ویرگول
ورودثبت نام
امید کلوت
امید کلوت
امید کلوت
امید کلوت
خواندن ۱ دقیقه·۷ ماه پیش

جدال درونی

تنها تنهایی خالق انسانم بود
تنها روزمرگی بود
و آینده را به قتل رساندم
بیرون چه مهم بود!
وقتی از درون  نسیم خنک صفحاتم را ورق می‌زد
چه مهم بود زمانی که با شوپن پرواز می‌کردم ز یاد می‌بردم دم را بازدمم
این نسیان دم اگر بدرود با دامان زیبایی‌ها باشد
مهم نیست
جعبه انسانم پوچ نیست و اتفاقا  لبالب و ممتلی‌ست
کذب است امتلاء
گوهری بباید
تا مشحون‌اش نماید
کم کمکی عشق شاید
وای که تنهایی بیراهه بود
پایی کنار قدم هایم
انگشتانی مشت دور انگشتم
نه نتوانستم
یا نخواستم
نیافتم
مهم هست یا نیست
پرده آخر اپرا اینگونست:
- درب جعبه را بست و با شوپن همراه شد.

بهمن ۱۳۹۷

امید کلوت
                                         بهمن ٩٧

شعرتنهاییموسیقی کلاسیک
۰
۰
امید کلوت
امید کلوت
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید