ویرگول
ورودثبت نام
Dr.Morteza Azimi
Dr.Morteza Azimiدکترای روان‌شناسی سلامت، فعال در حوزه روان‌شناسی صنعتی‌سازمانی، با تمرکز بر مداخلات مرتبط با اختلالات روانی و بهبود سلامت روان در محیط کار.
Dr.Morteza Azimi
Dr.Morteza Azimi
خواندن ۳ دقیقه·۶ ماه پیش

کوچینگ سلامت سازمانی؛ نیروی پنهان بهره‌وری و انگیزش درونی در سازمان‌های نوین

در عصر حاضر که تغییرات محیطی، رقابت شدید و فرسودگی شغلی در حال افزایش است، دیگر نمی‌توان با الگوهای سنتی مدیریت، سازمانی پویـا، خلاق و بهره‌ور ساخت. نیاز امروز سازمان‌ها نه تنها به مدیر، بلکه به رهبران تحول‌آفرین و فرهنگ‌سازانی الهام‌بخش است. اینجاست که کوچینگ سلامت سازمانی به‌عنوان یک ابزار کارآمد و انسان‌محور مطرح می‌شود؛ رویکردی که در بستر روانشناسی صنعتی و سازمانی معنا پیدا کرده و در خدمت ارتقای بهره‌وری، انگیزش درونی و سلامت روان کارکنان قرار می‌گیرد.

کوچینگ سلامت؛ فراتر از مشاوره فردی

کوچینگ سلامت سازمانی تنها به معنای توجه به سلامت جسمی و روانی کارکنان نیست؛ بلکه روشی استراتژیک برای پرورش مدیرانی هوشیار، همدل و مقاوم است. مدیرانی که:

  • توان گفت‌وگوی اثربخش دارند؛

  • از فشارهای روانی آگاه‌اند و با آن مواجهه سالم دارند؛

  • انگیزه‌بخش، نه کنترل‌گر هستند؛

  • و مهم‌تر از همه: سلامت روان و انگیزش درونی افراد را عامل کلیدی بهره‌وری می‌دانند.

بهره‌وری پایدار؛ نتیجه انگیزش درونی و سلامت روان

در ادبیات روانشناسی سازمانی، بهره‌وری واقعی زمانی حاصل می‌شود که کارکنان:

  • احساس معنا و تعلق در کار داشته باشند؛

  • از درون انگیزه داشته باشند، نه صرفاً به‌خاطر پاداش بیرونی؛

  • و در محیطی روانی ایمن، حمایت‌گر و شفاف فعالیت کنند.

تحقیقات نشان داده‌اند کوچینگ سازمانی، به‌ویژه برای مدیران میانی و ارشد، موجب بهبود خودآگاهی، همدلی، تاب‌آوری هیجانی و انعطاف‌پذیری شناختی می‌شود. این مؤلفه‌ها نه تنها سلامت روان را تقویت می‌کنند، بلکه انگیزش درونی کارکنان را نیز افزایش داده و در نهایت به بهره‌وری سازمانی منتهی می‌شوند.

روانشناسی صنعتی سازمانی و ضرورت بازنگری در سبک مدیریت

روانشناسی صنعتی سازمانی، دانشی است که تلاش دارد رابطه بین انسان و ساختار سازمان را بهینه‌سازی کند. یکی از یافته‌های مهم این حوزه این است که سبک مدیریت سنتی دیگر پاسخگوی نیازهای نیروی کار مدرن نیست. مدیریت صرفاً بر مبنای دستور و کنترل، باعث افت انگیزه، افزایش فرسودگی و کاهش مشارکت می‌شود.

از سوی دیگر، سازمان‌هایی که به کوچینگ به‌عنوان بخشی از استراتژی منابع انسانی نگاه می‌کنند، موفق‌ترند؛ زیرا:

  • به رشد درونی مدیران و کارکنان توجه دارند؛

  • مسیر گفت‌وگو، بازخورد، اعتماد و یادگیری مستمر را هموار می‌کنند؛

  • و فرهنگ سازمانی پویاتر و سلامت‌محورتری ایجاد می‌کنند.

نقش مدیران؛ از فرمانده به مربی

در مدل‌های نوین سازمانی، مدیر صرفاً کسی نیست که برنامه‌ریزی و کنترل کند، بلکه مربی تیم، تسهیل‌گر تحول و الهام‌بخش مسیر رشد است. در چنین مدلی:

  • مهارت‌های کوچینگ به‌عنوان قابلیت کلیدی رهبری شناخته می‌شود؛

  • مدیران نقش اصلی را در انتقال فرهنگ سلامت، مسئولیت‌پذیری و انگیزه ایفا می‌کنند؛

  • و جو روانی سازمان، از رقابتی خشک به محیطی حمایت‌گر، معنادار و یادگیرنده تغییر می‌کند.

نتیجه‌گیری: نیاز به طرحی نو و نگاهی بومی

سازمان‌ها در آستانه تحولی هستند که دیگر مدیریت گذشته پاسخگوی آن نیست. بهره‌وری پایدار، تنها در سایه انگیزش درونی، سلامت روانی و رهبری انسانی امکان‌پذیر است. کوچینگ سلامت سازمانی پلی است میان روانشناسی مدرن، نیازهای انسانی کارکنان، و اهداف کلان سازمان.

در همین زمینه، استارتاپ ایرانی "میشینو" با تمرکز بر کوچینگ سلامت سازمانی در حال فرهنگ‌سازی و پیاده‌سازی مدل‌هایی نوین در سازمان‌های ایرانی است. این مجموعه با ارائه کوچینگ فردی به مدیران، برگزاری جلسات تیمی کوچ‌محور و آموزش مهارت‌های ذهن‌آگاهی و همدلی، نشان داده که می‌توان در بستر بومی نیز تحول فرهنگی را رقم زد. تجربه‌های میشینو تأیید می‌کند که سلامت روان، انگیزش و بهره‌وری سه ضلع مثلثی هستند که با کوچینگ صحیح، قابل اتصال و تقویت‌اند.

اکنون زمان آن رسیده که سازمان‌ها طرحی نو دراندازند؛ طرحی که در آن، مدیران نه صرفاً فرمانده، بلکه رهبران کوچ‌محور، انگیزه‌بخش و سلامت‌ساز باشند.

سلامت روانروانشناسی صنعتی سازمانی
۷
۲
Dr.Morteza Azimi
Dr.Morteza Azimi
دکترای روان‌شناسی سلامت، فعال در حوزه روان‌شناسی صنعتی‌سازمانی، با تمرکز بر مداخلات مرتبط با اختلالات روانی و بهبود سلامت روان در محیط کار.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید