هر سال، وقتی روز ارزیابی تعالی فرا میرسد، یک نمایش تکراری آغاز میشود. از نیمه ماه، دفاتر پر میشوند از مستندات تازه؛ بعضی از آنها تنها برای خالی نبودن دست و پا ساخته شدهاند و برخی هم با آموزشها و مشاورههای ویژه، آماده میشوند تا مرحله ارزیابی را «گذر دهند».
در روز ارزیابی، تلاشها متمرکز میشود بر قانع کردن ارزیابان با الفاظ و ارائههای نمایشی که سازمان نمونهای از تعالی است؛ گاهی موفق میشوند و حس رضایت کاذب جایگزین اصلاح واقعی میشود. گویی مهمترین دستاورد، قانع کردن دیگران به جای یادگیری و بهبود واقعی است.
با این حال، حقیقت متفاوت است: ارزیابان حرفهای، دقیق و قابل اعتماد، حتی یک جلسه حضورشان برای سازمان، یک فرصت آموزشی و بازاندیشی واقعی است. آنان سازمانهایی را که حقیقتاً دنبال رشد و تعالی هستند، به سمت اصلاح فرآیندها، فرهنگ سازمانی و بهرهوری پایدار هدایت میکنند؛ چیزی که هیچ سند دستساز و ارائه نمایشی جای آن را نمیگیرد.
اگر ارزیابی تنها در نمایش و مستندات ساختگی خلاصه شود، تبدیل به یک بازی تکراری و سطحی میشود. سازمانهایی که فراتر از این صحنههای ظاهری حرکت میکنند، میدانند تعالی واقعی یعنی تغییر واقعی، مستمر و اثرگذار؛ نه صرفاً گرفتن مدرک، نشان یا جایزه.
در نهایت، این یادداشت دعوتی است به تأمل: آیا ما دنبال تعالی واقعی هستیم یا صرفاً ظاهر موفقیت را میسازیم؟ آنچه باقی میماند، نه رتبه و نشان، بلکه تأثیر مستمر بر عملکرد، منابع انسانی و جامعه است که سازمان را فراتر از روز ارزیابی ماندگار و اثرگذار میکند.

بهمن علی بخشی