
یک قانون نانوشته در مدیریت وجود دارده در آرامش، پیچیده شویم؛ در بحران، ساده شویم.
اما بسیاری از مدیران برعکس عمل میکنن. وقتی طوفان در کسبوکار میوزد، آنها وحشت میکنند و سعی میکنند با انجام کارهای بیشتر، جلسات طولانیتر و پروژههای متعددتر، وضعیت را کنترل کنند. نتیجه؟ پراکندگی ذهن، خستگی تیم و در نهایت، غرق شدن سازمان.
برای زنده ماندن در بحرانهای سخت، مدیران به یک ذهنیت متفاوت نیاز دارند: تفکر مینیمالیسم استراتژیک (Strategic Minimalism).
این تفکر میگوید: وقتی کشتی شما نشت کرده، وقت آن نیست که دکوراسیون کابین را عوض کنید یا نقشههای جدید بکشید؛ وقت آن است که هر چیزی که وزن اضافه دارد را به دریا بریزید تا غرق نشوید.
مینیمالیسم استراتژیک هنرِ «حذف آگاهانه» برای تمرکزِ افراطی است. این تفکر به مدیران کمک میکند تا از میان صدها فعالیت و هدف، تنها یک یا دو فعالیت حیاتی را شناسایی کنند و تمام منابع سازمان را روی آنها متمرکز کنند.
در این تفکر، سوالِ همیشگی مدیر این است:
«اگر امروز فقط میتوانستیم یک کار انجام دهیم که باعث شود فردا زنده بمانیم، آن کار چیست؟»
هر چیزی که پاسخش «نه» باشد، باید متوقف شود (حتی اگر آن پروژه قبلاً بسیار مهم و پر سود بوده است).
در شرایط عادی، ما روی رشد، توسعه بازار و نوآوری تمرکز میکنیم. اما در بحران، معادله تغییر میکند. مینیمالیسم استراتژیک میگوید اولویت اول، حفظ جریان نقدینگی (Cash Flow) و حفظ مشتریان کلیدی است. بقیه اهداف لوکس هستند.
مغز انسان و سازمانها در بحران، ظرفیت پردازش محدودی دارند. اگر مدیر ۵ اولویت تعیین کند، در واقع اولویتی تعیین نکرده است. مینیمالیسم استراتژیک خواستار انتخاب یک «قطب نمادین» است که تمام نیروها حول آن بچرخند.
سختترین بخش مینیمالیسم، حذف پروژههایی است که روی آنها وقت گذاشتهایم. مدیر استراتژیک مینیمالیست، بیرحمانه پروژههای جانبی، تیمهای غیرضروری و هزینههای زینتی را حذف میکند تا اکسیژن سازمان به ریههای اصلی برسد.
وقتی جنگ در اوکراین آغاز شد، یکی از بزرگترین چالشها برای شرکتهای فناوری (IT) و استارتاپها بود. این شرکتها معمولاً روی چندین پروژه موازی کار میکنند: توسعه محصول جدید، تحقیق بازار، بازاریابی برند، رویدادها و...
اما با شروع جنگ، دو بحران همزمان رخ داد: بسیاری از کارکنان به جبهه رفتند یا آواره شدند (کمبود نیرو) و زیرساختها ناامن شد (کمبود امنیت).
تفکر مینیمالیسم استراتژیک مدیران: مدیران هوشمند اوکراینی بلافاصله دستور توقف تمام پروژههای «آیندهنگرانه» را صادر کردند.
اقدام ۱: توقف R&D (تحقیق و توسعه): تمام تیمهایی که روی تکنولوژیهای جدید برای دو سال بعد کار میکردند، منحل شدند. چرا؟ چون آن تکنولوژی امروز پول نمیآورد و امروز، ما نیاز به پول نقد داریم.
اقدام ۲: تمرکز بر «پشتیبانی و نگهداری»: تمام برنامهنویسان باقیمانده به یک وظیفه محول شدند: «اطمینان از اینکه سرویسهای فعلی مشتریان قطع نمیشود.» آنها تمام انرژی خود را گذاشتند روی اینکه مشتریان اروپایی و آمریکاییشان احساس نکنند اوکراین در جنگ است.
اقدام ۳: سادهسازی محصول: ویژگیهای پیچیده و غیرضروری از نرمافزارها حذف شد تا سرعت و پایداری افزایش یابد.
نتیجه: این شرکتها با وجود اینکه بخش بزرگی از پتانسیل رشد خود را موقتاً از دست دادند، اما زنده ماندند. مشتریان آنها را از دست ندادند و جریان درآمدی حفظ شد. اگر آنها میخواستند همه پروژهها را ادامه دهند، قطعاً زیر فشار وزن پروژهها و کمبود نیرو، ورشکست میشدند. آنها با کم کردن، بیشتر شدند.
شما لازم نیست منتظر جنگ باشید تا از این تفکر استفاده کنید. در هر بحرانی (کاهش فروش، تحریم، تغییر ناگهانی بازار)، این مراحل را طی کنید:
تمام فعالیتها، پروژهها، تیمها و هزینههای جاری را لیست کنید.
از هر مورد بپرسید: «آیا این فعالیت مستقیماً به بقا یا حفظ مشتری کلیدی ما در ماه جاری کمک میکند؟»
اگر پاسخ «بله» است -> آن را نگه دارید و تقویت کنید.
اگر پاسخ «شاید» است -> آن را متوقف کنید.
اگر پاسخ «نه، اما برای آینده خوب است» است -> همین الان آن را کنار بگذارید. آیندهای بدون امروز وجود ندارد.
تیم خود را در جریان بگذارید. بگویید: «ما پروژه X و Y را متوقف میکنیم تا تمام توانمان را روی پروژه Z بگذاریم.» این کار باعث میشود تمرکز تیم چند برابر شود.
در دنیای پیچیده امروز، ما اغلب فکر میکنیم موفقیت یعنی «اضافه کردن». اضافه کردن ویژگی، اضافه کردن نیرو، اضافه کردن بازار. اما در بحران، ریاضیات تغییر میکند.
موفقیت در بحران یعنی «تفریق کردن». تفکر مینیمالیسم استراتژیک به شما یادآوری میکند که یک تیرانداز که تمرکزش روی یک هدف است، موفقتر از کسی است که صد تیر به هوا شلیک میکند.
وقتی طوفان شدید میگیرد، قایق خود را سبک کنید. بارهای اضافی را بیندازید. فقط آنچه را نگه دارید که شما را شناور نگه میدارد. این همان رمز بقای مدیران برنده در دوران سخت است.