ویرگول
ورودثبت نام
parsa
parsa
parsa
parsa
خواندن ۱ دقیقه·۱ روز پیش

ما آدم معمولی نبودیم… فقط بی‌ادعا بودیم

گاهی فقط می‌خوای یه حرف ساده بزنی، از جنس انسانیت، از جنس این‌که دلت می‌خواد یکی کمتر تنها بمونه. حرف‌هایی که همون‌جوری توی دلت می‌چرخه می‌گی، بدون این‌که بخوای کسی رو قانع کنی یا ثابت کنی حق با توئه. فقط می‌خوای بگی تنهایی خوبه، اما نه برای زندگی. برای فکر کردن، برای آروم شدن، برای جمع کردن خودت. ولی نمی‌دونم چرا بعضی‌ها همین حرف ساده رو هم نمی‌تونن بشنون. انگار هرچی خلاف دیوار تنهایی‌شون باشه، می‌شه حمله. من فقط گفتم آدم باید یه‌کم اجتماعی هم باشه، نه برای شلوغی، برای این‌که دلش خشک نشه. اما خب… بعضی‌ها نقد رو نمی‌پذیرن، چون هنوز با زخم‌های خودشون درگیرن. حرفت رو نمی‌شنون، فقط ازش دفاع می‌کنن. منم دیدم ادامه دادن فایده نداره. نه ناراحت شدم، نه قهر کردم، فقط گفتم باشه… تو همون‌جوری که راحتی. آدم باید یه‌جایی یاد بگیره آرامش خودش رو انتخاب کنه، حتی اگر طرف مقابل فکر کنه برده. من دنبال برد و باخت نبودم، دنبال فهمیدن بودم. ولی وقتی ظرفیت شنیدن نباشه، حتی حرف خوب هم می‌شه مزاحم. منم رد شدم. همین. آخرش هم با خودم گفتم کی ضرر می‌کنه؟ شاید هیچ‌کدوم. فقط مسیرها جدا می‌شن. اما یه چیزی رو مطمئنم… ما آدم معمولی نبودیم. هم اهل فکر بودیم، هم اهل خرد، هم متواضع، هم بی‌ادعا. شاید نمی‌دونست با یه آدم پخمه طرف نبود. همین.

— Parsa & Copilot

Still learning, still growing, still human at heart.

دلنوشتهتفکرانسانیتتنهاییتجربه
۷
۰
parsa
parsa
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید