ویرگول
ورودثبت نام
فرشته سنگیان
فرشته سنگیانعاشق مطالعه، نویسنده ی کتب : "مشتاق پرواز"، "داستان واره هایم"، "راهی"، "ضریح شب"، "وادی هفتم"، "قفل دلتنگی"
فرشته سنگیان
فرشته سنگیان
خواندن ۱ دقیقه·۳ روز پیش

رهگذار و شمس

در میان جمعیت از رهگذری پرسید: شنیده ام امروز صبح شمس، خود به میدان آمده بود!

خواستم بپرسم تو که اینجا بودی هم امروز شمس را دیدی؟!

رهگذر پاسخ داد:

ای عزیز! شمس می تواند یک صفت باشد! باید نورشناس بود

تا که بشناسد نور را!

گفت: از قبل بباید شمس بود

یا از پس سیر و سلوک بباید شمس شد؟!

رهگذر گفت:

خورشید نور می بخشد، گرمی دارد و بسیار رخشنده است و منبع و سرچشمه ی نور!

تو خود بازگوی که نور آن ز کجاست؟؟

و او با خود اندیشید و سکوت پیشه کرد!

رهگذار بی صدا دور شد و دورتر!

خورشید وسط آسمان می درخشید، صدای اذان طنین انداز شد

چار تکبیر گفته شد از پس وضویی ضوء بخش!

قامت بسته شد، رکوع و سجود و قنوت

و از پس آن سلامی داده شد و به ناگاه این بار سلامی نیز شنیده شد!

هر آنچه باید می شد، شد!

شگفتا شمس دل، از درون تابیدن گرفته بود!

کس آگه نشد که آن روز ظهر، چه بر وی گذشت... بر اویی که سینه صیقلی داده بود!

صدری منشرح از برای کسب نور!

شمس تابیدن گرفت و نور باریدن گرفت!

و ندایی شنید: هرگز زمان قبل و زمان بعدی نبوده جز در خیال تو؛

کنون که بر این راز واقف گشته ای بدان که تو در اقیانوس دم غرقه ای و از آنروی نیز احاطه هستی در قرب!

#فرشته_سنگیان

شمسنور
۱۱
۰
فرشته سنگیان
فرشته سنگیان
عاشق مطالعه، نویسنده ی کتب : "مشتاق پرواز"، "داستان واره هایم"، "راهی"، "ضریح شب"، "وادی هفتم"، "قفل دلتنگی"
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید