ویرگول
ورودثبت نام
رستا جواهری
رستا جواهریجوانه ای قدرت از دل سفت و سخت زمین!
رستا جواهری
رستا جواهری
خواندن ۲ دقیقه·۱۲ روز پیش

دردِ لذیذِ نرسیدن!

مرزِ باریکِ میانِ انتظارِ سمی و انتظارِ مقدس

همه ما در طول زندگی خود قطعا احساس انتظار رو به شکل های مختلفی تجربه خواهیم کرد انتظار از معدود احساساتی هست که هم می‌تواند زهرآگین باشد و جسم و جان ما را مسموم کند و به مرگ تدریجی ببرد مانند مجنونی که مرگ لیلی اش را از چنگ او در می آورد و تا آخر عمر در توهم انتظار بازگشت او می‌شود

حتی انتظار برای بالا بردن کیفیت زندگی مان زمان گذاشتن برای چیزی که می‌خواهیم و همیشه و بیشتر اوقات احساس نرسیدن میکنیم انتظاری بی پایان و تمام نشدنی از روی کمال

و در مثالی اولیه تر منتظر موندن برای یه تماس یه پیام یه جواب

لحظه‌ی وصال، گویی مُسکنی است بر زخمِ ناکافی بودنمان؛ انگار تکه‌ای از پازلِ وجودمان گم شده بود و حالا با یک پیام، یک تماس یا یک رتبه، به کمال رسیده‌ایم. اما آیا واقعاً کامل شده‌ایم یا فقط توهمِ کمال را در آغوش گرفته‌ایم؟

پادزهرِ این سم، نه در چنگ زدن به آینده است و نه در بی‌خیالیِ مطلق؛ بلکه در درکِ یک حقیقتِ ساده اما تکان‌دهنده نهفته است: پذیرشِ کمالِ همین لحظه. همین‌جا که هستیم، پیش از آنکه پیامی برسد یا دری باز شود، ما تمام و کمالیم

در همین حال اون سوی دیگر "انتظار مقدس"مانند مادری که منتظر در آغوش گرفتن فرزندش هست!

از همان لحظه که متوجه بارداری خود می‌شود انتظاری شیرین تمام وجودش را پر می‌کند...

یا همانند کاشتن بذری که شاهد و در انتظار جوانه زدنش هستیم "انتظاری مثبت و خارج از این که بخواهد ما را کامل کند و چیزی به ما اضافه کند"

خیلی عجیب است که یک احساس می‌تواند هم بخشی تاریک داشته باشد،هم یک روی روشن همانند خورشیدی که بر زمین می‌تابد!

دستیابی به این آگاهی می‌تواند طرز فکر ما نسبت به محیط پیرامون مان را کاملا تغییر دهد کنترل کردن آن بخش تاریک و و زهر آلود انتظار و پذیرفتن اینکه بتوانیم مشاهده گر این بخش تاریک باشیم و به دام و تله ای که برای پر کردن فضای خالی درونمان پهن کرده تا بتواند ذره ذره ما را به سمت مرگ تدریجی ببرد نیوفتیم

بخشی از خودشناسی و قبول کردن اینکه ما با تمام نقص هایمان کافی هستیم می‌توانیم از آن روی روشن انتظار لذت ببریم و در لحظه حال زندگی کنیم...

جنگیدن با احساسات درونی به جز اینکه به روان ما و روحمان آسیب می‌رساند با گذشت زمان این جنگ احساسات در جسم ما پدیدار می‌شود زیرا تمام بیماری های جسمی انسان از منشأ او یعنی روح نامیرا او نشأت می‌گیرد.

مشاهده کنید، بپذیرید و رها کنید!

نویسنده کوچک و تجربه های ناچیز او : رستا!

فضای خالیانتظارآموزش خودشناسیاحساساتپذیرش
۷
۰
رستا جواهری
رستا جواهری
جوانه ای قدرت از دل سفت و سخت زمین!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید