پنج‌دری با پنجره‌های اُرسی

وقتی درِ یه سوئیت کوچیک رو باز می‌کنین چی می‌بینین؟ تقریبن همه چی. یعنی با یک نگاه چیز نادیده‌ای باقی نمی‌مونه. بعضی از آدم‌ها این جورین همه چیزشون هویداست و لایه‌های پنهان ندارن؛ حال و پذیرایی و آشپزخونه و روم به دیوار سرویس‌شون، همه در دسترسه. ولی بعضی‌ها مثل معماری خانه‌های سنتی لایه‌لایه و تو در تو هستن؛ ممکنه سال‌ها باهاشون در ارتباط باشین، ولی از هشتی عمارت‌شون اونورتر نرفته‌باشین؛ تقریبن هیچ کس راهی به لایه‌های پنهان‌شون نداره و چیز زیادی نمی‌شه ازشون فهمید. بعضی‌های دیگه، زیرزمین تاریکی هستن که برای رسیدن بهشون باید پله‌های زیادی رو در تاریکی و دلهره، و گاهی وقت‌ها همراه با تشویش و عذاب، طی کنین و دست آخر هم، چیزی جز سیاهی و یاس نصیبت‌تون نمی‌شه. بعضی‌ها هم یه لابرینت پیچ‌درپیچ و بی‌مقصدن که براتون فقط سرگشتگی به ارمغان میارن، و هیچ چیز دیگه‌ای دروجودشون نیست؛ جز یک ماز بی‌انتها.

" منم و این صنم و عاشقی و باقی عمر"

و اما بعضی‌ها حال و هوا دارن، نور دارن، رنگ دارن و دلپذیرن .به دور از ساده‌لوحی، ساده و صمیمی هستن؛ دنیا رو زیبا می‌بینن و این زیبایی رو جلوی چشم‌هاتون به تماشا می‌ذارن؛ اصلن بهشون که نگاه کنین زندگی رو دروجودشون می‌بینین؛ اونقدر شفاف و صیقلی هستن که تصویر زندگی رو بازتاب می‌دن؛ همه چیز در کنارشون خوب و خوش و دلپذیره. هر لحظه از زندگی رو براتون پرشور می‌کنن و هر وقت که پیش‌شون باشین حالتون خوب می‌شه. از هردری می‌شه باهاشون وارد صحبت شد و از حضورشون لذت برد؛ این آدم‌ها مثل پنج‌دری می مونن؛ یه پنج‌دری با پنجره‌های اُرسی.


https://virgool.io/@rziadoostan/%D9%85%D8%B4%D8%AA-%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-dnydyms9th4o