تا حالا از این زاویه نگاه کردهای؟
که روز تولدت را به کسی تبریک بگویی؟
شاید فکر کنیم باید در این روز خیلی به خودمان برسیم.
حال دلمان را شاد کنیم.
جشن بگیریم. کیک و بادکنک و کادو،
به خاطر متولد شدن.
اما به نظرم میشود این روز را به «او» تبریک گفت.
او که خواست بیاییم.
متجلی شویم.
و باز به خودش بازگردیم.
شاید خوب باشد روز تولد با او خلوت کنیم.
حرف بزنیم.
تشکر کنیم.
و بگوییم:
«کادو چه دوست داری عزيزِدلم؟
جشن چه شکلی باشد؟
برای تو چه بپوشم؟»
و یا سکوت کنیم.
آرام شویم از هیاهوی درون و بیرون.
و بگذاریم بیصدا،
مثل همان روز نخست،
مسیر را قدمبهقدم نشانمان دهد.

امروز روز تولد من است.
و به او،
که با رحمتش
«نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی» را در من زمزمه کرد،
و با قدرت بیکرانش
در گوشم بیصدا خواند:
«أَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ الله»،
این روز را تبریک میگویم.
ممنونم، خالقِ صانعِ من!
كه خواستی در این دشتِ عالم،
انعکاس نور و عشق تو باشم.