ویرگول
ورودثبت نام
آقا معلم
آقا معلمنوشته های یه معلم دور افتاده ...
آقا معلم
آقا معلم
خواندن ۴ دقیقه·۴ ماه پیش

بزرگتر ها

امروز یکی از اهالی روستا فوت کرده بود و من و مدیر نزدیکای ساعت ۱۲ رفتیم مسجد برای فاتحه دادن، همکارای خانم مونده بودم تو مدرسه و وقتی برگشتیم دیدم دو تا از دانش آموزای کلاس ششم با هم دعوا کردن

نرگس و احسان یه دعوای شدید کرده بودن و احسان دستش خورده بود و صورت نرگس زخمی شده بود
رفتم سر کلاس و آرومشون کردم و علت دعواشونو پرسیدم و طبق معمول به خاطر بهانه های الکی باهم دعوا کرده بودن و وقتی داشتن توضیح میدادن اصلا نفهمیدم از کجا به کجا رسید و چیشد

زنگ آخر بود و درسمون که تموم شد انگار نه انگار که نرگس رو صورتش زخم داره و احسان بدون اینکه از دست کسی ناراحت باشه همراه بقیه از مدرسه رفتن و مطمئنم فردا بدون اینکه راجع به امروز فکر کنن دوباره باهم صحبت میکنن و میشن همون هم کلاسی های قبلی که باهم دوست بودن.

حالا تو این داستان اگه احسان و نرگس بچه های کلاس ششم نبودن و سنشون از ۱۷.۱۸ به بالا بود دیگه فکر نکنم سالیان سال باهم حرف میزدن و میشدن دو تا غریبه که انگار همو نمیشناسن!

دقت کردین هر چی گند و کثافت و کینه و انتقام و ... هست برای بزرگتر هاست!

کاش میدونستیم از کدوم سال و از کدوم سن به بعد این ویژگی فعال میشه و تصمیم میگیریم وقتی با یکی جر و بحث یا دعوا میکنیم دیگه سراغشو نگیریم و باهاش غریبه بشیم و کاش می‌تونستیم این ویژگی رو غیرفعال کنیم.
کاش میدونستیم چرا بچه ها کینه و انتقام و ناراحتی طولانی مدت رو درک نمیکنن و ماهم ازشون یاد می‌گرفتیم که مثل اونا رفتار بکنیم.

حالا ممکنه یکی بیاد بگه که بعضی مواقع کینه هم لازمه
چون اگه بدی هایی که بهمون میشه رو فراموش کنیم چندین و چند بار آسیب میبینیم،
باید به اون دسته از دوستان عرض کنم که فرمایش شما متین، ولی اگه همون آدمی که ازش کینه به دل گرفتیم رو یکم روانکاوی کنیم متوجه میشیم اوشون قبلاً خیلی آسیب دیده و از یه جایی به بعد تصمیم گرفته که دیگه به جای اذیت شدن بقیه رو اذیت کنه و کسی باشه که به جای عصبانی بودن از دست بقیه، از دست اون عصبانی باشن.

می‌دونم این چیزی که میگم غیرممکنه و هیچ موقع نمی‌تونیم تو دنیایی زندگی کنیم که کسی از کسی کینه به دل نداشته باشه، چون این احساس از بدو خلقت توی وجود بشر بوده و باعث شده برادر برادرشو به قتل برسونه
ولی خب فکر کردن بهش هم حس خوبی میده و شاید باعث بشه توی خودمون یکم تغییر ایجاد بکنیم

ما بزرگ‌ترهایی که به همه‌ی کارای بچه ها ایراد میگیریم و اکثر اوقات کاراشون روی مخمون هست
کاش می‌تونستیم ازشون رفتار با بقیه رو یاد بگیریم
رفتاری که بدون در نظر گرفتن پول و مقامه
رفتاری که بدون در نظر گرفتن زیبایی و قیافه است
رفتاری که بدون در نظر گرفتن جر و بحث دیروزه
رفتاری که ...

ما بزرگ‌ترهایی که فکر میکنیم به سنی رسیدیم که دیگه لازم نیست کسی نصیحتمون بکنه، کاش به حرفای بچه ها موقع صحبت با همدیگه گوش میکردیم و می دیدیم که اصلا موضوع صحبتاشون اون چیزایی نیست که ما همش در مورد اونا حرف می‌زنیم
بچه ها در مورد همسایه طبقه بالایی غیبت نمیکنن
بچه ها در مورد لباس دختر دایی و دختر خاله و دختر عمه و ... صحبت نمیکنن و نمیان ۱۵۰ تا مراسم گذشته رو مرور کنن تا به این نتیجه برسن که فلان لباس رو دوبار پوشیده
بچه ها در مورد حقوق باباهای همدیگه صبحت نمیکنن تا پول هر کی بیشتر شد ارزشش بیشتر باشه
بچه ها در مورد هیچ کدوم از دغدغه های ما بزرگترا صحبت نمیکنن که هیچ، بهشون فکر هم نمیکنن
ولی امان از دست ما که دنبال بهونه ایم برای متنفر شدن از همدیگه
رفیق چندساله به خاطر یه موضوع ساده یه دعوای حسابی راه میندازه و تمام خاطرات خوبی که داشتن به دست فراموش سپرده میشه
زن و شوهر به خاطر یه حرف ساده که شاید حواسش نبوده و شاید از قصد زده ببینه چه اتفاقی میوفته چندین هفته باهم حرف نمیزنن و میشن دو تا غریبه که فقط زیر یه سقف زندگی میکنن
و کلی داستان های مشابه

داریم با قدرت هرچه تمام تر میریم به سمتی که حتی گاهی بدون بهانه هم دیگه باهم حرف نمیزنیم و کاش یه روز همه‌ی آدما به این نتیجه می‌رسیدن که کلید حل هر مشکلی
تاکید میکنم هر مشکلی گفت و گو هست ولاغیر.

مثل کاری که بچه ها توی هر لحظه و هر ثانیشون انجام میدن و برای همین هم هیچ وقت از هم کینه ندارن و تو زندگیشون خوشحال تر از ما بزرگترها هستن

نویسندگیزندگیکینهبچهبزرگسالی
۸
۲
آقا معلم
آقا معلم
نوشته های یه معلم دور افتاده ...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید