
اخطار هرگونه کپی از اشعار شاعر ممنوع می باشد و فقط با اجازه شاعر و یا نوشتن تخلص شاعر«تنها»زیر شعر امکان پذیر است
(این بخش به ماهیتِ دوگانهی انسان میپردازد؛ یعنی همزمان بودنِ او با ماده/خاک و با روح/ایدهها)
۱. چو خاکِ خِززدهای، در کالبدِ پدیدار
چو ستارهای، که در، جان، گریزان است از تار
۲. تو آن دمایی، که در، سینه، پنهان است، اما
در این تنی، که از، آهن، و، سنگ، ساخته است، بسیار
۳. میانِ این دو عالم، میانِ این دو جِهان
توانی، که بمانی، میانِ این دو، حصار
۱. مفهومِ «دوگانگی» (Dualism):
این بخش بر این پایه بنا شده که انسان یک موجود «میانبودگی» است. از یک سو، ما از عناصر فیزیکی، ماده و خاک (کالبد) ساخته شدهایم که از قوانین طبیعت پیروی میکند و میفندد. از سوی دیگر، ما دارای خرد، روح و آگاهی هستیم (ستاره) که میخواهد فراتر از قوانین فیزیکی و زمان برود.
۲. تحلیل معنایی:
بیت اول: شاعر انسان را به «خاکِ خزیده» (چیزی که روی زمین میماند و مستهلک میشود) و «ستاره» (چیزی که نور میبخشد و دور است) تشبیه میکند تا شکاف میان جسم و روح را نشان دهد.
بیت دوم: به تضاد میان «آتشِ وجود» (احساسات و اراده) و «سختیِ ماده» (استخوان و گوشت) اشاره دارد.
بیت سوم: به «تراژدیِ هستی» اشاره میکند؛ اینکه انسان همیشه در میانهی دو دنیا (دنیای مادی و دنیای معنایی) معلق است و هیچگاه کاملاً به یکی از آنها تعلق ندارد.
ایا این شعر ها ارزش دنبال کردن من رو ندارن لطفا کلاهتون رو قاضی کنید