به عنوان مشاوری که سال ها در اکوسیستم کسب و کار ایران با بحران های اقتصادی دست و پنجه نرم کرده ام، باید اعتراف کنم که "جنگ"، ابر بحرانی است که در ادبیات استاندارد مدیریت بحران نیز تعریف جامعی برای آن وجود ندارد.
وقتی پارامتر "امنیت جانی و روانی" وارد معادله میشود، شاخص های متعارف بهره وری و صورت های مالی، اولویت دوم و سوم پیدا میکنند. اما سازمان ها موظف اند برای عبور از این فاز، سه لایه بقا ، پایداری و حفظ سرمایه انسانی را بازتعریف کنند.
در این نوشتار کوتاه، چند اصل راهبردی و عملیاتی که در این روزها با مراجعانم به بحث گذاشته ام را مرور میکنم:
۱. بازطراحی مدیریت منابع انسانی بر مبنای "ایمنی روانشناختی"
مدل های سنتی منابع انسانی در زمان جنگ فلج میشوند. شما نمیتوانید از تیمی که درگیر اضطراب امنیت خانواده است، انتظار خلاقیت یا ثبت ساعات کاری موثر داشته باشید.
۲. مهندسی مجدد فرآیندها در زمان واقعی
برنامه تداوم کسب و کارکه در روزهای آرام نوشته شده، احتمالا الان در فولدرهای کامپیوتر سازمان در حال خاک خوردن است. در بحران فعلی، چابکی سازمانی معنا مییابد.
۳. مثلث بقای مالی: نقدینگی، تعهدات، اعتماد
در فضای مه آلود جنگ، هیچ پیش بینی مالی معتبر نیست. تنها دارایی واقعی شما وجه نقد و اعتبار اجتماعی نزد تامین کنندگان و مشتریان است.
۴. گفتمان رهبری در ابهام
کارکنان و ذی نفعان از شما انتظار "پیشگویی" ندارند. آنها از شما انتظار صداقت راهبردی و حضور مستمر دارند.
تاب آوری در جنگ، هنر «مدیریت پارادوکس حفظ ساختار با انحلال موقت قواعد» است. سازمان هایی از این گردنه عبور میکنند که از پوسته فولادی "سیستم" بیرون بیایند و به هسته انسانی "زیست بوم" پناه ببرند. ماموریت امروز شما بقای کسب و کار نیست بلکه ماموریت امروز شما حفظ کرامت و امنیت روانی تیمتان است. این عمل، قوی ترین استراتژی بازگشت به بازار خواهد بود.
با احترام و آرزوی استواری برای فعالان اقتصادی ایران
#مدیریت_بحران_پیشرفته #تاب_آوری_سازمانی #رهبری_راهبردی #اقتصاد_جنگی #مشاور_کسب_و_کار