میدونین من بعد از مدت ها یه مدرسخوب برای خودسازی و عزت نفس پیدا کردم ، بر خلاف بقیه مدرسایی که نقاب داشتن ، همه خودشو نشون میداد ، آدمی بود که از اوضاع بدی به بهترین جاها رسیده بود ، منم خیلی بهش حس خوبی داشتم و انرژیم قشنگ با انرژیش قفل شده بود ، آیدی گذاشته بود در مورد فایلا اگه سوالی داشتید بپرسید یا دستاورد بگید ، من پیام میدادم از دستاوردام میگفتم اونم کلی تشویقم میکرد و همه چی خوب بود .
تا زمانی که اینو به خواهرمم معرفی کردم و گفتم توعم برو گوش کن خیلی خوبه . خواهرم چیکار کرد ؟ رفت به طرف پیام داد و تا تونست زیر سوال بردش و از مدرک و ایناش پرسید ، دیگه خلاصه من یهو دیشب تصمیم گرفتم که یکی از دوره هاشو ثبت نام کنم و رفتم به خواهرم گفتم . خواهرمم مثل دوستی خاله خرسه رفت بهش پیام داد و گفت شما میخوایید مردمو گول بزنید و این داستانا ، بعد دختره فهمید که خواهر منه چون دقیقا چند دقیقه تفاوت با پیام دادن من رفته بود پیام داده بود ، دختره اومد گفت که آیدی منو کسی از خانوادت داره و اینا ؟ و لطفا دوره منو ثبت نام نکن و از این چیزا
منم براش توضیح دادم که خواهرم نظرش اینه که شما شیادین ولی من نظرم این نیست و خلاصه توافقمون شد که ثبت نام کنم و قرار شد فردا تصمیم قطعیمو بگم

بعد من از خیلی چیزا به این دختره گفته بودم ، به خاطر همین بهش گفتم که اگه خواهرم دوباره بهم گفت که شما مدرک و دانشگاهتون این چیزی که باید نبوده چی بهش بگم؟ بعد این مدرس هرچی دلش خواست گفت و قضاوتم کرد و تهمت زد که اونم خودت بودی و با یه اکانت دیگه اومدی به اسم خواهرت و هیچیم باور نمیکرد بجز حرف خودش و آخرم بلاکم کرد . واقعا دلم شکست این همه تلاش کردن تا شرایطو اوکی کنم و ثبت نام کنم ،کلی ذوث داشتم چون میدونستم واقعا مدرس خوبیه و خلاصه یه سری تحقیر و توهینم کرد ، قضاوت کرد و گفت ازت ارتعاش بدی میگرفتم ، حال به هم زنی ، تا کی میخوای فیلم بازی کنی ؟ به زور تحملت میکردم ، حرفایی که دیشب بهم زدی میتونستم شکایت کنم (در حالی که من نمیدونم کدوم حرفارو میگه و انگار خواهرم بهش گفته بود)سر یه سوءتفاهم و برداشت اشتباهش به خاطر یه جمله و بعد بلاک کرد
آخه این آدم با شهود و آگاهیه . چرا نفهمید که خواهرم بوده و من نبودم ؟ واقعا مدرس خوبیه و دوره اش هم تخفیف ویژه به من داده بود چون من تمریناتو انجام میدادم و خلاصه زمان زیادی واسه آموزشاش میزاشتم ولی یهو زد زیرش و این شد داستان ما . خلاصه ممنون از خواهرم و دوستی خاله خرسش . و ممنون از مدرسی که شهود بالایی داره و این موردو نفهمید و دلمو شکست
و البته یه صدایی بهم میگفت این قضیه جور میشه ، و هنوزم میگه ، و میدونستم خدا پشتمه ، ولی خب نمیدونم چه حکمتی توش بوده که یهویی همه چی جور شد درموردش و یهو خیلی بد جور همه چی داغون شد
خلاصه با اینکه خیلی این مدرس رو دوسش دارم و خیلیم ازش ناراحتم و نمیدونم چرا همچین رفتاریو کرد
آها راستی اینم بگم که به یکی از دوستام اعتراف کردم که لزبینم و نخواستم بیشتر از این هویتمو مخفی کنم