کوله‌پشتی باید سبک باشه

این داستان کوله‌پشتی امیر مهرانی همیشه برام جذاب بوده، هرسال بهش فکر می‌کنم اما اگر اشتباه نکنم اولین سالی که دارم کوله پشتیم را براتون باز می‌کنم.

اگر اهل کوه باشید می‌دونید که هرچی کوله سبک‌تر باشه راحت‌ترید، منم برخلاف سال‌های قبل کولم را می‌خوام خیلی سبک ببندم. فقط چهار بیت شعر برداشتم که غذای روح باشه و اسمش رو گذاشتم اصول که پایه زندگی را می‌سازه و یک ابزار بر می‌دارم که بدرد کار حرفه‌ایم مدیریت محصول و از اون مهم‌تر بدرد لحظه لحظه‌ی این زندگی پر اتفاق ما تو ایران می‌خوره.

جزیره‌ی هرمز
جزیره‌ی هرمز

این اصول چی هستند؟

اصل اول: بی دلی در همه احوال خدا با او بود / او نمی‌دیدش و از دور خدا را می‌کرد (شعر کامل)

بیت اول این شعر میگه:

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد / وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

برداشتم از این شعر اینه که کل جهان هستی در درون ما شکل می‌گیره و اگر بخوای می‌تونی برسی و نخوای نمی‌رسی. پس به بقیه غُر نزنیم، کسی را مقصر نکنیم که ما مسئول اکثر اتفاقات زندگیمون خواهیم بود. خودمونیم و خودمون.


اصل دوم: صلاح کار کجا و من خراب کجا / ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا (شعر کامل)

تقریبا هر اتفاقی تا الان برام افتاده حتی بدترین آن‌ها هم، یک خیری توی اون کار بوده، برای همین هیچ موقع از اتفاقات خیلی ناراحت نمیشم و برای اینکه در آینده نتیجش را می‌بینم و معتقدم ما صلاح کارمون را نمی‌دونیم و فقط تصور می‌کنیم که چه چیزی درسته و چه چیزی غلط. پس اتفاقات پیش‌رو را اگر بشه بهترش کنم، می‌کنم و اگرم نشه که هرچه پیش آید، خوش آید.


اصل سوم: دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای / فرشته‌ات به دو دست دعا نگه دارد(شعر کامل)

وقتی نمی‌دونی صلاح کار چیه پس حرص و تمع بی‌فایدست. اصرار بیش از حد هم بی‌فایدست، فقط کاری را بکن که بنظر خودت درسته و به کسی هم آسیبی نمیزنه. بقیش را خودش درست می‌کنه.

اصل آخر: این نیز بگذرد...

این نیز بگذرد مثلی است که اشاره به فانی بودن دنیا دارد و بر این دلالت می‌کند که همه شرایط چه خوب و چه بد همگی موقت هستند.” (منبع)

این جمله را معمولا برای مشکلات بکار می‌برند ولی من بیشتر در شادی‌ها این جمله به ذهنم میاد که یادم بیاد دنیا چه خوب چه بد هزاران بار می‌چرخه و نه به خوشی باید وابسته شد نه از مشکلاتش باید هراسان بشیم. به هر حال هرچی باشه می‌گذره!



از اصول بگذریم،تنها ابزاری که توی کوله می‌ذارم و سال پیش بدستش آوردم این جملست:

"مهم‌ترین و با ارزش‌ترین کار را، به ساده‌ترین روش انجام بده"

احتمالا براتون بدیهی ولی کمتر کسی این کار را می‌کنه، بیشتر مواقع درگیر حواشی و کار‌های کم‌ارزش و بی‌اهمیت هستیم. سال پیش خیلی وقت از دست دادم بخاطر مسائلی که واقعا ارزش درگیری ذهنی نداشت، سال پیش فهمیدیم که خیلی کارهای مهم و ضروری و البته بدیهی هست که کار باید انجام بدیم و اینا مهم‌تر از هر چیز دیگه‌ای‌هست.

پس هرموقع می‌خوام یه کاری انجام بدم به این فکر می‌کنم که آیا این کار الان با ارزش‌ترین کاری که میشه توی این لحظه انجام داد؟ اگه آره پس انجام بده، اگرم نه پس برو دنبال کار مهم‌تر.

این ابزار برای طراحی و مدیریت محصول به شدت جواب میده و قطعا در رندگی روزمره هم بعد از اون چهار بیت، بسیار تاثیرگذاره.


کوله پشتیم را خلاصه کنم:

  • بی دلی در همه احوال خدا با او بود / او نمی‌دیدش و از دور خدا را می‌کرد
  • صلاح کار کجا و من خراب کجا / ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا
  • دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای / فرشته‌ات به دو دست دعا نگه
  • این نیز بگذرد
  • مهم‌ترین و با ارزش‌ترین کار را، به ساده‌ترین روش انجام بده