ویرگول
ورودثبت نام
مجتبی عباسیان اردکانی
مجتبی عباسیان اردکانیمدیر و موسس تیم مشاوره رشد غزال. به کسب‌وکارها کمک میکنم رشدی پایدار، ارگانیک و تکرار شونده را تجربه کنند.
مجتبی عباسیان اردکانی
مجتبی عباسیان اردکانی
خواندن ۴ دقیقه·۷ روز پیش

چرا در بحران باید شکارچی باشیم، نه باغبان؟

آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا اجداد ما در شرایط سخت و خطرناک زنده ماندند؟ آن‌ها دو حالت کاملاً متفاوت داشتند: وقتی آب و هوا خوب و غذا فراوان بود، «باغبان» (Gatherer) بودند؛ میوه می‌چیدند، دانه ذخیره می‌کردند و از منابع موجود استفاده می‌کردند. اما وقتی زمستان سخت می‌رسید یا شکار کمیاب می‌شد، باید تبدیل به «شکارچی» (Hunter) می‌شدند؛ ریسک می‌کردند، بی‌قرار می‌گشتند و با تهاجم برای بقا می‌جنگیدند.

در دنیای کسب‌وکار هم دقیقاً همین‌طور است. بسیاری از مدیران در بحران ورشکست می‌شوند چون سعی می‌کنند با «ذهنیت جمع‌آور» در شرایط «شکار» دوام بیاورند.

مدیران موفق کسانی هستند که «تفکر شکارچی-باغبان» (The Hunter-Gatherer Mindset) را دارند. آن‌ها یک سوئیچ ذهنی دارند که می‌دانند دقیقاً چه زمانی باید حالت را عوض کنند.


تفکر شکارچی-جمع‌آور چیست؟

این تفکر بر اساس نیاز انسان در طول تاریخ شکل گرفته است و می‌گوید: استراتژی بقا در شرایط آرامش، با استراتژی بقا در بحران کاملاً متفاوت است.

  • حالت جمع‌آور (Gatherer Mode): برای زمان‌های پایدار است. تمرکز بر «بهینه‌سازی»، صرفه‌جویی، حفظ مشتریان فعلی، کاهش هزینه‌ها و رشد آهسته. مثل باغبانی که صبر می‌کند تا میوه برسد.

  • حالت شکارچی (Hunter Mode): برای زمان‌های بحران و بی‌ثباتی است. تمرکز بر «فرصت‌طلبی»، ریسک‌پذیری، سرعت بالا، چابکی و گرفتن سهم بازار از دست رقیب. مثل شکاری که باید سریع تصمیم بگیرد و حمله کند.

مدیرانی که در بحران شکست می‌خورند، معمولاً در حالت «باغبان» گیر می‌کنند. آن‌ها در اوج طوفان هنوز در حال جلسه گذاشتن برای صرفه‌جویی چند درصدی هستند، در حالی که رقبای «شکارچی» در حال تصرف بازار آن‌ها هستند.


کیس استادی: دو چهره متفاوت کسب‌وکارهای اوکراین

جنگ اوکراین بهترین آزمایشگاه برای مشاهده این دو ذهنیت بود. بیایید دو صنعت را مقایسه کنیم:

صنعت ۱: کشاورزی

قبل از جنگ، کشاورزان اوکراینی در حالت «باغبان» بودند. آن‌ها زمین‌ها را کشت می‌کردند، محصول را ذخیره می‌کردند و منتظر بازار می‌ماندند. وقتی جنگ آغاز شد، بنادر بسته شد. اگر آن‌ها می‌خواستند همچنان صرفاً «جمع‌آور» باشند و منتظر باز شدن بنادر بمانند، محصولاتشان در سیلوها می‌پوسید و ورشکست می‌شدند.

تغییر ذهنیت به شکارچی: مدیران بخش کشاورزی مجبور شدند «شکارچی» شوند. آن‌ها دیگر منتظر خریدار سنتی نماندند. آن‌ها شروع به شکار مسیرهای جدید کردند. با قطار و کامیون، محصول را از مرزهای زمینی (لهستان، رومانی) عبور دادند. آن‌ها ریسک کردند و با خریداران جدید در اروپا قراردادهای بستند که قبلاً هرگز با آن‌ها کار نکرده بودند. آن‌ها از حالت انفعالی به حالت تهاجمی در فروش تغییر چهره دادند.

صنعت ۲: استارتاپ‌های فناوری (شکارچیان تکنولوژی)

در روزهای اول جنگ، بسیاری از شرکت‌های فناوری می‌توانستند فعالیت را متوقف کنند و منتظر پایان جنگ باشند (حالت انفعالی). اما مدیران باهوش اوکراینی دیدند که جنگ نیازهای جدیدی ایجاد کرده است.

شکار فرصت در دل بحران: آن‌ها تبدیل به شکارچی شدند. آن‌ها دنبال این بودند که «الان چه چیزی بیشتر از همه نیاز است؟»

  • نیاز به شناسایی پهپادهای دشمن؟ -> استارتاپ‌های هوش مصنوعی شروع به ساخت نرم‌افزارهای تشخیص پهپاد کردند.

  • نیاز به ارتباطات امن؟ -> اپلیکیشن‌های چت امن را توسعه دادند.

  • نیاز به آموزش پزشکی سریع؟ -> پلتفرم‌های آموزش آنلاین پزشکی برای سربازان راه انداختند.

آن‌ها منتظر نماندند تا دولت سفارش دهد؛ آن‌ها فرصت را شکار کردند و در عرض ماه‌ها، شرکت‌های کوچک تبدیل به پیمانکاران اصلی دفاعی شدند.


چگونه سوئیچ ذهنی خود را مدیریت کنیم؟

برای اینکه بتوانید مثل اجداد ما در بحران زنده بمانید و حتی رشد کنید، باید بدانید کی باید کدام حالت را فعال کنید:

۱. تشخیص فصل (Read the Weather)

مدیران هوشمند دائماً محیط را رصد می‌کنند.

  • اگر بازار ثابت است، رقیب تهاجمی نیست و اقتصاد رو به رشد است -> حالت باغبان فعال شود. روی بهره‌وری و کیفیت تمرکز کنید.

  • اگر بازار ناگهان تغییر کرده، تحریم شده، جنگ شده یا تکنولوژی جدیدی آمده -> حالت شکارچی فعال شود. روی سرعت، ریسک و گرفتن سهم بازار تمرکز کنید.

۲. تغییر روتین‌ها

  • در حالت باغبان: جلسات طولانی، برنامه‌ریزی‌های سالانه، تمرکز بر جزئیات.

  • در حالت شکارچی: جلسات کوتاه ایستاده، تصمیم‌گیری سریع، تمرکز بر هدف نهایی. در بحران، جلسات برنامه‌ریزی ۵ ساله را لغو کنید و «جنگ‌های روزانه» برگزار کنید.

۳. پذیرش ریسک محاسبه‌شده

در حالت شکارچی، اگر ریسک نکنید، می‌میرید. مثل شکاری که اگر از لانه خارج نشود، از گرسنگی می‌میرد. در بحران، باید پروژه‌های جدید را شروع کنید، بازارهای عجیب را امتحان کنید و مدل‌های کسب‌وکار را تغییر دهید.

نتیجه‌گیری

تفکر شکارچی-باغبان به ما می‌آموزد که «ثبات» دشمن بقا نیست. مدیری که همیشه محتاط است (فقط باغبان)، در طوفان غرق می‌شود. مدیری که همیشه تهاجمی است (فقط شکارچی)، در زمان آرامش سازمان را فرسوده می‌کند.

هنر مدیریت در این است که بدانید «امروز چه فصلی است؟» و چهره خود را با آن فصل هماهنگ کنید. آیا امروز باید باغبانی کنید یا شکار؟ پاسخ به این سوال، سرنوشت کسب‌وکار شما را تعیین می‌کند.

سهم بازاربحرانمدیریت بحران
۳
۰
مجتبی عباسیان اردکانی
مجتبی عباسیان اردکانی
مدیر و موسس تیم مشاوره رشد غزال. به کسب‌وکارها کمک میکنم رشدی پایدار، ارگانیک و تکرار شونده را تجربه کنند.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید