بسیاری از طراحان وقت زیادی را با همکاران طراح خود میگذرانند. من خودم هم طراحم و این را میگویم: گاهی این کار بیشتر از آنکه مفید باشد، محدودکننده است. مشکل این نیست که با طراحها صحبت کنیم، آنها آدمهای جالبی هستند، بلکه این است که هر ساعتی که صرف بحث طراحی با همکاران طراح میکنید، ساعتی است که از فرصتهای واقعی برای گسترش دید و فهم جهان واقعی کاربران غافل میشوید.
طراحی یعنی ترکیب دانش ما از دنیای کاربران با راهحلهایی که در زندگی واقعی آنها معنی دارد. اما بیشتر طراحان به ندرت وقت میگذارند تا خود را با واقعیتهای این دنیا مواجه کنند: کاربران، شرکتها، بازارها، اقتصاد و همه آن چیزی که دنیای واقعی را میسازد.
خلاقیت واقعی وقتی رخ میدهد که چیزهایی ببینید که دیگران نمیبینند. نه لزوماً در شکل یا رنگ تازه، بلکه در ارتباطها و همبستگیهای جدید میان مفاهیم. برای اینکه درک شما عمیقتر و راهحلهایتان مؤثرتر باشد، نیاز دارید دایرهٔ تجربیات و ورودیهای خود را گسترش دهید. این ورودیها میتواند گفتگو با افراد دیگر تیم مثل مدیر محصول، مهندس، پشتیبانی مشتری یا فروش باشد، یا جستوجوی خودتان در گزارشهای تحقیقاتی، وبلاگهای صنعتی، بررسی محصولات دیگر و حتی منابع دیجیتال مانند یوتیوب و GPT.
شاید دفعهٔ بعد که برای یک استراحت کوتاه به قهوه میروید، به جای همکار طراح، با مهندس یا همکار تجاری خود بروید. همین مواجهه با دیدگاههای متفاوت، نقاط ضعف فهم شما را آشکار میکند و باعث میشود طراحیهایتان واقعیتر و اثرگذارتر باشند.
دنیای ما پیچیده، چندبعدی و همیشه در حال تغییر است. برای مؤثر بودن به عنوان یک طراح، باید نه تنها ایدههای خود را به بیرون ببرید، بلکه دنیا را هم به درون بکشید.
تجربه ثابت کرده است: صحبت فقط با طراحان دیگر، شما را محدود میکند. ترکیب مهارت طراحی با بینشهای کسانی که چیزهای بیشتری یا متفاوت میدانند، جادوی واقعی را رقم میزند.
طراحی + طراحی بیشتر = خروجی پیکسل-پرفکت ولی اغلب بیاثر
طراحی + گسترهٔ تجربه = خروجی مؤثر و واقعاً تاثیرگذار
شما چگونه خودتان را در معرض تجربیات متفاوت قرار میدهید تا مهارت طراحیتان را بهبود دهید؟