سلام
هرکسی در دوران کودکیاش کمابیش الگوهایی برای خودش انتخاب میکند. یک اتفاق ساده باعث شد که محمدحسین شهریار، شاعر نامدار دوران معاصر، الگوی من شود. آن اتفاقِ ساده پخشِ سریالی از شبکهٔ دو بود که کمال تبریزی برای استاد شهریار ساخته بود. از این زمان بود که استاد الگویِ من شد.
بعداز این اتفاق سعی فراوانی کردم که شاعری با شعرهای ماندگار بشوم. البته در خیالات کودکانهٔ خودم قرار بود نویسندهٔ بزرگی هم بشوم.
این ماجراها تا آنجا ادامه داشت که بعداز سالها نوشتن و امحای نوشتهها به این نتیجه رسیدم که اول از همه باید خوب بخوانم. پس مطالعه را جدی گرفتم. چند سال بعد یک اتفاق سادهٔ دیگر مرا با اصول درستنویسی آشنا کرد.
امیدوارم حالا که بیشتر میخوانم و بیشتر یاد میگیرم، بتوانم بازهم به آن رؤیای کودکی نزدیک بشوم و حداقل کپی بیارزشی از شاهکارهای بزرگان ادبیات بسازم. بااینحال همیشه از این بابت خوشحالم که رهاورد همهٔ این سالها، علاقهٔ بیانتهای من به زبان و ادبیات فارسی بوده است.

قصدم از بازکردن این صندوقچهٔ خاطرات نوشتنِ مقدمهای برای معرفی کتابی است که آفتاب آن بهتازگی طلوع کرده است.

این رمان با پرداختن به زندگی مردم جنوب ایران در دوران استعمار، تصویری ملموس از مقاومت، عشق و امید در دل بحرانها ارائه میدهد. «آفتاب گمبرون» نهتنها داستانی عاشقانه و انسانی است، بلکه لایههایی از تاریخ، سیاست و فرهنگ بومی را نیز در خود جای داده است. روایت از زاویهٔ دید شخصیتهایی با پیشینههای متفاوت، امکان همذاتپنداری با دغدغههای اجتماعی و فردی را فراهم میکند. خواندن این کتاب فرصتی است برای آشنایی با بخشی از تاریخ کمتر روایتشدهٔ ایران و تجربهٔ زیستن در فضایی پرتنش و پرامید.

این کتاب برای علاقهمندان به رمانهای تاریخی-اجتماعی، دوستداران روایتهای جنوب ایران، کسانی که به موضوعات استعمار، مقاومت و هویت علاقه دارند و همچنین مخاطبانی که به دنبال داستانهایی با محوریت عشق و مبارزه در بستر تاریخ هستند، مناسب است.
به سرکار خانم فخاری طلوع «آفتاب گمبرون» رو تبریک میگویم و برای ایشان و انتشارات «متخصصان» موفق روزافزون آرزو میکنم.
میتوانید این کتاب را ازطریق فروشگاه انتشارات متخصصان، طاقچه، دیجیکالا و فروشگاه کالَندز بخرید.
