری با اعصبانیت و ناراحتی داد میزنه

_: بهت دارم میگم سرجات وایسا و نیا داخل میفهمی به پلیس زنگ بزن

من بالاخره تونستم با لکنت حرف بزنم

—: م‌.م.م.م.ن ک.ا.ا.ر.ر.رییی ن.ن.ن.ک.ر.دم

هنری فقط اشک می‌ریخت و من همچنان سرم تکون میدادم طولی نکشید پلیس اومد یه زن افسر کمکم کرد

قتل
۳
۰
نادیا هدایت #ن_هدایت
نادیا هدایت #ن_هدایت
آدم های امن زندگی هم باشیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید