ویرگول
ورودثبت نام
parsax x
parsax xایده‌پرداز الگوریتم؛ دنبال راه‌حل‌های خلاق برای مسائل پیچیده‌ام. عاشق منطق، داده و ساختن چیزایی که واقعاً کار می‌کنن.
parsax x
parsax x
خواندن ۱ دقیقه·۸ روز پیش

وقتی حس می‌کنی به پایان رسیدی...

بعضی وقتا واقعا حس می‌کنی دیگه ته خطی، هیچی برای گفتن نداری. انگار همه اون کلماتی که یه زمانی با ذوق و شوق می‌چسبوندی کنار هم، حالا ازت فرار کردن و رفتن یه گوشه دیگه. اما راستش رو بخوای، آخر هر چیزی که انتهای دنیا نیست؛ گاهی فقط یه فرصته برای اینکه وایستی، یه نفس عمیق بکشی و دوباره خودت رو ببینی، اونم وسط همه اون زخمهایی که بی‌سروصدا گنده‌ات کردن. آدم وقتی دلش می‌شکنه، نابود نمیشه؛ فقط یه مدتی با سکوتش سر می‌کنه تا دوباره بتونه خودش رو پیدا کنه، درست از دل همون سکوت. بعضی رفتن‌ها واقعا آدم رو خالی می‌کنن، ولی همین خالی شدن، یه فضایی می‌سازه برای ساختن یه نسخه جدید از خودت. یه نسخه‌ای که یاد می‌گیره هیچ چیزی موندگار نیست، ولی خودش باید بمونه، حتی اگه قلبش خسته باشه و چشم‌هاش پر از حرفایی که هیچ‌وقت گفته نشد. این یه جورایی شروع دوباره‌ست، حتی اگه سخت باشه. خودت رو بغل کن و بدون که این فصل هم تموم میشه و فصل جدیدی شروع میشه.

Parsa

!

شروعرابطهدلنوشتهشکست عاطفیزندگی
۲۴
۳۱
parsax x
parsax x
ایده‌پرداز الگوریتم؛ دنبال راه‌حل‌های خلاق برای مسائل پیچیده‌ام. عاشق منطق، داده و ساختن چیزایی که واقعاً کار می‌کنن.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید