ویرگول
ورودثبت نام
Lady noon
Lady noonنویسنده‌ی پاره‌وقت ، کتابخون همیشگی قول نمیدم اما شاید به دردت خورد... :)
Lady noon
Lady noon
خواندن ۱ دقیقه·۲ روز پیش

صبحگاه

اگه کودکیم الان اینجا بود مطمعنم حسابی بهم افتخار میکرد چون من تونستم !

من تونستم قلب بزرگی داشته باشم و عشق بدم به آدما حتی اگه عشق متقابل ازشون نگیرم و مهم تر از همه تونستم اونو بیشتر دوست داشته باشم.

اون بچه ای که به اندازه کافی عشق نگرفت رو من بهش عشق میدم و مراقبشم و نمیزارم آدما ناراحتش کنن.

من میبخشم و عشق می‌ورزم بهشون تا خودم حالم خوب باشه.

امشب به اینکه قلب بزرگی دارم خیلی افتخار کردم. پ‌ن: حالا درسته یکم مریضه و بجای ۷۰ بار در دقیقه ۱۱۰ بار میزنه اما خب تو همون ضربان های اضافه هم مهربونه قلبم :)

ساعت 3:16 صبحه پس صبحتون بخیر

صبحگاهکودک درونقلبضربان قلب
۰
۰
Lady noon
Lady noon
نویسنده‌ی پاره‌وقت ، کتابخون همیشگی قول نمیدم اما شاید به دردت خورد... :)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید