چرا فراموش میکنیم که بنویسیم و نوشتههایمان را در معرض دید عُموم قرار بدهیم؟
دلیل اصلی این موضوع «تَرْسْ» است. همین ترس، باعث میشود ذهنمان اصل مسئله را پاک کند. حق هم دارد.
نوشتن در مقابل نگاه دیگران، مانند معرکه گیری است.
انگار در حال به نمایش گذاشتن زخمهای روی پوست بدنمان به دیگران هستیم.
انگار ناخواسته، در بدترین زمان، سروصدایی راه انداختهایم که باعث شده است عدهای اطراف ما جمع شوند و ما را تحت نظر بگیرند.
ترسناک است زیر چشمان انسانها بودن.
واقعاً چه چیزی وحشتناکتر از این است که دیگران به ما نگاه کنند در حالی که مشغول استخراج کردن محتویات ذهنمان هستیم؟ در حالی که میتوانند ذهنمان را بخوانند (هرقدر هم که پیچیده بنویسیم). متوجهی خاطرات آزاردهندهی دوران کودکیمان شوند، در جریان عمیقترین نگرانیهایمان قرار بگیرند و به ظریفترین گرفتگیهای ذهنیمان پِی ببَرند؟
نوشتن در مقابل نگاه دیگران، شاید وحشتناکترین اقدام موجود در جهان نباشد، اما هر چه باشد، میتواند حس وحشت را در وجود ما زنده کند و از نو به جریان بیندازد.