ویرگول
ورودثبت نام
ادیب رابع خراسانی
ادیب رابع خراسانیاز ادبیات و تاریخ و فلسفه خواهیم نوشت.
ادیب رابع خراسانی
ادیب رابع خراسانی
خواندن ۲ دقیقه·۱۳ روز پیش

جامع الحکایات دهستانی در زیر سایهٔ عوفی

مدتی بود که در درد و سکون بودم و نیز اکنون در درد و سکون هستم و باز درد و سکون خواهد آمد، چندی بود که در باب این سختی فکر می‌کردم، در پگاه و شامگاه خدای را مخاطب قرار داده که: کی دل غم‌دیده حالش به شود؟ حال دوران دایما یکسان شدست. تا در گشت و گذار خیابان کتابخانه‌ام به دکانی خاک‌خورده رسیدم، بعد از تورق در آن کمی حالت بهتری یافتم و در این دوران که باد فتنه سر برداشته، قصد کردم در رابطه با آن بنویسم تا شاید دردمندی چون من را عافیت باشد.

الفرج بعد الشدة کتابی از قاضی ابوعلی تنوخی است که در قرن چهارم هجری تالیف شده است، موضوع کتاب داستان کسانی است که به دردی مبتلا و سپس از درد رها گشته‌اند؛ این کتاب را عوفی ترجمه کرد و گویا داستان‌ها را در جوامع الحکایات خلط کرد تا از هر بابی روایتی و حکایتی داشته باشد، اما این کتاب مانند تابوت مصریان است که هر کس قصد آن کند به اتمام نمی‌رساند.

اما بعد، مولانا حسین بن سعد دهستانی مویدی، مترجم و شاعری که در عهد ایلخانان زیر ستر و چتر عز الدین طاهر فریومدی وزیر خراسانی و پسرش وجیه الدین زنگی زندگی می‌کرد به ترجمهٔ این کتاب روی آورد، البته که قصد خود او نبود و این کار به او محول شد، چرا که اهل آن زمانه در رنج بودند و به همت و عنایت وزیر فریومدی به آسانی رسیده بودند و می‌طلبید که چنین کتابی تالیف شود.

او در رنج و سختی چندی نوشت و زر قلبش در گستان قلب اهمیت نیافت، پس روزی در جستجو به کتابی عربی با عنوان الفرج بعد شدة والضیقة تالیف ابوالحسن علی مداینی دست یافت که پنج ورق بیش نبود و سپس با جمع‌آوری حکایاتی از دیگر منابع کار خود را شروع کرد و پس از اتمام آن را جامع الحکایات فی ترجمة الفرج بعد شدة والضیقة نام نهاد.

عکس عنوان این کتاب
عکس عنوان این کتاب

حکایتی که من را تسلی داد بخش اول
حکایتی که من را تسلی داد بخش اول
بخش دوم
بخش دوم

ادبیات فارسیحکایتادبیات
۱
۰
ادیب رابع خراسانی
ادیب رابع خراسانی
از ادبیات و تاریخ و فلسفه خواهیم نوشت.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید