شاید بهتر باشد قبل از اینکه ناخواسته شریک زندگیتان را آزرده خاطر کنید، کمی بیشتر تأمل کنید. چرا؟ زیرا استفاده از القاب تحقیرآمیز برای خطاب کردن شخص، نوعی انتقاد است که فراتر از صرفاً بیرحمانه بودن، یکی از «چهار سوار آخرالزمان» به شمار میرود؛ به عبارت دیگر، یکی از چهار سبک منفی ارتباطی که میتواند نشاندهنده نزدیک بودن پایان رابطه شما باشد.
اصطلاح چهار سوار آخرالزمان توسط روانشناس، دکتر جان گاتمن، ابداع شده است و به استعارهای در انجیل اشاره دارد که نمادی از «پایان دوران» است—پیروزی، جنگ، قحطی و مرگ. اما در رابطه شما، چهار سوار شامل انتقاد، تحقیر، دفاعی بودن و دیوار سنگی هستند.

به زبان ساده، انتقاد به معنای بیان نارضایتی یا شکایت به شیوهای نادرست و مستقیم به سمت شریک زندگی است. متخصصان روابط میگویند: «ابراز نارضایتی در رابطه امری طبیعی است، اما انتقاد مخرب و آسیبزننده است.» تفاوت این دو در چیست؟ زمانی که از شریک خود انتقاد میکنید، مشکل یا ناراحتی خود را به کل شخصیت او نسبت میدهید.
برای مثال: اگر از اینکه شریک زندگیتان همیشه لیوان قهوه استفادهشدهاش را روی پیشخوان رها میکند ناراحت هستید، ممکن است بگویید:
«تو خیلی تنبل و خودخواهی که حتی حاضر نیستی لیوان را داخل ماشین ظرفشویی بگذاری!»
همانطور که میبینید، این جمله لحنی تند و گزنده دارد. چنین واکنشی هم از موضوع اصلی دور میشود و هم نیاز واقعی شما – که صرفاً جمعآوری لیوان است – را پنهان میکند.
کارشناسان معتقدند که این نوع واکنش، در واقع بیان نادرست و ناکارآمد نیاز واقعی شماست. به جای حمله به شخصیت طرف مقابل، بهتر است نیاز خود را به طور واضح و مستقیم بیان کنید. برای مثال، میتوانید بگویید: «وقتی لیوان قهوه روی پیشخوان میماند، احساس میکنم که خانه نامرتب است. لطفاً بعد از استفاده، آن را داخل ماشین ظرفشویی بگذار.»
همانطور که قبلاً گفته شد، ابراز نارضایتی در رابطه امری طبیعی است، به شرطی که شخصیت شریک زندگی خود را زیر سؤال نبرید. متخصصان روابط توصیه میکنند که به جای حمله، موضوع را با ملایمت مطرح کنید؛ یعنی احساس خود و نیازتان را به طور واضح و مستقیم بیان کنید.
برای مثال، به جای گفتن «تو تنبلی»، میتوانید بگویید:
«وقتی ظرفها روی پیشخوان میمانند، احساس میکنم که بار مسئولیت همه چیز بر دوش من است و خسته میشوم. خیلی خوب میشود اگر بعد از استفاده، ظرفهای خود را داخل ماشین ظرفشویی بگذاری.»
به این ترتیب، شما نیاز خود را بیان میکنید، بدون اینکه طرف مقابل احساس کند مورد حمله یا سرزنش قرار گرفته است.
متخصصان معتقدند که وقتی لحن شما ملایم و نرم باشد، شریک زندگیتان واقعاً به حرفهای شما گوش میدهد. این دقیقاً همان چیزی است که به دنبال آن هستید. وقتی انتقاد میکنید، در واقع مانع از موفقیت شریک زندگیتان میشوید. اما وقتی مهربان و ملایم باشید، نه تنها شنیده میشوید، بلکه احتمال پذیرش مسئولیت از طرف مقابل نیز بیشتر میشود.
وقتی احساس میکنید شریک زندگیتان به شخصیت شما حمله کرده است، حالت دفاعی وارد عمل میشود—و معمولاً به دو شکل خود را نشان میدهد.
شکل اول: به جای شنیدن شکایت شریک زندگیتان، به حمله متقابل روی میآورید.
برای مثال، اگر شریک زندگیتان شما را به خاطر جمع نکردن لیوان «تنبل» خطاب کند، ممکن است پاسخ دهید: «اونی که تنبله تویی! سطل زباله داره از شدت پر بودن منفجر میشه و تو اصلاً محلش نمیذاری!»
متخصصان معتقدند: «در این حالت، شما اصلاً به اصل مسئله نمیپردازید، بلکه فقط حمله متقابل میکنید.» این نوع واکنش، نه تنها مشکل را حل نمیکند، بلکه باعث تشدید آن نیز میشود.
شکل دوم: نقش قربانی بیگناه را بازی میکنید. مثلاً در پاسخ به یک شکایت، میگویید:
«درسته! من اصلاً هیچ کاری را بلد نیستم درست انجام دهم!»
این نوع پاسخ، در واقع نوعی خودسرزنشی آمیخته با طعنه و خشم است. در هر دو حالت، مشکل اصلی این است که شما حرف شریک زندگیتان را نمیشنوید و یا همه تقصیر را گردن میگیرید یا هیچ بخشی از مسئولیت را نمیپذیرید.
بسیار عالی، در اینجا ویرایش و توضیح بیشتر برای بخش پادزهر حالت دفاعی ارائه میشود:
راهحل اصلی، پذیرفتن بخشی از مسئولیت است—تا طرف مقابل احساس کند که شما واقعاً به او گوش میدهید و در حال تلاش برای تغییر رفتار خود هستید. البته این یک فرایند دوطرفه است؛ شریک زندگی شما نیز باید یاد بگیرد که شکایتهای خود را به درستی و بدون انتقاد بیان کند (همانطور که در بخش سوار اول: انتقاد توضیح داده شد).
برای مثال، اگر شریک زندگیتان بگوید:
«وقتی ظرفها روی پیشخوان میمانند، احساس میکنم که بار مسئولیت همه چیز بر دوش من است»،
شما میتوانید اینطور پاسخ دهید:
«درسته، من گاهی اوقات عادت دارم ظرفهایم را همانجا رها کنم. سعی میکنم از این به بعد بهتر عمل کنم.»
همین اعتراف ساده به بخشی از واقعیت، میتواند زمینهساز گفتوگویی سالمتر و بدون حالت دفاعی شود.
هِک میگوید: «لازم نیست همهی مسئولیت را بهتنهایی به عهده بگیرید»، اما با چنین پاسخی، شما واقعیت گفتهی شریکتان را میپذیرید. همین پذیرش ساده میتواند فوراً تنش را کاهش دهد و شرایط را برای یک گفتوگوی آرامتر، سازندهتر و مؤثرتر بین شما دو نفر فراهم کند.
از نگاه متخصصان، تحقیر خطرناکترین و سمیترین سوار در روابط عاشقانه است—و معمولاً در روابط قدیمیتر و جاافتادهتر ظاهر میشود، نه در مراحل ابتدایی آشنایی. چرا؟ زیرا تحقیر، احساسی از برتری است که «با گذشت زمان شکل میگیرد». ممکن است احساس کنید باهوشتر، مرتبتر، خوشتیپتر یا سختکوشتر از شریک زندگیتان هستید.
«انگار که در جایگاهی بالاتر از شریک زندگیتان ایستادهاید و از بالا به او نگاه میکنید.»
تحقیر میتواند در قالب طعنه، چشمچرخاندن، کنایه، یا حتی خطاب کردنهای تحقیرآمیز خود را نشان دهد—اما فقط در رفتار ظاهری نیست، بلکه یک ذهنیت است.
متخصصان معتقدند: «ممکن است شریک زندگیتان متوجه نشود که شما با تحقیر رفتار میکنید، اما اگر در ذهنتان افکار تحقیرآمیز دارید، همان نیز میتواند برای رابطه بسیار سمی و مخرب باشد.»
در نهایت، تحقیر یعنی باور به اینکه شما از شریک زندگیتان بهتر یا برتر هستید—در هر زمینهای.
شاید کلیشهای به نظر برسد، اما تمرکز بر نکات مثبت دقیقاً همان چیزی است که در این موقعیت کاربرد دارد.
متخصصان معتقدند: «راه از بین بردن تحقیر در رابطه، ساختن فرهنگی بر پایه قدردانی است—بهویژه اگر افکار برتریجویانه نسبت به شریک زندگیتان دارید.»
به جای تمرکز بر ضعفها، به دنبال ویژگیهای خوب شریک زندگیتان باشید—چیزهایی که شما را عاشق او کرده، یا رفتاری که واقعاً تحسین میکنید—و حتماً آنها را به زبان بیاورید.
به خاطر بیاورید که چرا در ابتدا عاشق او شدید؟ سعی کنید آن دلایل را همیشه در ذهنتان زنده نگه دارید.
همه چیز به ذهنآگاهی برمیگردد.
متخصصان میگویند: «اگر به دنبال نکات منفی بگردید، مطمئناً آنها را پیدا میکنید و به سمت تحقیر میروید. ولی اگر چشمتان به دنبال نکات مثبت باشد، همانها را خواهید دید.»
تغییر این طرز فکر شاید زمانبر باشد، اما به گفته آنها: «کاملاً ارزشش را دارد.»
اگر با این اصطلاح آشنا نیستید، دیوار سنگی (Stonewalling) زمانی اتفاق میافتد که شما از نظر فیزیکی در کنار شریک زندگیتان حضور دارید، اما از نظر ذهنی و کلامی کاملاً خاموش میشوید—به طوری که انگار طرف مقابل در حال صحبت با یک دیوار است.
متخصصان معتقدند: «در این حالت، شما از طریق زبان بدن خود نشان میدهید که علاقهای به ادامه گفتوگو ندارید. ممکن است دست به سینه شوید، نگاه خود را از او بدزدید یا اصلاً پاسخی ندهید.»
به عبارت دیگر، شما کاملاً در لاک خود فرو میروید و شریک زندگیتان دیگر نمیتواند از طریق کلام با شما ارتباط برقرار کند. این رفتار اغلب باعث میشود که مشاجره شدت بگیرد، صداها بلندتر شود و حرفهای تلختری بین شما رد و بدل شود.
متخصصان توضیح میدهند: «دیوار سنگی در واقع یک تلاش نادرست برای آرام کردن خود است.» وقتی احساسات شدید به شما هجوم میآورند، شما ساکت و بیحرکت میشوید تا از بروز آنها جلوگیری کنید.
اما حقیقت این است که: «سکوت کردن و ترک گفتوگو بدون اطلاع دادن به شریک زندگیتان، فقط اوضاع را بدتر میکند.»
نکته کلیدی، شناخت حد و مرزهای احساسی خودتان است—به ویژه زمانی که احساس میکنید از نظر احساسی از کنترل خارج میشوید.
متخصصان معتقدند: «وقتی شروع به بلند صحبت کردن، قدم زدن عصبی یا استفاده از الفاظ تند میکنید، اینها نشانههایی هستند که شما در حال ورود به حالت «جنگ یا گریز» هستید»—و همین حالت باعث میشود که به دیوار سنگی پناه ببرید.
در این شرایط، بهتر است موقتاً از مکالمه خارج شوید، اما به شریک زندگیتان اطلاع دهید که به یک وقفه نیاز دارید. مثلاً میتوانید بگویید:
«الان واقعاً نیاز دارم کمی قدم بزنم. وقتی برگشتم، خوشحال میشوم که به گفتوگو ادامه دهیم.»
این فاصله کوتاه میتواند ضربان قلب شما را کاهش دهد، به شما کمک کند آرام شوید و سپس با ذهنی منطقیتر و آمادهتر برای گفتوگویی سازنده بازگردید.
شاید اصطلاح «چهار سوار آخرالزمان» ترسناک به نظر برسد (هیچکس دوست ندارد رابطهاش را با آخرالزمان مقایسه کند!) اما خبر خوب این است که اگر هر دو طرف با هم و به یک اندازه تلاش کنند، میتوانند از این موانع عبور کنند—البته به شرطی که هنوز عشق و تمایل واقعی برای ساختن رابطه وجود داشته باشد.
اگر احساس میکنید به تنهایی از پس این چالشها برنمیآیید، مشاوره زوجدرمانی میتواند نقطه شروع فوقالعادهای باشد؛ جایی که یک متخصص بیطرف میتواند شما را در مسیر گفتوگو و بهبود رابطه همراهی کند.
و یادتان باشد:
شما لایق یک رابطه سالم، شاد و غیرسمی هستید.
اگر این الگوهای ارتباطی مخرب بیش از حد شدید شدهاند، یا اگر شریک زندگیتان تمایلی به تغییر ندارد، نترسید که قدمی به عقب بردارید و به فکر خودتان باشید—حتی اگر به معنای خداحافظی باشد.