برنامه‌های جزئی در روزنوشت

در چهار یادداشتی که راجع بولت‌ژورنال منتشر کردم، اصول اولیه بولت ژونال و تفاوت ردیاب عادت را با چک‌لیست وظیفه نشان دادم. ماه‌نگار به نوعی پروژه‌ای نسبتا بلندمدت را به تصویر می‌کشد، هفته‌نگار فعالیت‌های هرروز هفته را مشخص می‌کند و روزنگار برای هرفعالیتی به شکل جزئی نقشه می‌ریزد.

«پروژه» چگونه شکل می‌گیرد؟

وقتی برای یک ماه _ یا حتی یک‌سال_ برنامه‌ای با ثبات ریخته‌باشید، باید دقت کنید که انجام آن کار ممکن است مقدمات و لوازمی داشته باشد. پس اگر هرروز در چک‌لیست وظایف خود به نوشتن آن عنوان کلی بسنده کنید، چک‌لیست روزانه خاصیت خود را از دست می‌دهد.

مثلا فرض کنید تصمیم دارید هرهفته یک پادکست ده دقیقه‌ای در مورد یک کتاب ضبط کنید. اگر سه‌شنبه‌ها روز منتخب شماست، نباید همان‌طور که در هفته‌نگار ثبت‌کرده‌اید: ضبط پادکست، در چک‌لیست سه‌شنبه هم همین عبارت را بیاورید.

روزنگار و هفته‌نگار یکسان نیستند

تفاوت ظریف بین روزنگار و هفته‌نگار شکل‌گرفتن جزئیات یک پروژه است. اگر می‌بینید کاری از برنامه‌های شما مدام به تعویق می‌افتد و نمی‌توانید آن را به شکل مستمر ادامه بدهید، دنبال دلیل اصلی این تعویق باشید و خود را سرزنش نکنید. در مثالی که زدیم، از خود بپرسیم: چرا پادکست را ضبط نمی‌کنم؟

پاسخ‌های محتمل:

  • متن مناسبی ندارم.
  • صدایم خوب نیست.
  • هنوز اعتماد به نفس کافی ندارم.
  • کانال انتشار درستی پیدا نکرده‌ام.
  • خیلی وقت‌گیر است و چندبار باید آن را اصلاح کنم.

و....

فرض کنیم اولین پاسخ جواب ماست. این یعنی اولین گام برای ضبط پادکست داشتن یک متن مناسب است. اگر نوشتن متن مناسب را موکول کنیم به همان ساعتی که قصد ضبط‌کردن پادکست را داریم، بازهم دچار اهمال‌کاری خواهیم شد و بولت‌‌ژورنال هم نمی‌تواند به دادمان برسد.

پس در مورد کارهای عقب‌افتاده خود عمیق بیندیشید. ریشه به تعویق‌افتادن آنها را پیدا کنید و آن را به شکل فعالیت‌های خرد دربیاورید. مثلا در چک‌لیست دوشنبه ثبت کنید: نوشتن پیش‌نویس اولیه متن پادکست. به این طریق گام مهمی برای ضبط آن در روز سه‌شنبه برداشته‌اید.


پروژه‌های ساده یا پیچیده

گاهی پروژه پیچیدگی‌های بیشتری داشته و به فعالیت‌های خرد متعددی نیاز دارد. مثلا نوشتن یک رمان را در نظر بگیرید. اگر در برنامه ماهانه خود بنویسید: تکمیل بیست‌هزار کلمه از رمان. و در هفته‌نگار خود نوشتن پنج‌هزار کلمه را پیش‌بینی کرده‌باشید، نمی‌توانید تنها به تقسیم کردن این تعداد کلمه بر هفت‌روز هفته بسنده‌کنید. بلکه باز باید از خود بپرسید: چرا تا امروز رمان خود را ننوشته‌اید؟

ممکن‌است فضاسازی‌ها برایتان سخت باشد، اطلاعات کافی ندارید یا شخصیت‌ها را به درستی نمی‌شناسید. شاید در میانه نوشتن دچار رکود می‌شوید و یا تمرکزتان کم‌می‌شود. البته همه این‌عوامل در به تعویق افتادن رمان شما می‌تواند دخیل باشد. پس برای حل این مشکل باید برنامه‌ای دقیق‌تر داشته‌باشیم:

  • به شکل منظم کتاب آموزش داستان‌نویسی بخوانم.
  • چند مقاله در مورد فضای تاریخی/ هنری آن برهه از زمان مطالعه کنم.
  • هربیست و پنج‌دقیقه نوشتن منتهی به پنج دقیقه حرکت یا تماشای یک کلیپ کوتاه بشود.
  • یک موزیک آلفا گوش بدهم و نفس عمیق بکشم.

برنامه دقیق، جزئی و روشن

پس برای به انجام‌رساندن کاری که مدت‌هاست به تعویق می‌اندازید، صرف ثبت‌کردن آن در چک لیست و انتقال آن به روزهای دیگر هفته کفایت نمی‌کند. غلبه براهمال‌کاری تنها با یک برنامه‌ریزی دقیق و منظم شکل می‌گیرد. اگر بتوانیم هرفعالیتی را به پروژه‌ای تبدیل کنیم و آن را در مراحل کوچک انجام دهیم، موفقیت به ما نزدیک‌تر خواهد شد.