ویرگول
ورودثبت نام
سبا محمدیان
سبا محمدیانروانشناس|کوچ توسعه فردی و خودشناسی|مشاور| مدرس 🌿۰۹۱۹۹۹۲۲۰۸۴
سبا محمدیان
سبا محمدیان
خواندن ۵ دقیقه·۵ ماه پیش

وقتی تراس یک متری بهشت می شود!

🟣۴:۴۴؛ نشانه‌ای برای بیداری:

صبح بیدار شدم.ساعت که نگاه کردم ۴:۴۴ بود. برای من نشانه‌ی همزمانی از طرف دنیا بود! خوشحال بودم و خدا رو شکر کردم که سبایی که تا ساعت ۱۲ و یا حتی ۳ ظهر همیشه قبلاً می‌خوابید، الان ۴ و نیم، ۵ صبح بیداره و کارهایی که برای ارتقای خودش (جسم و روحش) مناسبه انجام می‌ده!

البته آلارم نذاشته بودم و خودبه‌خود بیدار شده بودم و این یکی دیگه از تغییرات زندگی من بود! شاید براتون جالب باشه اصلاً این تغییرات از کجا شروع شدن؟ من خودم از مدیتیشن اون هم تو سکوت (و توجه به بدن و نفس)، یوگا، ارتباط با کودک درون، ارتباط با خدا از طریق نوشتن می‌دونم!

🟣عدد ۴۴۴ چی میگه؟:[دیدن عدد ۴۴۴ یا ساعت ۴:۴۴ در باورهای معنوی و عددشناسی معمولاً به:

۱. حمایت معنوی → می‌گن نشونه اینه که فرشته‌ها یا انرژی‌های معنوی در کنارت هستن و ازت پشتیبانی می‌کنن. یعنی تنها نیستی.۲. پایداری و ثبات → عدد ۴ با پایه، نظم و استحکام در ارتباطه. دیدن ۴۴۴ یعنی وقتشه روی ساختن پایه‌های زندگیت (کار، رابطه، سلامتی، معنویت) محکم‌تر کار کنی.۳. تأیید مسیر → نشونه‌ایه که می‌گه تو در مسیر درستی هستی و باید ادامه بدی.۴. یادآوری به آرامش درونی → دعوتیه که به جای نگرانی، اعتماد کنی و بدونی که جهان درون و بیرونت هماهنگه.🌱 بعضی‌ها هم می‌گن وقتی چنین ساعتی رو می‌بینی، خوبه یه لحظه مکث کنی، به نیت و افکارت توجه کنی، چون جهان داره بهت آینه نشون می‌ده.]

🟣تراس یک‌متری و دنیای بی‌نهایت:

بعد طبق معمول یه لیوان آب از شیر آشپزخونه خوردم و رفتم تو تراس. مدتیه تمیزش کردم و گل گذاشتم و یه صندلی پلاستیکی 😃. دیگه اینجا مأمن امنی برام شده؛ برعکس این دوسالی که اصلاً هیچ وقت پا توش نمی‌ذاشتم!

می‌دونی یه وقتایی حواست به یه جاهایی نیست، ولی اون‌جاها خیلی دل و باحالن خدایی! اومدم. اولین صدایی که شنیدم صدای جادویی پاکبانی بود که تو اون هوای سرمه‌ای جارویی می‌کشید به دل کوچه! صداش رو دوست داشتم. انگار برام نوستالژی روزهایی بود که با مامان و بابام می‌اومدیم تهران خونه خالم و همه‌ی شهر خواب بودن و ما تازه می‌رسیدیم و من ذوق دیدن خالم رو داشتم!

پاکبان با جاروش به من می‌گفت: "می‌شه خیلی راحت همه‌ی افکارت رو پاکسازی کنی!"

🟣پرنده‌ها، ستاره‌ها و لبخند زندگی:

بعد صدای پرنده‌ها… وای صدای پرنده‌ها که می‌خوندن! نگاهم خورد به آسمون. آسمون سورمه‌ای هنوز تیره بود و دو تا ستاره توش خوش‌رقصی می‌کردن. و من لبخندی زدم که زندگی چقدر زیباست!

🟣موسیقی و خداتراپی:

آهنگ "دیوار" از داریوش رو پلی کردم و به یاد خدا گوش دادم و با خودم مرور کردم و عشق کردم:

"...ای که بی تو خودمو تک و تنها می‌بینم ●♬♩

هر جا که پا می‌ذارم تو رو اونجا می‌بینم ●…"

البته بگم یه جاهاییش اصلاً به خدا نمیادها! اون‌جاهاش رو جدی نمی‌گرفتم. مثلاً: "...یادمه چشمای تو پر درد و غصه بود ●♬♩.." (این نظر منه!)

و دوباره تیکه‌ای دیگه: "...تو برام خورشید بودی توی این دنیای سرد ●♬♩

گونه‌های خیسمو دستای تو پاک می‌کرد ●♬♩…"

خلاصه این آهنگ رو گوش کردم و حال خوبی بهم دست داد، ولی خب همش منو نگرفت که یهو آهنگ بعدی پلی شد!

🟣بهانه‌ای برای خدا:

به به! چی آهنگی! "بهانه" از بانو هایده:

"...ای قبله‌ی من خاک در خانه‌ی تو

بی‌منت می‌مستم ز پیمانه‌ی تو

ای قبله‌ی من خاک در خانه‌ی تو

در دام توام بی‌زحمت دانه‌ی تو…"

این ترانه مال خودم و خدا بود. به قول خودم یه "خدا تراپی" خالص بود! ما موسیقی‌درمانی داریم و خب درمان‌های معنوی هم داریم. من به این روشی که خودم برای خودم اختراع کردم و گاهی تو فضای مجازی هم پخش می‌کنم می‌گم "خدا تراپی"! 🥰 والا که جوابه!

یادمه آخرین بار تو راه شمال وقتی رانندگی می‌کردم این آهنگ رو گذاشتم، خوندم باش، رانندگی کردم و به طبیعت چالوس نگاه کردم. برای اونچه خلق کرده بود ذوق‌زده بودم و ازش سپاسگزار. یادمه وقتی پیاده شدم کلی حالم خوب بود و یه عالمه دوپامین ترشح شده بود تو مغزم!

🟣تراس کوچک، عشق بزرگ:

راستی فکر نکنید خونه‌ی ما تراسش اندازه‌ی پنت‌هاوس‌هاست! کلاً یه متره و دو نفر ما می‌شیم کنار هم! ولی می‌دونین؟ خیلی دید شما به هر چیزی کاربردش رو متفاوت می‌کنه.

گفتم من دو سال اصلاً نمی‌اومدم اینجا. ولی الان گل گذاشتم، یه صندلی خیلی کوچیک گذاشتم و خب حالم هم توش خوبه! یعنی چون بهش عشق دادم، اونم بهم عشق می‌ده!

الان دیگه می‌رم توش، آسمون یه رنگ دیگه‌ست، صدای پرنده‌ها، حتی صدای ماشین و موتورها که یهو بی‌هوا می‌رن و می‌خوان به من بگن: "پاشو بابا این‌قدر آرامش نداشته باش 😃!"

از وقتی توش رفت‌وآمد می‌کنم فهمیدم پرنده‌ها فقط بلد نیستن بخونن؛ ما شنونده‌ی صداشون نیستیم. خیلی وقت‌ها صدای پر زدن‌شون میاد و وای که چه صدای قشنگیه! 🕊🕊🕊

باور کنید پریروز داشتم جارو می‌زدم، اصلاً برام سرامیک‌های سفید با رگه‌های سیاهش وقتی تمیز شد کلی انگار خود تراس و من کیف کردیم!

🟣ساعت ۰۵:۵۰؛ تأکیدی برای ادامه‌ی مسیر:

الان ساعت ۰۵:۵۰ است. برام جالبه که همچنین ساعتی رو دیدم! از اونجا که من سریع دنبال نشونه‌ها می‌رم (مثل اون‌وقت که ۴:۴۴ رو دیدم و حتی مدیتیشنش رو طراحی کردم)، الان هم متوجه شدم این برای من این جملات تأکیدی خوبه!

🟣می‌تونه برای شما هم، بر حسب اینکه کجای مسیر هستین، خوب باشه. این جمله ها رو با خودتون تکرار کنید:

من با خدا و جهان در ارتباطم ✨

هر روز با نوشتن و ژورنال، درونم را می‌شنوم 📖

من انرژی و آرامش را در بدنم حس می‌کنم 🧘‍♀️

من هر روز در مسیر رشد، آزادی و هماهنگی هستم 🌱

جهان از من حمایت می‌کند و من در امنیت و عشق حرکت می‌کنم

من با کودک درونم صلح کرده‌ام 💞

🟣پایان با یک پرسش:

شما امروز چه کاری می‌کنید که حالتون رو خودتون بهتر کنید؟!

چه گوشه ی فراموش شده ی زندگی ات هست (مثل تراس یک متری من) که اگر به اون عشق بدی میشه پناهگاه آرامشت؟

خودشناسیخداکوچینگروانشناسیجملات تاکیدی
۷
۳
سبا محمدیان
سبا محمدیان
روانشناس|کوچ توسعه فردی و خودشناسی|مشاور| مدرس 🌿۰۹۱۹۹۹۲۲۰۸۴
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید