ویرگول
ورودثبت نام
نازلی دانشخواه
نازلی دانشخواه
نازلی دانشخواه
نازلی دانشخواه
خواندن ۱ دقیقه·۲۴ روز پیش

سکوت در نیم قرن...

تمام روز به خاکستری آسمان نگاه کردم و دریا در من موج زد
تمام روز به خاکستری آسمان نگاه کردم و دریا در من موج زد

تمام روز در بستر سالیان نشستم و تنها تنها،بدون اشک مویه کردم

تمام روز نشستم و باران بارید و گوش کردم

تمام روز سکوت کردم

تمام روز به خاکستری آسمان نگاه کردم و دریا در من موج زد

صدای خیزاب بود و ردِ باد در دوردست

باید نیم قرن را در سکوت به پایان می رساندم

بی گفت ,بی شنید!

فردا به دریا خواهم زد

می ایستم در باران روی خطِ موج

دریا که کف کرد

خیز برخواهم داشت

انگار که دوباره کیخسرو بخواهد از دشتِ برف بگذرد

به آغاز خویش سلام می کنم

درست جایی که پنجه آغاز می شود

سکوت می کنم و دوباره جان می گیرم

سکوت می کنم و پنجاه سال از سرم می گذرد،

سلام بر روزنهٔ نور وقتی دلم در این هزار حبریِ شب زده،هنوز روشن است

سکوت می کنم و نیم قرن از جانم می گذرد...

#نازلي_دانشخواه

#اسفنداست

۶ اسفند ۱۴۰۴

سکوت
۴
۱
نازلی دانشخواه
نازلی دانشخواه
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید