دستاورد های من از نوشتن در این 60 روز

سلام دوستان عزیزم

حالتون چطوره؟

با این نوشته، 34 روز است که به طور پیوسته در ویرگول می نویسم و از این بابت خیلی خوشحالم چون برای اولین بار در زندگی ام هست به کاری پایبند می شوم



34 روز پیش بود که اولین نوشته ام را در ویرگول منتشر کردم که نوشته داستان یک چالش 30 روزه نویسندگی بود و داستان چالش 30 روزه نویسندگی ام در اینستاگرام بود

فردای آن روز یعنی حدود33 روز پیش تصمیم گرفتم یک چالش 30 روزه نویسندگی در ویرگول داشته باشم و خودم را در آن محک بزنم و آن روز نوشته شروع چالش جدید نویسندگی در ویرگول را منتشر کردم

و تا امروز این چالش را ادامه دادم و دلم نیامد آن را تمام کنم اما باید چالش جدیدی شروع کنم و تغییراتی در نوشته هایم بدهم

هدف من این بود که بتوانم چیزی که خیلی دوستش دارم یعنی نویسندگی را در خودم تقویت کنم و آن را در تبدیل به یک عادت بکنم که خداروشکر توانستم با کمک صفحات صبحگاهی و چالش ها تا حدودی به این هدف برسم

اولین بار که تصمیم گرفتم در ویرگول بنویسم برای این بود که دوست داشتم وبسایت شخصی داشته باشم برای همین با خودم قرار گذاشتم تا زمانی که وبسایتم راه اندازی می شود در ویرگول بنویسم و بعد از هوا شدن وبسایتم شروع کنم به نوشتن در آن و نوشتنم درویرگول را متوقف کنم اما...

اما آنقدر فضای ویرگول برایم جذاب بود و آنقدر دوستان خیلی خیلی خوبی اینجا پیدا کردم که دلم نمی آید از اینجا دل بکنم بنابراین می خواهم به نوشتن در اینجا ادامه بدهم :-)

منتها چون باید برای وبسایت شخصی ام هم بنویسم و برای آنکه وقتم اجازه بدهد برنامه نوشتنم در ویرگول را از منتشر کردن روزی یک نوشته تبدیل کنم به انتشار دو نوشته در هفته که برنامه روزهای نوشتنم را به زودی اعلام می کنم

اما قصد دارم تغییری در سبک نوشتاری ام بدهم و سعی می کنم نوشته های کمتر ولی با کیفیت تری را در ویرگول بنویسم


در ادامه می خواهم دستاورد هایم از این بیشتر از 60 روز نویسندگی (ویرگول و اینستاگرام) را با شما به اشتراک بگزارم:

  1. اولین و مهمترین دستاورد این نویسندگی ها این بود که با شما دوستان عزیز ویرگولی آشنا شدم و خیلی چیزهای خوبی از نوشته ها و کامنت های شما یاد گرفتم و خیلی از شما انرژی مثبت گرفتم (دم همتون گرم :) )
  2. دومین دستاورد من از این نوشتن ها این بود: با اینکه من آدم درونگرایی هستم اما گاهی اوقات برای اینکه تخلیه بشوم نیاز دارم با کسی صحبت کنم اما پیدا کردن فردی که هم رازدار باشد و هم شنونده خوبی باشد خیلی خیلی سخت است برای همین با کاغذ حرف هایم را می زنم و آن ها را می نویسم هرچه در دلم مانده را می نویسم ازغم ها ، بدی ها از خوبی های زشتی ها زیبایی ها و ... نوشتن احساساتم خیلی کمک کرده تا بتوانم خودم را مدیریت کنم
  3. از لحظه حال لذت می برم چون وقتی می نویسم حس با ارزش بودن می کنم. با اینکه در شرایط خیلی معمولی هستم اما زندگی ام را دوست دارم و دوست ندارم جای هیچ کسی باشم (این حس را فقط امسال تجربه کرده ام) البته می دانم این جمله مانند شعار است اما سخنی از دل است
  4. توانستم با نوشتن برای خودم شغلی دست و پا کنم و از آن کسب درآمد کنم. کاری که می کنم این است که برای وبسایت های مختلف تولید محتوای متنی انجام می دهم و در کنارش کار کپی رایتینگ انجام می دهم . البته در این زمینه هنوز خیلی مبتدی هستم اما هرچه هست این کار را دوست دارم چون با نوشتن مرتبط است و تمام سعی خودم را می کنم تا در این کار رشد کنم
  5. نظم شخصی و بهره وری بیشتری پیدا کردم البته دقیقا دلیلش را نمی دانم اما از وقتی که منظم می نویسم زندگی ام هم کمی منظم تر شده و این برای آدم شلخته ای مثل من پیشرفت خیلی خوبی است
  6. به مردم و اتفاقات و هرچه هست به عنوان سوژه ای برای نوشتن نگاه می کنم
  7. گاهی وقت ها نیمه های شب از خواب می پرم و می بینم ایده ای برای نوشتن دارم. در همان تاریکی و خواب آلودگی دنبال کاغذ و قلمی می گردم یا نرم افزار نوت گوشی را باز می کنم و چند خطی می نویسم و صبح به آن نوشته پرو بال می دهم و این کار خیلی برایم لذت دارد
  8. بیشتر کتاب می خوانم و از کتاب خواندن لذت بیشتری می برم
  9. و کلی فایده دیگر که نوشتن برای من داشته که شاید خودم هم از آن خبر ندارم


راستی! لینک وبسایتم اینجا است خوشحال می شوم اگر آن جا هم نوشته های من را بخوانید البته هنوز محتوای اختصاصی برای آن تولید نکرده ام و برای اینکه خالی نباشد چندتا از نوشته های ویرگول را در آنجا کپی کردم ام

فردا اولین نوشته اختصاصی وبسایتم را منتشر می کنم


ممنون از توجهتون