اگه کودکیم الان اینجا بود مطمعنم حسابی بهم افتخار میکرد چون من تونستم !
من تونستم قلب بزرگی داشته باشم و عشق بدم به آدما حتی اگه عشق متقابل ازشون نگیرم و مهم تر از همه تونستم اونو بیشتر دوست داشته باشم.
اون بچه ای که به اندازه کافی عشق نگرفت رو من بهش عشق میدم و مراقبشم و نمیزارم آدما ناراحتش کنن.
من میبخشم و عشق میورزم بهشون تا خودم حالم خوب باشه.
امشب به اینکه قلب بزرگی دارم خیلی افتخار کردم. پن: حالا درسته یکم مریضه و بجای ۷۰ بار در دقیقه ۱۱۰ بار میزنه اما خب تو همون ضربان های اضافه هم مهربونه قلبم :)
ساعت 3:16 صبحه پس صبحتون بخیر