ویرگول
ورودثبت نام
آقا معلم
آقا معلمنوشته های یه معلم دور افتاده ...
آقا معلم
آقا معلم
خواندن ۳ دقیقه·۲ ماه پیش

گریه

شاید وقتی این کلمه رو میشنویم، یاد ناراحتی ها و غم و اندوه و ... میوفتیم و گریه رو اکثرا برای مواقع ناراحتی در نظر میگیریم.
ولی وقتی یکم بیشتر و عمیق تر بهش نگاه کنیم متوجه میشیم که اینطور نیست و یه کلمه ی 4 حرفی
یه دنیاست برای خودش!

چرا بچه ای که تازه متولد شده گریه میکنه؟
توی دنیای مذهب و عرفان و ...
میگن چون روح بچه قبل از تولد تو بهشت و یه همچین جاییه و وقتی متولد میشه از اونجا خارج میشه برای همین گریه میکنه
دلیل علمیش رو نمیدونم، ولی خب حتما براش یه دلیل عملی در نظر گرفتن

زبان عمومی های بچه های دنیا و حتی گاهی حیوانات همین گریه است
و ماها به عنوان پدر و مادر بچه باید بتونیم این گریه رو رمزگشایی کنیم و نیاز بچه رو رفع کنیم
وقتی گرسنه است
وقتی خوابش میاد
وقتی تشنه است
وقتی جاشو خراب کرده
وقتی یه جایشش درد میکنه
وقتی ...
تا جایی که هنوز حرف زدن رو یاد نگرفته فقط میتونه با گریه کردن نیازهاش رو برطرف کنه
توی دنیای حیوانات هم همینه و وقتی بچه مادرش رو گم میکنه با داد و فریاد که احتمالا همون گریه است دنبال مادرش میگرده و تا وقتی پیداش نکرده آروم نمیگیره.

از وقتی به دنیا میایم همراهمون هست و وقت مرگ هم خودمون نمیتونیم، ولی اطرافیانمون برامون گریه میکنن که تو یکی از نوشته های قبلیم گفته بودم این گریه به خاطر خودشونه و برای اینکه نمیتونن جای خالی ما رو پر کنن و تنها میمونن برای همین به حال خودشون گریه میکنن.
ولی خب راه دیگه ای برای ابراز احساساتشون ندارن و همین گریه است که میتونه تا حدودی باعث بشه از دردشون کم بشه

اکثر گریه ها موقع ناراحتی سراغمون میاد و وقتی دیگه مغزمون بیش از حد خودش سختی و فشار تحمل میکنه سنسور گریه رو فعال میکنه و اشک از چشامون میاد
ولی خب همیشه هم موقع ناراحتی نیست و بعضی وقتا از خوشحالی بیش از حد
و ترس زیاد هم میتونیم گریه کنیم
انگار یه حرکت دفاعی برای مغز هست و وقتی بیش از اون اندازه ای که باید احساسات مختلف رو تجربه میکنه دستور گریه رو صادر میکنه
و خب موثر هم هست و بعدش احساس راحتی میکنیم
که خب براش هم دلیل علمی و هم عرفانی هست
دلیل علمیش تا اونجایی که میدونم اینه که توی اشک یه ماده ای هست که وقتی آزاد میشه باعث احساس راحتی و کمی خوشحالی میشه
دلیل عرفانیش رو هم نمیدونم 😅 ( من که همه چیز دان نیستم، دارم سعی میکنم یه چیزی بنویسم )
ولی خب خارج از بحث علم و عرفان
هممون به کرات گریه کردیم و میکنیم و خواهیم کرد و احساس راحتی بعدش رو تجربه کردیم
مخصوصا وقتی بغض گلمونو میگیره و بعدش یه گریه حسابی میکنیم
انگار یه بار بزرگی از رو دوشمون برداشته میشه و مغز رفرش میشه

دقت کردین وقتی یکی داره گریه میکنه ما هم خود به خود ناراحت میشیم و حتی گریمون میگیره
حتی وقتی داریم با طرف مقابلمون جر و بحث و دعوا میکنیم وقتی شروع میکنه به گریه کردن ناخود آگاه گاردمون میاد پایین و احساس ترحم بهمون دست میده
به نظرم مغزمون چون این حس رو قبلا تجربه کرده و میدونه که گریه وقتی اتفاق میوفته که بهش بیش از اندازه فشار میاد، برای همین حس عصبانیتی که داریم رو کمتر میکنه و نمیخواد بیشتر از اون باعث رنجش طرف مقابلمون بشیم

شاید هم طی سالیان سال و تکامل نوع بشریت
وقی مغز متوجه شده که این حرکت میتونه توی بقا تاثیر داشته باشه
رفته رفته پر رنگ ترش کرده و نتیجش شده این که الان خیلی زودتر گریمون میگیره و خیلی زود تحت تاثیر احساسات مختلف قرار میگیریم
فکر نمیکنم انسان های نخستین اصلا گریه کرده باشن
چون اون موقع مغز درگیر حوادث و اتفاقات شدید تری بوده و مجبور بوده آدرنالین و کورتیزول ترشح کنه که بدن در حالت آماده باش قرار بگیره
ولی با صنعتی شدن زندگی و آسایش بیشتر فرصت استفاده از ویژگی های دیگه رو به دست آورده و با خودش گفته همین گریه رو بولد میکنم و از دوتا قطره اشکی که میاد نهایت استفاده رو میبرم.

گریهنویسندگیروانشناسیاحساسات
۴
۰
آقا معلم
آقا معلم
نوشته های یه معلم دور افتاده ...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید